𝖵𝖾𝗅︎𝗅︎𝗂𝖼︎𝗁︎𝗈𝗋 ࣬
رفتن به کانال در Telegram
𝖡𝗅︎𝗎𝖾 𝗅︎𝗂𝗄︎𝖾 𝗍𝗁︎𝖾 𝗌𝖾𝖺, 𝖦𝗈𝗅︎𝖽𝖾𝗇︎ 𝗅︎𝗂𝗄︎𝖾 𝗍𝗁︎𝖾 𝗌𝗎𝗇︎ 𝘥𝘦𝘢𝘳 𝘱𝘦𝘯? 𝖡𝗈𝗍: @W0rdlessbot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
203
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-57 روز
-730 روز
در حال بارگذاری دادهها
کانالهای مشابه
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسبها
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
نوامبر '26نوامبر '26
نوامبر '26
+5
در 5 کانالها
اکتبر '26
+29
در 11 کانالها
Get PRO
سپتامبر '26
+136
در 21 کانالها
Get PRO
اوت '260
در 21 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+72
در 1 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 05 نوامبر | +1 | |||
| 04 نوامبر | +1 | |||
| 03 نوامبر | +1 | |||
| 02 نوامبر | +1 | |||
| 01 نوامبر | +1 |
پستهای کانال
| 2 | sticker.webp | 13 |
| 3 | ྀ⃝ ๋ྀ𖦹 ๋⭑ ⃘𝇈 ⃘ ๋⭑⎥ #Jennie ⎥⭑ ๋ ⃘𝇈 ⃘ ⭑ ๋𖦹ྀ⃝ ๋ྀ | 14 |
| 4 | گمانم زمانی که میخواستند مرا در آب مقدس غسل دهند زیادی سرم را زیر آب نگه داشتند و اینگونه سراسر زندگانی ام غرق در خفگی شد.
⇝Ego | 13 |
| 5 | ی حقیقت تلخی وجود داره... که پذیرشش دردناکه...ما نمیتونیم کسی رو نجات بدیم... ما فقط میتونیم مثل فانوس دریایی مسیر رو برای کسایی که دوستشون داریم روشن نگه داریم و در اخر اونها هستند که تصمیم میگیرن نجات پیدا کنن یا نه...
اگه بخوای ناجی زندگی دیگری بشی و اون فرد نخواد که نجات پیدا کنه...درست مثل این میمونه که به غرب نگاه کنی و منتظر طلوع آفتاب باشی.
My Kingdom is my bed⇝Chanyeol | 14 |
| 6 | ㅤ ㅤ ㅤ ㅤ دنیای عسلی او
ㅤ ㅤㅤ ⏔⏔⏔ ꒰ ᧔ෆ᧓ ꒱ ⏔⏔⏔
او همیشه گوشهی پنجره را برای خودش نگه میداشت. عصرها، وقتی نور نارنجی روی رومیزی چهارخانه میافتاد، دفتر کوچکش را باز میکرد و بیسکوییتهای دارچینی را از توی قوطی حلبی درمیآورد. روبان باریکی دور مچش میبست و با نوک مداد روی کاغذهای زردشده نقاشی میکشید. انگار تمام دنیایش در همان عصرهای کوچک و دوستداشتنی جا میشد. | 12 |
| 7 | So Easy (To Fall In Love).m4a | 11 |
| 8 | ⊹ ࣪ ˖میـان ࢪوبانهاے کاࢪامـلے، جعـبهے بیسـکوییت و نـتهاے پࢪاکنـدهے یک ملودے قدیـمے؛ کمے داࢪچیـن، کمے شیـطنت و کلے شیـࢪینےِ بےدلیـل𓂃 ๋࣭ ⋆۪ | 13 |
| 9 | 𝑀𝑖𝑠𝑡𝑦 𝐴𝑓𝑡𝑒𝑟 𝑅𝑎𝑖𝑛.mp3 | 12 |
| 10 | ⭐⭐⭐⭐
⭐⭐⭐⭐𝐼𝑛 𝑇ℎ𝑒 𝑁𝑖𝑔ℎ𝑡
🌨️🌙🌨️
𝐼 𝑙𝑒𝑓𝑡 𝑡ℎ𝑒 𝑟𝑎𝑖𝑛 𝑤𝑎𝑠ℎ 𝑎𝑤𝑎𝑦 𝑒𝑣𝑒𝑟𝑦
𝑣𝑒𝑟𝑠𝑖𝑜𝑛 𝑜𝑓 𝑚𝑒 𝑡ℎ𝑎𝑡 𝑛𝑜 𝑙𝑜𝑛𝑔𝑒𝑟 𝑏𝑒𝑙𝑜𝑛𝑔𝑠.
