fa
Feedback
کـریـسـتـال کـیـانـوش 🐚

کـریـسـتـال کـیـانـوش 🐚

رفتن به کانال در Telegram

"من زندگی به‌خاطرِ مُردن نمی‌کنم" «عفیف»

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
219
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+107 روز
+830 روز
آرشیو پست ها
من؛ وطن خاصی ندارم، وطن من هر جایی ست که در آن انسان و انسانیت در بند نباشد...! #ارنستو_چگوارا
من؛ وطن خاصی ندارم، وطن من هر جایی ست که در آن انسان و انسانیت در بند نباشد...! #ارنستو_چگوارا

Galliyan Ankit Tiwari.mp35.25 MB

‎ ‎در شهر کشته‌اند کسی را شبيه من ‎#نجمه_زارع

من خسته‌ام، تو خسته‌ای آيا شبيه من؟! #نجمه_زارع

مادرم، فرشته‌ای که برای ما، هم آغوشِ گرمِ مادر است و هم تکیه‌گاهِ استوارِ پدر.🤍
مادرم، فرشته‌ای که برای ما، هم آغوشِ گرمِ مادر است و هم تکیه‌گاهِ استوارِ پدر.🤍

‌‎می‌شِکُفَد مثلِ گل لبخند بر لب‌های آدم ‌‎از درِ این خانه هر باری که مادر می‌درآید مسیح سیامک

مادر سلام! خستگی ات را به من بده آیینه جان! شکستگی ات را به من بده مادر هر آنچه خواسته بودی، همان شدم پلکی زدی، تو پیر شدی، من جوان شدم تا آفتاب "میرم" و تا ماه می‌روم از دامنت گرفته ام و راه می‌روم از شر آسمان و زمین و زمان به تو مادر پناه می‌برم از دیگران به تو آن سالها که هوش و حواسی نداشتم از مهربانی تو خلاصی نداشتم ترس از پدر همیشه به دل داشتم ولی مادر چقدر از تو هراسی نداشتم! دیگر ز هیچ چیز هراسان نمی‌شوم چون کودکی به پشت تو پنهان نمی‌شوم اما: از زیر دست های تو کی دور می‌شوم از تو اگر که دور شوم کور می‌شوم حالم اگر بد است کنار تو می‌رسم دستی اگر سرم بکشی جور می‌شوم صد سال بعد نیز همین گونه بچه ام از خاطر چه این همه مغرور می‌شوم؟ مادر! گلایه های مرا گوش می‌کنی قولی بده که زود فراموش می‌کنی روزی‌ست روز ما که از آن، شام خوش‌تر است شامی‌ست شام ما که در آن، شام دیگر است من هم نشسته ام که ببینم برنده کیست امروز روز جنگ کلاغ و کبوتر است این قوم نانجیبِ سیاهی تبار هم باور نمی‌کنند وطن عین مادر است! بهرام هیمه

قسمی که‌میدانید بلاخره جام جهانی هم شروع شد،و من و مجید هم یک شرطِ جانانه بسته‌ایم. تیم‌های من: آرژانتین و اسپانیا. تیم‌های مجید: فرانسه و انگلیس. من از همین حالا، با نهایتِ بزرگواری، پیروزیِ مجیدِ خاکسار را آرزو میکنم.البته اگر معجزه‌ای رخ بدهد.

«دوری همین‌که تا زمانِ وصل ماها را منفورِ همدیگر نسازد خانه‌اش آباد»

خدا کناد که ای دوست، بینِ ما چیزی، به هم اگر بخورد، استکانِ ما باشد! ح.جنتی