ִֶָ 𝗓𝖻𝟣/𝖺𝗇𝖽𝟤𝖻𝗅𝖾 ៸៸ ᴅᴇᴀᴅ:ᴀʟɪᴠᴇ
رفتن به کانال در Telegram
ᅠ 𑊩 𝗒𝗈𝗎'𝗋𝖾 𝗆𝗒 𝖽𝖾𝗌𝗂𝗋𝖾, 𝗍𝖺𝗄𝖾 𝗆𝗒 𝗁𝖺𝗇𝖽 ⭒ ᯤ 𝗓𝖻𝟣/𝖺𝗇𝖽𝟤𝖻𝗅𝖾 ،، t.me/BPlanetTeam 𐙚 ᅠᅠ ꒰ t.me/zb1and2blebot ꒱
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
396
مشترکین
+124 ساعت
+27 روز
-130 روز
آرشیو پست ها
— تهره قبلا توی فنساین هم گقته بود که متیو روی استیرمستر ترسناک بهنظر میرسه 😭🤣
💬” تِلدی تا حالا به این فکر کرده که بره روی استیرمستر و امتحانش کنه؟
🐥” نه. اصلا به رفتن روی استیرمستر فکر نمیکنم. از پشت اعضارو دیدم که داشتن ازش استفاده میکردن، ولی بهنظر میرسید خیلی درد میکشن.. برای همین فکر نکنم هیچوقت برم سراغش
🐥” من امشب... نه فقط امشب، بلکه از این به بعد شبهاتون رو با گرما و آرامش پر میکنم؛ پس بیاین همیشه باهم ادامه بدیم 🥺
💬” اون موقع [ساعت ۴ بعدازظهر] داشتم به کلاس ژاپنیم توی مدرسه گوش میدادم. زبان دوم تِلدی توی مدرسه چی بود؟
🐥” من برای زبان دومم آلمانی برداشته بودم. کلاس آلمانی داشتم. برخلاف چیزی که فکر میکردم، جالب بود، ولی الان هیچی ازش یادم نمیاد ㅋㅋ ولی توی امتحان آلمانی ۱۰۰ گرفتم. اون موقع واقعا زیاد درس میخوندم. ولی بعدش دیگه ادامه ندادم و همهچیز رو فراموش کردم 😭
🐥” ... ساعت ۴ بعدازظهر، تازه از خواب بیدار شده بودم. برای همین همون موقع اولین وعدهی غذاییم رو خوردم. توی مومز تاچ یک همبرگر هست که با سس بادومزمینی درست میشه. خیلی دوستش دارم، برای همین بعد از یک مدت یادش افتادم و همون رو خوردم...
💬” بعد از ناهار رفتم پیادهروی و خیلی حس خوبی داشت. آسمون پاییزیِ بدون ابر خیلی قشنگ بود. تِلدی، این روزها به آسمون نگاه میکنی؟
🐥” بعد از اینکه فهمیدم که قبلا اصلا به آسمون نگاه نمیکردم، مدام بهش فکر میکردم. برای همین وقتی الان پیادهروی میکنم، فکر کنم هر از گاهی به آسمون نگاه میکنم. وقتی سرمو بالا گرفتم، ستارهها رو دیدم.. انگار این مدت بدون اینکه به ستارهها نگاه کنم، زندگی میکردم!!
🐥” امروز خیلی عمیق خوابیده بودم. میدونین که وقتی خیلی زیاد میخوابی، حتی بیشتر احساس خستگی میکنی؟ الان یکجورایی هنوز خوابآلود و کسلام، ولی وقتی کلوز فرندز رو میزبانی کنم، حسابی سرحال میشم!