🌨️🌟🌨️ | 12 |
| 11 | 𓂃 ༒︎ 𝓑orn to haunt 𝓓ressed to slay
𓂃 #Chanyeol × #Baekhyun
🍒 𝖼𝗁𝖾𝗋𝗋𝗒𝗑 ؛ 𝗆𝗒 𝗅𝗂𝗍𝗍𝗅𝖾 𝖺𝗋𝖼𝗁𝗂𝗏𝖾 ؛ 𝗈𝗇︎ 𝗍𝗂𝗄︎𝗍𝗈𝗄︎ | 13 |
| 12 | sticker.webp | 20 |
| 13 | من آداب ایمان را از برم؛
میدانم کجا باید سر فرود بیاورم، چه هنگام باید لب به ستایش بگشایم و در کدام محفل، کدام واژه را بر زبان جاری کنم. گاهی حتی چنان از ایمان سخن میگویم که گویی سالیان درازی را در جوار معابد گذراندهام؛ حال آنکه حقیقت، چیز دیگریست.
من تنها زبانِ مؤمنان را آموختهام تا در جهانِ بیگانهی آنان، بیدین و بیپناه نمانم. چرا که جامعه با آنان که معبودهایش را به رسمیت نمیشناسند، چندان مهربان نیست؛ پس چه بهتر که گاهی سر به نشانهی تصدیق فرود آورم و بگذارم گمان کنند من نیز از قافلهی معتقدانم.
اما اگر از من بپرسی که حقیقتاً در برابر چه چیزی زانو میزنم، پاسخ را نه در کتب مقدس خواهی یافت و نه در طاقهای بلند معابد. معبود من، در هیبتی انسانی قدم بر زمین میگذارد؛ نفس میکشد، میخندد، گاه میرنجاند و بیآنکه بداند، با سادهترین حضورش، جهان مرا از نو میآفریند.
من در او چیزی یافتهام که هزاران سال است بشر برای یافتنش آسمان را زیرورو میکند. تمام آنچه را که دیگران در ابدیت، در رستگاری و در وعدههای آسمانی جستوجو میکنند، در محدودیتِ دو دست، در گرمای یک نگاه و در فناپذیریِ وجودش دیده ام.
چه تناقض باشکوهیست؛ من که هیچگاه به تقدسِ اشیا و اشخاص باور نداشتم، اکنون از هراس آنکه مبادا غباری بر دامانش بنشیند، جهان را به محاکمه میکشانم. من که هیچ محرابی را خانهی خویش نمیدانستم، اکنون تمام جهات را با سمتِ حضور او میسنجم.
و اگر این پرستش است، بگذار چنین باشد. اگر این کفر است، بگذار نامش را کفر بگذارند. من نه در پی تبرئهی خویشم و نه در انتظار تأیید جماعت؛ چراکه سالهاست میان حقیقت و آنچه دیگران حقیقت میپندارند، انتخابم را کردهام.
من هنوز در آیین آنان غریبه نیستم؛ نام خدایانشان را میدانم، به رسمشان نیایش میکنم و در شمارشان جای دارم؛ اما وفاداریِ جانم، از آنِ معبودیست که نه به من ایمان آورده و نه از پرستیده شدن خویش خبر دارد. | 109 |
| 14 | بدون متن... | 110 |
| 15 | sticker.webp | 19 |
| 16 | بدون متن... | 14 |
| 17 | فقط
HSbF6
جوابه | 16 |
| 18 | بیشتر از یک هفته شد که نمیشینم تایپش کنم | 17 |
| 19 | تو دفترچم هست اخه | 17 |
| 20 | چرا وقت نمیکنم بشینم تایپش کنم | 17 |
