ִֶָ 𝗓𝖻𝟣/𝖺𝗇𝖽𝟤𝖻𝗅𝖾 ៸៸ ᴅᴇᴀᴅ:ᴀʟɪᴠᴇ
رفتن به کانال در Telegram
ᅠ 𑊩 𝗒𝗈𝗎'𝗋𝖾 𝗆𝗒 𝖽𝖾𝗌𝗂𝗋𝖾, 𝗍𝖺𝗄𝖾 𝗆𝗒 𝗁𝖺𝗇𝖽 ⭒ ᯤ 𝗓𝖻𝟣/𝖺𝗇𝖽𝟤𝖻𝗅𝖾 ،، t.me/BPlanetTeam 𐙚 ᅠᅠ ꒰ t.me/zb1and2blebot ꒱
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
395
مشترکین
-124 ساعت
+37 روز
-330 روز
آرشیو پست ها
— منیجرنیم متیو رو بغل کرد و برد توی دریا و متیو هم از میکاپآرتیستش میخواست کمکش کنه 🤣
— متیو و منیجرنیم سنگکاغذقیچی بازی کردن و متیو باخت، پس مجبور شد بره توی دریا و هی میگفت "مگه قرار نبود ازم محافظت کنی؟" 🤣
— داشت منیجرنیم رو بهخاطر ترسیدنش دست مینداخت، ولی خدای من.. وقتی موهاشو عقب میزنه چهقدر خوشگل میشه :(((
— متیو روی زیپبایک واقعا خیلی کیوت بود و بدون اینکه ذرهای بترسه با خوشحالی لبخند میزد 🥹
— یکجوری به منیجرنیم میگه کیوت که انگار نه انگار خودش با اون کلاه، کیوتترین موجود دنیاست 😭
— متیو بازم داشت اسنولاکس منیجرنیم رو شکنجه میکرد و مجبورش کرد سوار زیپبایک بشه 😭
— مشیو فکر کرد خانومه داره میگه که پسرِ اسنورلاکس منیجرنیمئه، برای همین سریع گفت "من پسرش نیستم!" 😭
🦊” میخواستم بهتر انجامش بدم [سفالگری رو]
👤” ولی واقعا توش بد بودی
🦊” 😐.. هیونگ!!
👤” اشکالی نداره~ مهم اینه که بهت خوش گذشت
🦊” ㅋㅋㅋ
— یکجوری بعد از تموم شدن کارش ذوق کرد که انگار ما نمیدونیم همشو مربی درست کرده و متیو فقط گند زد 🤣
— نینی بازم داشت سناریو میساخت و سعی میکرد مثل یک سفالگر خفن رفتار کنه و بپرسه "چرا دیر کردی؟" ولی استف هی میپرسید "کی قراره بیاد؟" 🤣
— بعدشم مربی سفالگری مجبور شد اثر هنریِ درحالِ مرگِ متیو رو نجات بده، درحالی که متیو نشسته بود و سفالش رو رنگ میکرد 🤣
— فکر کنم متیو به "سادگی قشنگتره" اعتقادی نداره.. هی به ظرفش چین؟ اضافه میکرد تا جایی که دیگه عجیبغریب شد و مجبور شدن همهچی رو از اول شروع کنن 😞
— فکر کنم متیو به "سادگی قشنگتره" اعتفادی نداره.. هی به ظرفش چین؟ اضافه میکرد تا جایی که دیگه عجیبغریب شد و مجبور شدن همهچی رو از اول شروع کنن 😞
— متیو داشت رسما داشت سفال رو نابود میکرد.. حتی مربی هم گفت "بهنظر میاد سفاله داره درد میکشه" 😭
— متیو هی میگفت میخواد سفالگری کنه و کلا خودش رو یک سفالگر میدونست، ولی هربار کلمهی "سفالگری" رو توی کرهای اشتباه تلفظ میکرد و هی مجبور میشدن تصحیحش کنن ☹️
