fa
Feedback
آلـنـد

آلـنـد

رفتن به کانال در Telegram

فرزندِ ایران و جان فدایِ میهن؛ - هرچی اومد تو ذهنم، میریزم اینجا. t.me/BluChtBot?start=Aland837

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
231
مشترکین
-324 ساعت
-47 روز
+1230 روز
آرشیو پست ها
اینکه بفهمی حرف کوچکت حال کسی رو بهتر کرده. https://t.me/Aland837 🧸

می‌خوای عبادت کنی اما سجاده نداری؟ برو تو خیابون سجده کن. خاکِ ایران مقدسه.
آبانِ 98، شهریورِ 1401، میناب، دیِ 1404، سربازانِ بمپور، کشتی‌ِسانجی، هواپیمای اوکراین و...

Repost from Casa d’Anna
این پیام رو فور بزنید توی چنلاتون، چنلاتونو توی یه جمله کوتاه تبلیغ کنید من فور میزنم اینجا از همتون حمایت شه.
اگه یه چنل دخترونه با وایب روزمره میخوای اینجا جوین شو
اینطوری مثلا💗.

•✨•این پیام رو فور کنید تا یه دلیل برای زندگی بهتون بگم.

با خیال تو به سر بردن اگر هست گناه با خبر باش که من غرق گناهم همه عمر

این پیام رو فور کنید، یه پرونده‌جنایی مختص چنل‌خودتون بسازم واستون.
(برای ده‌چنل اولی که فور کنن یه سوپرایز هم دارم.)
ظرفیت: تا وقتی خط بزنم. جوین باشی خوشحالم می‌کنی.💙

فور بزنید تا به پست اخرتون از 10 نمره بدم
جوین باشید

#پاکسازی سپتامبریاا حس می‌کنم چنل دوباره داره میره سمت روح شدن :)) پس این پیامو توی چنلاتون فور کنین، هم ببینم کیا هنوز اینجان و این گوشه‌ی کوچیکو دوست دارن 🫶🏻 هم از یسری چنلایی که روحن لفت بدم هم با چنلای جدید آشناشم و بیام یه سر به دنیای دوستای تازمون بزنم ☕️

Repost from دآ
ولی از روزی که نیکا گفت ″بچه‌ها نخندینا″ ما واقعا نخندیدیم..

یه متن نوشتم خیلی چرخش قلم داره ولی خیلی دوسش دارمم😭🙂‍↔️

اینکه سه روز دیگه باید تو صف مدرسه باشم منو ناراحت می‌کنه.😭

از نشئگی واژه‌ها منِ بی او در خودم گم شده‌ام؛ آن‌قدر که زندگی در سیاه چاله نیمهِ‌شب بر نقطه‌صفرِمَن سکوت کرده است. من بیگانه نورم در میانِ سطرهایی که هر شب با کلمات آشفته‌ی ذهنم نوشته می‌شوند. یاسِ آبی میان دفترِ آبی کاربُنی خاطراتم خشکیده است و من، منِ خودم، با چوب‌های علاقه‌ام کتابخانه کوکو را در گوشه‌ای از قلبم بنا کرده‌ام؛ جایی برای صحبت های خصوصی و دفترچه خاکستری خاطراتی که هیچ‌کس از آن‌ها خبر ندارد. یادداشت های روی میز هنوز مانده‌اند؛ کنار یک قلب سرد که روزی گرم‌ترین جای جهان بود. در مه‌گون شب، پسری در میان نی زار را دیدم؛ مثل آلندی دور در اقلیم گمشده‌ای که سال‌هاست مطرود مانده. او با بیست‌وچهار ساعتِ ذهن خود در جست‌وجوی قوت قلبی بود و من، در انعکاس نقره‌گون شب، فروغ کوچکی را هنوز برای دوست داشتن نگه داشته بودم. شاید عشق، همان فرکانس نامرئی باشد؛ همان بوی نرگس بارون خورده که از دور می‌آید و نخستین پژواک آن در آسمان، مثل سها سِتاره‌‌ای‌کَم‌نور‌ آرام می‌لرزد. بعد، ناگهان دنیای این روزای من با آواز نی از خواب بیدار شد؛ آوازِ نازک خیال زیر ماه دوران که از پشت هاله‌ای از نور به گوش می‌رسید. آیه های دل آرام‌آرام بر مه سار شب نشستند؛ و دخت شب با عطر بابونه از کوچه‌های خاطره گذشت. و من فهمیدم گاهی تمام این راه، از نشئگی یک واژه آغاز می‌شود و به یک حقیقت ساده می‌رسد: آدمی باید از میان تمام شب‌های خودش بگذرد تا سرانجام به رهایی برسد. 🕊️🤍
_ارغوان"دختر شعر"

اینکه میبینم حال عزیزم بده و نمیتونم هیچ کاری بکنم بجز درد بیشتر شدن براش، منو اذیت می‌کنه.

Repost from N/a
درود و مهر دوستان این پیامو فوروارد کنید لطفا 300 تایی بشیم چالش استارزی بزاریم مثل قبلا با 3‌ برنده🔥

جدی خیلی از این موضوع میترسم، میترسم ته این همه جنگیدن چیزی نباشه.

تهِ ذهنتون از این می‌ترسین که یه روز بفهمین چیزی که این‌همه براش جنگیدین، از اول ارزشِ موندن نداشته. https://t.me/Aland837

گفته بودم ؛ در کنار تو آسمان آبی تر است ... خورشید گرم تر ؛ و عشق شیرین تر ؛ در کنار تو . . . همه چیز را دوبار زندگی میکنم :)💙🌚!

ـ
ـ

#چالش_شعر 🦋📖 این پیام رو فور کن؛ اسم و آیدی چنلت رو برمی‌دارم و با اسم چنل‌های شما، یک شعر مشترک می‌سازم. ✨ آیدی‌هاتون رو روی اسمش تگ می‌کنم. تا حمایت بشید💕 🖇️ تو هم سهمی از این شعر باش:)
"جوین باشی، خوشحال می‌شم."