fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

ִֶָ 𝗓𝖻𝟣/𝖺𝗇𝖽𝟤𝖻𝗅𝖾 ៸៸ ᴅᴇᴀᴅ:ᴀʟɪᴠᴇ

ִֶָ 𝗓𝖻𝟣/𝖺𝗇𝖽𝟤𝖻𝗅𝖾 ៸៸ ᴅᴇᴀᴅ:ᴀʟɪᴠᴇ

رفتن به کانال در Telegram

ᅠ 𑊩 𝗒𝗈𝗎'𝗋𝖾 𝗆𝗒 𝖽𝖾𝗌𝗂𝗋𝖾, 𝗍𝖺𝗄𝖾 𝗆𝗒 𝗁𝖺𝗇𝖽 ⭒ ᯤ 𝗓𝖻𝟣/𝖺𝗇𝖽𝟤𝖻𝗅𝖾 ،، t.me/BPlanetTeam 𐙚 ᅠᅠ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌   ‌ ‌ ꒰ t.me/zb1and2blebot ꒱

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
396
مشترکین
-124 ساعت
+37 روز
-130 روز
آرشیو پست ها
🦌” آه… یوجینی هم وقتی ام‌سی بودنش تموم شد، خیلی گریه کرد… 🐰” میبینی… تو دقیقا میدونی من چه حسی دارم، مگه نه؟

🦌” سونگ‌اونی دیروز داشت باهام حرف میزد، بعد رفت توی اتاقش که بخوابه، ولی یهو در رو باز کرد و رفت بیرون ㅋㅋ 🐿️” هوم؟ 🦌” داشتیم باهم حرف میزدیم، تو رفتی تو اتاقت که بخوابی، ولی درِ ورودی رو باز کردی و همین‌جوری رفتی؟ یعنی همینطوری پاشدی رفتی سرِ کار؟ 🐿️” نه، من.. ㅋㅋㅋ

🦌” ریکی، مگه نگفتم بیا با هم ام‌سی بشیم؟ اگه با تو ام‌سی میشدم، خیلی بامزه میشد~ 🎻” پس دفعه‌ی بعد باید دوتایی با هم اسپشیال ام‌سی بشین.. 🦌” من که گفتم دوست دارم تو ام‌سی بشی، چرا میگی نمیخوای؟ اگه باهم انجامش بدیم خیلی باحال میشه که~ 🐈‍⬛” من کِی گفتم نمیخوام؟! ㅋㅋ فقط تو ازم درخواست نکردی، مگه نه؟ 🦌” اوه؟؟؟ 🐈‍⬛” باید گیووین خودش ازم درخواست کنه 🦌” چی گفتی؟؟ 🦌” پس دفعه‌ی بعد، تو خودت اول پیشنهاد بده، باشه؟ 🐈‍⬛” لطفا 🦌” باشه

🐿️” *داشت برای گیووین از غذای هواپیما تعریف میکرد* حتی آب نارگیل هم داشتن! ولی من نتونستم ازش بخورم 🎻” من خوردم. ولی چون سونگ‌اونی با دهن باز خوابیده بود.. 🐿️” تو ریختی تو دهنم، مگه نه؟ 🎻” نزدیک بود نصفش رو بریزم ㅋㅋ

— هائو هائو به گیووین میگفت که زودتر بیاد :((

🐿️” خیلی زحمت کشیدی، سارانگهه 🥹 🐰” کیم گیو‌وین از کارمند قراردادی به کارمند رسمی!! 🐶” این جمینی اینو دیگه از کجا یاد گرفته؟ 🐰” بزن بریم!

🐿🐈‍⬛” خسته نباشییی~ 🦌” یهههه~

— هم اِن‌کلو ها و هم هیونگ‌ها حسابی یوجین رو اذیت میکردن و هی بهش میگفتن دکمه‌های پیراهنش رو ببنده 😂 🍀” یوجینا، دکمه‌هات رو ببند 🐰” ولی من عمدا باز گذاشته بودم‌ش~ 🎻” این یوجین داره ناز میکنه و میخواد خودش رو دست‌نیافتنی نشون بده!

— سونگ‌اون گفت که به لطف گیووین، وقتی خودش و هائو به‌عنوان اسپشیال‌ ام‌سی موزیک‌کُر فعالیت کردن، خیلی خوب ازشوت مراقبت میشده و احساس میکرده فرصت خیلی خوبی نصیبشون شده و خیلی ازش بهره بردن؛ برای همین واقعا از گیووین خیلی ممنونه 🥺

+1
— پسرا مثلا میخواستن اسپویل‌ ندن و سونگ‌اون میگفت اره ما اصلا هیچ کاری انجام ندادیم حتی فوتوشوت هم انجام ندادیم.. بعد هائو گفت نگران نباش من تو لایو قبلی گفتم موهامون رو برای کامبک رنگ کردیم.. تازه توی استودیو سلفی هم براشون فرستادم!! بعدم سونگ‌اون گفت خب حالا دیگه چه اسپویلی بدیم و هائو پاشد فرار کرد 😭

+1
— لاکیز توی فرودگاه بوت‌های تابی پوشیده بودن... 🎻” وقتی پوشیدمشون، حس کردم خیلی دردناکن… واقعا درد داشتم 🐰” آره، ولی به‌نظرم اون جوراب‌ها باحالن 🎻” من حتی اون جوراب‌های جدا کننده انگشت‌هارو هم پوشیده بودم 🐈‍⬛” چرا شما دوتا یهویی باهم این مدل کفش‌ها رو پوشیدین؟ 🎻” ولی چون خیلی خجالت میکشیدم، حتی توی هواپیما هم جرئت نکردم کفش‌هامو دربیارم 🐈‍⬛” در حالی که این یکی [یوجین] حتی ازشون عکس گرفت و پستش کرد!

