ִֶָ 𝗓𝖻𝟣/𝖺𝗇𝖽𝟤𝖻𝗅𝖾 ៸៸
رفتن به کانال در Telegram
ᅠ 𑊩 𝗒𝗈𝗎'𝗋𝖾 𝗆𝗒 𝖽𝖾𝗌𝗂𝗋𝖾, 𝗍𝖺𝗄𝖾 𝗆𝗒 𝗁𝖺𝗇𝖽 ⭒ ᯤ 𝗓𝖻𝟣/𝖺𝗇𝖽𝟤𝖻𝗅𝖾 ،، t.me/BPlanetTeam 𐙚 ᅠᅠ ꒰ t.me/zb1and2blebot ꒱
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
389
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-47 روز
-430 روز
آرشیو پست ها
— گیووین حتی قبل از اینکه وارد یوهوا بشن، یوجین رو دیده بود و اودیشنش توی یک کمپانی دیگه رو کامل تماشا کرده؟ 😭
🦌” وقتی اومدی، چیکار کردی؟ یک اجرای رقص و ووکال هم نداشتی؟
🐰” ...آه، درسته
🦌” ㅎㅎㅎ
🐰” ولی راستش اصلا لازم نبود این کارهارو انجام بدم
🦌” آها، یعنی با اینکه لازم نبود، خودت خواستی امتحانشون کنی؟
🐰” آره
🦌” یوجینی...
🐰” راستی، اون موقع چرا این کارو کردم؟
🦌” ولی خوب انجامش دادی یوجینا، پس انتخاب خوبی بود
🦌” وقتی من توی کمپانی قبلی بودم، یوجینی هم... اونجا بود... اون موقع فکر کنم دبستانی بودی؟
🐰” اول راهنمایی بودم.. اون کمپانی، اولین کمپانیای بود که توی کل زندگیم براش اودیشن دادم
🦌” آها، یک آژانس سرگرمی
🐰” بعد از اینکه اونجا رفتم، مستقیم رفتم یوهوا
🦌” همون روز؟
🐰” آره. بعد از اینکه باهامون تماس گرفتن، یک روز انتخاب کردم که بتونم برای هر دو شرکت اودیشن بدم. چون اون موقع خیلی فکر جدیای برای آیدل شدن نداشتم، با خودم گفتم حالا که تا سئول اومدم، هر دو اودیشن رو توی یک روز انجام بدم
🦌” وقتی یوجینی داشت توی لابی اودیشن میداد، من توی اتاق ووکال قایم شده بودم و نگاهش میکردم
🐰” منظورت همون موقعیه که منو دیدی از جلوت رد شدم؟
🦌” نه، من کل فرایند اودیشنت رو تماشا کردم. بعد یوجینی رفت یوهوا، منم از اون کمپانی اومدم بیرون، اومدم یوهوا و دوباره تو رو دیدم.. پس تو... باید باهام خوب رفتار کنی!
🐰” چه ربطی داشت؟
🦌” راست میگی... ولی در هر صورت باید باهام خوب رفتار کنی
🐰” ولی وقتی رفتیم پیش فالگیر، نتیجه این شد که گیووین هیونگ از نظر غذا بهم منفعت میرسونه... یعنی مثلا برام غذا میخره و مهمونم میکنه 😂
— یوجین رفته پیش فالگیر؟! و بعدش برای اینکه هیونگهاشو مهمون کنه، بردشون باربیکیو 🥹
🐶” با یک کارت بانکی که روش شبدر چهاربرگ داشت، برامون گوشت گاو خرید. ولی صبر کن... سقف کارت بانکیت اصلا به خرید گوشت گاو میرسه؟
🐰” ببخشید؟ سقفش اونقدرا هم پایین نیست...
— یوجین برای اینکه گیووین اگیو بره، یک کامنت الکی از خودش درآورد، اما گیووین خیلی خونسرد گفت "کجا همچین چیزی گفتن؟ مگه باهم کامنتهارو نگاه نمیکنیم؟" 😭
— گیووین گفت که ریکی همش بهش میگه که میخواد از عروسک مونچیچیای که از مینیسو گرفته، بهعنوان کیسه بوکس استفاده کنه 🤣
🦌” یوجینا، مونچیچی یا گیووین هیونگ؟
🐰” مونچیچی
🦌” نه، یکبار دیگه هم میپرسم. مونچیچی یا گیووین هیونگ؟
🐰” مونچیچی
🦌” مونچیچی یا گیووین هیونگ؟
🐰” مونچیچی
🦌” پس انگار دلت میخواد کلاهت رو بردارم، نه؟
🐰” میخوای کار به دعوا بکشه؟
🦌” آه... باشه، باشه! تسلیم!
— یوجین گفت چون خیلی زیاد هندزفریهاش رو گم میکنه، تصمیم گرفته این بار گفت دوتا بخره 😭
🦌” هی، امروز... هی، مامان ریکی...
🐰” هوم؟
🦌” خیلی وقت پیش، مامان ریکی عکسی که از ریکی وقتی توی ماکائو سوار قایق بود گرفته بود، بهم نشون داد. همون جایی بود که امروز رفتیم!
🐰” آها، همون جایی که یکم قبل بودیم؟
🦌” آره، خیلی جالب بود
🐰” میدونی ۱ به ۶۴ یعنی چی؟
🦌” یعنی چیزی که اندازهش رو به یک شصتوچهارم کوچیک کردن!
🐰” اوه، آره درست گفتی! چطوری فهمیدی؟
🦌” اگه بخوام باهات بازی کنم، حداقل باید این چیزا رو بدونم. نمیدونستی؟
🐰” *یک لبخند ریز میزنه*
🦌” قرار بود امروز تنهایی لایو داشته باشم، ولی هان یوجین اومد پیشم و گفت "هیونگ... منم میتونم بیام؟" و اینطوری شد که باهم شروعش کردیم
🐰” اوه، واقعا؟!~~