🐥” مدرسه یا محلکار، آدم رو سرحال و پرانرژی میکنه. البته مشکل اینجاست که این "سرحالی" بیشتر شبیه نفسنفس زدنه! تازه میگن این روزها، توی کشورهای دیگه یک اصطلاحی هم رایج شده.. "مثل خرگوش عصبانیتت رو خالی کردن". میگن خرگوش وقتی عصبانی یا ناراضی باشه، با پاهای عقبش محکم روی زمین میکوبه. آدمها هم بهجای اینکه فورا عصبانیتشون رو سر کسی خالی کنن، میتونن مثل خرگوش پاهاشون رو محکم به زمین بکوبن. میگن این کار باعث میشه حال آدم یکم بهتر بشه. شاید یکم بچگونه بهنظر برسه، ولی وقتی با این کار کسی رو به خاطر حال بدمون اذیت نکنیم و خودمون اینقدر حرص نخوریم، مگه روش بدیه؟ آدم وقتی تقصیری نداره، ولی باید اینهمه عذاب بکشه، واقعا احساس میکنه حقش ضایع شده. پس چه خشم باشه، چه استرس، سعی کنین راه خروجش رو باز بذارین تا برای مدت زیادی توی دلتون نمونه. اوه! یک اتفاق اعصابخردکن براتون افتاده؟ راه خروج از این طرفه. همینطور مستقیم برین جلو. مستقیم... اینجا zerobaseone’s close friend ئه و من کیم تهره هستم!
— دانلود یکجورایی شبیه مزرعهی حیواناته | جلسه معرفی شخصیتهای N:DVERSE + زیرنویس فارسی
꒰ #PerSub ꒱ ୨୧ ꒰ 𝗇𝖺𝗆𝖺𝗌𝗁𝖺 ꒱
🌹” وقتی کنار منیجرت اینهمه کیوتبازی درمیاری، معذب نمیشی؟
🐥” *رو به منیجرش* معذب میشی؟
🐥” گفت نه
🐥” ㅋㅋㅋ
🐥” خیلی بامزهست ㅋㅋ چرا اینقدر خندهداره؟
🐹💬” بههرحال، من دیگه میرم بخوابم
🐥” *با لحن رسمی* شب بخیر 🫡
🐹💬” امشب زود بخواب، اورییا [اردک]
🐥” من این روزها زود میخوابم، هیونگنیم! هاهاها، بفرمایین، شما بهسلامت برین~
🐥” چه جالب! سونگ هانبینشی اومد و یکم لحظات بامزه برامون ساخت!
🐥” هانبینشی، الان داری چیکار میکنی؟
🐹💬” میخوام بخوابم
🐥” هیونگ، چرا اینقدر زود میخوابی! میبینم که فردا صبح زود هم یک کاری داری~ هیونگ، یک زمانی بود که با هم میخوابیدیم، یادت هست؟ نه هیونگ، یک زمانی بود که تو منو بیدار میکردی! یادت میاد؟
🐹💬” رباتِ بیدار شدنِ کیم تهره ㅋㅋ
🐥” دقیقا! اگه بگی "تهرهیا، باید بریم"، منم اینطوری پا میشم *ادای خودش رو درمیاره* "بله!" بعضی وقتها اینطوری از خواب بیدار میشدم، ولی بعضی وقتها هم میگفتم "یکم دیگه بلند میشم... یکم دیگه..." دفعهی بعد توی لایو نشونش بدیم؟ آخه چطوری باید این کارو بکنم؟ ولی واقعا اون موقع خواب برام خیلی باارزش بود
🐹💬” دفعهی بعد توی لایو درستوحسابی نشونش میدیم
🐥” آها، بعدا با هیونگ؟ باشه، با هیونگ اداش رو درمیارم! حالا که فکر میکنم، ما هیچوقت باهم لایو نداشتیم، مگه نه؟
— هانبینی اومده بود توی لایو تهره :(
🐥” هانبینی اینجاست؟! آه، گفتم هانبینی... هانبین هیونگ اینجاست؟!
🐹💬” خسته نباشی، داکپاپی [اوری کانگاجی]💛
🐥” "خسته نباشی، پاپی ما؟!" آها، داکپاپی! یک لحظه جا خوردم. هانبین هیونگ، کِی همدیگه رو میبینیم؟ آها، راستی! هانبین هیونگ باید اون کاره رو انجام بده... همون کاره!
🐹💬” ولی بهزودی همدیگه رو میبینیم
🐥” آره، راست میگی راست میگی~
🐹💬” ساکت، اسپویل نکن
🐥” اوه، باشه، هیس~
