ִֶָ 𝗓𝖻𝟣/𝖺𝗇𝖽𝟤𝖻𝗅𝖾 ៸៸ ᴅᴇᴀᴅ:ᴀʟɪᴠᴇ
رفتن به کانال در Telegram
ᅠ 𑊩 𝗒𝗈𝗎'𝗋𝖾 𝗆𝗒 𝖽𝖾𝗌𝗂𝗋𝖾, 𝗍𝖺𝗄𝖾 𝗆𝗒 𝗁𝖺𝗇𝖽 ⭒ ᯤ 𝗓𝖻𝟣/𝖺𝗇𝖽𝟤𝖻𝗅𝖾 ،، t.me/BPlanetTeam 𐙚 ᅠᅠ ꒰ t.me/zb1and2blebot ꒱
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
394
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
-430 روز
آرشیو پست ها
🧸” اگر گوشواره بندازم، در حالی که چهرهم کلا همینجوری هم جدی بهنظر میرسه، فکر میکنم حتی از اون هم جدیتر یا خشنتر به نظر میرسم
🧸” برای همین این اواخر سعی کردم این موضوع رو بپذیرم. انگار مردم من رو کسی میبینن که ظاهرش یکم جدی یا قوی بهنظر میرسه
🧸” البته تقریبا تمام عمرم همینطوری بوده، برای همین قبلا با خودم میگفتم "یکم از این بابت ناراحتم"
🧸” ولی این روزها فقط دارم سعی میکنم بپذیرمش و باهاش زندگی کنم..
🧸” یک جور طرز فکرِ "خب، طبیعیه دیگه" رو برای خودم پیدا کردم
— بعدشم گفت بیاین خودمون بین خودمون مرورش کنیم و اطلاعاتمون رو با هم به اشتراک بذاریم.. همچنین گفت اگه اطلاعات خوبِ جدیدی گیر آورد، دوباره برامون توضیح میده 😂
— نتیجه صحبتهاش و محصولاتی که معرفی کرد.. گفت که خودشم از همهشون استفاده میکنه و راضیه!!
— بیشتر از ۲۰ دقیقه صحبت دخترونه با گونووک اونی.. محصولات مراقبت از پوست و زیبایی رو معرفی کرد و در مورد روش استفاده و فوایدشون هم توضیح داد 😭
🧸” *داشت درمورد F1 صحبت میکرد*
🌹” دیگه صحبتهای پسرونه بسه.. بریم سراغ صحبتهای دخترونه!
🧸” باشه، بریم ㅋㅋㅋ موضوع خاصی هست که دوست داشته باشین درموردش حرف بزنیم؟ هرچی بخواین، براتون انجام میدم
🌹” چند تا رژگونه بهمون پیشنهاد بده!
— گونووک گفت که طرفدار انیمیشن "موآنا"س! هنوز لایو اکشنش رو ندیده، اما هردو انیمیشن موآنا رو تماشا کرده..
🌹” یک میکاپی که توی مدرسه گیر نیفتیم؟
🧸” من از کجا بدونم؟ (╥﹏╥)
🧸” وقتی مدرسه میرفتم، حتی ضدآفتاب هم نمیزدم. حتی لوسیون هم استفاده نمیکردم!
🧸” اون موقع پوستم حسابی برنزه شده بود، برای همین مثل یک سیبزمینی شده بودم..
— یکی ازش پرسید این روزها چه کتابی میخونه و گونووک گفت داره کتابی به اسم 'Overthinking' رو میخونه؛ همون کتابی که هانبین بهش هدیه داده!
🌹” در آینده دوست داری به کجا سفر کنی؟
🧸” جاهای خیلی زیادی هست که دلم میخواد بهشون سفر کنم. دلم میخواد به اروپا برم!
🦌” *کامنت رو میخونه* یک لحظه صبر کن... اسمت چینیه، ولی کامنتت کرهایه؟؟ فقط تو همچین وقتایی کرهایتون خوب میشه، نه؟ هر وقت اینجوری میشه، همهی حرفام رو به کرهای کامل میفهمین، ولی فقط میخواین اذیتم کنید! هی میگین "نمیفهمم چی میگی، فقط بوس میخوام"، "فلان و بهمان"... نگاه کنین!
🍀” کیم گیووین دامادِ چینه
🦌” میدونستم آخرش اینجوری میشه، شماها!!!! کرهای بلدین، مگه نه؟ شماها! اونایی که دارن "ㅋㅋㅋㅋㅋㅋ" میفرستن، اسمهاتون رو هم میبینم. میدونستم اینطوریه. همهی حرفام رو میفهمین
🍀” بیبی، لطفا چینی صحبت کن
🦌” ببینین این یکی رو. "نمیفهمم چی میگی، فقط یک بوس میخوام."، "نمیفهمم، فقط ببوسم" من که میدونستم!!!! همیشه زمانبندیش یکم مشکوک بود!؟ ... میدونستم!!
🦌” *کامنت رو میخونه* یک لحظه صبر کن... اسمت چینیه، ولی کامنتت کرهایه؟؟ فقط تو همچین وقتایی کرهایتون خوب میشه، نه؟ هر وقت اینجوری میشه، همهی حرفام رو به کرهای کامل میفهمین، ولی فقط میخواین اذیتم کنید! هی میگین "نمیفهمم چی میگی، فقط بوس میخوام"، "فلان و بهمان"... نگاه کنین!