— پسرا چون نتونسته بودن برن موزیک‌کُر یک لایو با عنوان "ام‌سی کونگ، خسته‌نباشی" گذاشتن تا بهش بگن که واقعا عالی کار کرده و خیلی زحمت کشیده 🥹

+1
پسرا چون کره رو به مقصد هنگ‌کنگ، برای شرکت در tima awards ترک کرده بودن نتونسته بودن توی موزیک‌کُر باشن و گیووین هم بعد موزیک‌کُر رفت پیششون ~

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌꒰ airport ꒱ ୨୧ ۰۸۲۲
+8
‌ ‌ ‌  ‌ ‌ ‌ ‌  ‌ ‌ ‌꒰  airport  ꒱   ୨୧          ۰۸۲۲

به اِن‌کلو ♡ اِن‌کلو! این گیووینه!! همیشه با خودم فکر میکردم که "بالاخره یک روزی باید همه‌ی این‌ حرف‌هارو بنویسم"، و حالا که امروز واقعا نشستم و دارم این نامه رو مینویسم، چند بار نوشتم و دوباره پاک کردم و از نو نوشتم… ام‌سی موزیک‌کُر بودن، واقعا یک نور خیلی بزرگ و درخشان بود که درست وقتی که نگرانی و دغدغه‌های زیادی داشتم، به سراغم اومد.. از اون‌جایی که فرصت واقعا ارزشمند و مهمی بود و از طرفی احساس غرور زیادی که نسبت بهش داشتم و خوشحالی‌ای که توی دوران ام‌سی بودن داشتم، اون‌قدر زیاد بود که فکر کنم برای همین، خداحافظی کردن برام سخت‌تر شده.. چون این جایگاه برای من تا این حد بزرگ و پرمعنا بود، دلم میخواد به‌جای اینکه فقط به حرف‌های امیدوارکننده‌ای مثل "دوران ام‌سی بودن به پایان رسیده، ولی ما هنوز به پایان نرسیدیم" فکر کنیم، این‌بار واقعا همین احساسی که الان داریم و فکرهایی رو که توی ذهن‌مونه، همون‌طور که هستن حس کنیم و با خودمون مرورشون کنیم.. من امسال شخصا پنج یا شش بار جدایی‌های واقعا سختی رو تجربه کردم که واقعا هیچ‌وقت دلم نمیخواست تجربه‌شون کنم. خیلی سخته و برای همین واقعا از سال ۲۰۲۶ متنفرم. ولی سعی میکنم تا جای ممکن مثبت بهش نگاه کنم و با خودم میگم "شاید چیزهای جدیدی که قراره وارد زندگی‌م بشن هم به یک فضای خالی نیاز دارن، مگه نه؟ :)" راستش دلم میخواست تا آخرین لحظه جلوی اِن‌کلو وانمود کنم که هیچ اتفاقی نیفتاده.. ولی چون شما منو خیلی خوب میشناختین، خیلی زود لو رفتم.. و فکر میکنم از اینکه این وضعیت همچنان ادامه پیدا کرده و هنوز توی این حال‌وهوا موندم، قلبم پر از احساس گناه هم هست.. این برای خود من هم اولین باره که چنین چیزی رو تجربه میکنم، برای همین میدونم که هنوز حتی خودم هم نتونستم باهاش کنار بیام و افکارم رو مرتب کنم.. با این‌حال، نگرانم و با خودم فکر میکنم که "باید خیلی زود برگردم، حتی اگه پیش شما نه، باید خیلی زود به خودم بیام".. برای همین، از امروز میخوان به خودم زمان بدم تا درمورد این افکارم فکر کنم و در عین‌حال، سعی کنم برای یک بار هم که شده، این احساسات رو توی گوشه ای از قلبم بذارم.. نمیدونم این کار ممکنه چه عواقبی داشته باشه، اما چون دلم میخواد که اِن‌کلوهای ما همیشه فقط شادی رو از طرف من دریافت کنن، هیچ تغییری نکرده.. از طرفی هم میخوام دل‌گرمی‌ها و توصیه‌هایی رو که اِن‌کلوها بهم میدن، از ته قلبم بپذیرم.. برای همین تصمیم گرفتم بالاخره برم سراغ مرتب کردن اتاقی که مدت‌هاست توی قلبم برای بعد کنار گذاشته بودم.. کاری که مدت‌هاست هی به تعویق مینداختمش ㅎㅎ این بار هم مثل همیشه، با نیرویی که از اِن‌کلو میگیرم، تمام تلاشم رو میکنم تا از پس همه‌ی این‌ها بربیام! احتمالا برای مدت زیادی، هر شنبه دلم برای جایگاهی که به‌عنوان ام‌سی داشتم تنگ میشه و به یادش میفتم، اما توی این مدت هم پثل همیشه از شما انرژی میگیرم و خوشحال خواهم بود.. ممنون که حرف‌هام رو تا آخر خوندین. دوستون دارم ♡♡♡♡♡ خیلی خیلی ممنونم که در طول موزیک‌کُر ازم حمایت کردین!! از طرف گیووین ♡