🍀” کیم گیووین دامادِ چینه
🦌” میدونستم آخرش اینجوری میشه، شماها!!!! کرهای بلدین، مگه نه؟ شماها! اونایی که دارن "ㅋㅋㅋㅋㅋㅋ" میفرستن، اسمهاتون رو هم میبینم. میدونستم اینطوریه. همهی حرفام رو میفهمین
🍀” بیبی، لطفا چینی صحبت کن
🦌” ببینین این یکی رو. "نمیفهمم چی میگی، فقط یک بوس میخوام."، "نمیفهمم، فقط ببوسم" من که میدونستم!!!! همیشه زمانبندیش یکم مشکوک بود!؟ ... میدونستم!!
🦌” این روزها دیگه زیاد اون بازی فوتبال رو انجام نمیدم. تنها بازی موبایلیای که این اواخر انجام میدم همونیه که با یوجین بازی میکنم. بعد توی شانگهای، ریکی گفت "گیووین، چرا با من بازی نمیکنی؟" منم گفتم "ها؟ نه نه!! بذار این دست با یوجین تموم بشه، بعدش با هم بازی فوتبال میکنیم!!" و ریکی گفت "پس اول باید دانلودش کنی، باشه؟" منم گفتم "آه، آره! باشه!!" ولی یواشکی یک دست دیگه هم با یوجین بازی کردم... و نمیدونم چطوری، ولی ریکی فهمید! با خودم گفتم "ها؟ از کجا فهمید...؟" بعد گفتم "باشه باشه! واقعا دانلودش میکنم!" ولی حقیقت این بود که... حتی برنامه رو هم باز نکرده بودم! بعد ریکی هی هر دو دقیقه یک بار میپرسید "کیوبینگ، دانلودش تموم شد؟" منم گفتم "آه... ولی من اینترنت رومینگ ندارم.." و ریکی گفت "پس هاتاسپاتم رو برات روشن میکنم" منم گفتم "اوه... ولی... فکر کنم حجمش خیلی زیاده..." بعد وقتی توی فرودگاه بودیم، حدود سه ساعت بود که داشتم دانلود کردنش رو عقب مینداختم.. ریکی گفت "گیووین! اینجا وایفای فرودگاه هست! تو فقط دنبال بهونهای که از زیرش در بری، نه؟ دیگه راه فراری نداری. بهونه آوردن تمومه!" منم گفتم "آه... باشه... امتحانش میکنم" ولی درست همون موقع.. برای وصل شدن به وایفای، تایید هویت خواست. گفتم "ریکی! نباید از این کارها بکنی! این وایفای تایید هویت میخواد و کلی دردسر داره. من از این کارها بلد نیستم!" و ریکی هم گفت "پس هاتاسپاتم رو روشن میکنم!" منم گفتم "ولی اونم نباید روشن بکنی! مگه چهقدر اینترنت داری که هاتاسپات بدی؟ برات هزینه داره!" اما ریکی فقط گفت "اشکالی نداره! فقط انجامش بده!" منم گفتم "اوه... باشه..." برنامه رو باز کردم، ولی اینقدر فایل برای دانلود داشت که خیلی طول میکشید.. با خودم فکر کردم که تا دانلود بشه، میتونم چند دست دیگه با یوجین بازی کنم.. برای همین از برنامه خارج شدم، دانلود رو ول کردم و دوباره با یوجین بازی کردم. بعد ریکی پرسید "گیووین، دانلودش تموم شد؟" منم گفتم "ریکی! فقط دو دقیقه گذشته! معلومه که تموم نشده! فکر کردی از وقتی بازش کردم چقدر گذشته؟!" بعد ریکی پرسید "واقعا داری دانلودش میکنی؟ قسم میخوری؟" و وقتی اینو گفت، یکم عذاب وجدان گرفتم... راستش از یک نظر داشتم دانلودش میکردم... فقط همزمان با یوجین هم بازی میکردم! ولی خوشبختانه... یعنی... متاسفانه! بازی من و یوجین تموم شد و غذا رسید، برای همین رفتیم غذا بخوریم... 🍀” ریکی قراره قهر کنه 🦌” دقیقا! ولی گوش کنین... این فقط بین خودمون بمونه، باشه؟ فقط اِنکلو ها اینو بدونن. الان دارم وفاداری اِنکلو هارو امتحان میکنم! واقعا میخوام باهاش بازی کنم. این روزها ریکی خیلی دلش میخواد باهام بازی کنه.. همونطور که باید خواستههای اِنکلو هارو برآورده کنیم، باید حواسمون به ریکی هم باشه.. اگه قهر کنه.. راستش از یوجین هم سختتر میشه باهاش کنار اومد! نباید بذاریم همچین اتفاقی بیفته.. فکر میکنم حتی بین اعضای گروه هم باید تعادل رو حفظ کنیم. جالب اینجاست که ریکی میدونه یوجین هم میتونه اون بازی فوتبال رو انجام بده، درسته؟ ولی فقط از من میخواد باهاش بازی کنم. نمیدونم چرا فقط از من میخواد، ولی انگار فکر میکنه تنها کسی که واقعا این کارو انجام میده منم. پس... واقعا دانلودش میکنم. جدی جدی این بار حتما دانلودش میکنم!!!! 😂
🦌” چی بخورم؟ آها، راستی این روزها هر وقت میگم دوباره دارم با سونگاون میرم غذا بخورم، دوباره هم گوشت میخوریم، شماها حسودیتون میشه، نه؟ ولی خب، من همچین مردیام~ 😏
🦌” این روزها حسابی رو بورسم. یوجین مدام میگه "بیا بازی کنیم"، "بیا بریم غذا بخوریم" و از اینجور چیزها.. ریکی هم میخواد باهام بازی کنه... و همون مردی که همه میخوان باهاش وقت بگذرونن، الان اینجاست و لایو گرفته! اینو که میدونین، نه؟ در این حد خواهان دارم.. حسودیتون شده، نه؟
