fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

𝑅𝑜𝑜𝓂 3:13

𝑅𝑜𝑜𝓂 3:13

رفتن به کانال در Telegram

مهمونی چایی و چایی پر رنگ لطفا.)) به سمت چای می روم اگر در مسیر کسی به من لبخند زد، دو لیوان چای می ریزم.)) جهت غیب: http://t.me/HidenChat_Bot?start=8135912478 جواب چالشا @Challengeresponse0_0

نمایش بیشتر
إيران182 548دسته بندی مشخص نشده است
465
مشترکین
-524 ساعت
-37 روز
+230 روز
آرشیو پست ها
تهش از خوشگلی و باحال بودنمون بگن والا😭😁

هر وقت اینجا چیزی میگم راجب خودم پرایوت فور میشه

++++++++

حس میکنم هروقت یکی پرایوت شیر میزنه برای یکی دیگه میفرسته و میشینن منو مسخره میکنن

sticker.webp0.32 KB

شاهکارههههه😭😭

لمیریمملاییصصششصصصصصصص😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

Repost from N/a
تاریخچه جادو قسمت اول

خب ریکت؟😭

بقیه اشو بنویسم

خوابم میاد

نامه‌ای از جادو، برای مادربزرگ🍄
مادربزرگ عزیزم، نمی‌دانم از کجا باید شروع کنم... پس از همان اوایل نوامبر برایت خواهم نوشت آدم‌ها می‌گویند جادو وجود ندارد و خرافات است. مادربزرگ، آنها بسیار احمق‌اند.از نظر من، جادو کاملاً واقعیه! اگر واقعی نیست... اگر واقعی نیست، پس ستاره‌گان را چه می‌گویند؟.. به آسمان و صورت فلکی نگاه می‌کنم. ستاره‌ها و نحوه چیدمان شگفت‌انگیز آن‌ها از چه حرف می‌زنند؟ نشانه‌ها با زبان بی‌زبانی از چه خبر می‌دهند؟ آیا می‌توانم به نشانه‌ها بی‌اعتنا باشم؟ چشمک‌زن‌های کوچک، مطمئن‌ام در دل بزرگ خود جادویی نهفته دارند؛ مانند تو، مادربزرگ. پیرزن جادوگر، راز کوچیکمان بین ما و ستارگان خواهد ماند. احتمالاً کنجکاوی که چطور قادر که به دیدنشان شده‌ام. خب، این یه راز بین خودمون باشه به کمک سوفی، تلسکوپ هاول رو دزدیدم. البته سوفی می‌گویید قرض گرفته‌ای، اما من که خیال پس دادنش را ندارم. تلسکوپ کوچیکیه، ولی قلب جادویی ستاره‌ها رو باهاش میشه دید. مادربزرگ، تو خونه هاول چیزایی عجیبی پیدا کردم. هنوزم معتقدم اون خونه پرواز می‌کنه، اما خب، در اثبات آن شکست می‌خورم و در نهایت، و من باز به آسمان و نشانه‌های آن خیره می‌شوم دلم شور می‌زند. نشانه‌های آسمان، نشانه‌های روی زمین... من می‌دانم آنها جادویی هستند. کاش علم نجوم می‌دانستم! آن موقع ثابت می‌کردم که اینها طبیعی نیستند؛ اینها همه بر پایه وجود جادو اند. شاید بین نشانه‌های آسمان و زمین ارتباطی وجود داشته باشد. شاید جادو همه چیز را بهم مرتبط می‌کند. راستی! بابت کادوی کریسمس امسالم ممنونم اینکه یک کلاه جادویی برایم پست کنی، آخرین چیزی بود که احتمالاً انتظارش را داشتم آن کلاه سخنگو هم خیلی وراج است.. یک دوست جدید توی کتابخانه پیدا کردم، کوکو. احساسات جادویی عجیبی نسبت بهش دارم موهای قرمز خیلی زیبایی دارد؛ چند تار از آن‌ها را یواشکی قاپیدم و ازشان یک نخ قرمز باریک ساختم مادربزرگ، بین خودمان بماند... موهایش جادویی‌اند.مادربزرگ، مدتی است که روزها به کتابخانه می‌روم و جادو را میان سطرهای کاغذها می‌خوانم و شب‌ها آن را در آسمان مشاهده می‌کنم. گاهی از سطرهای جادویی برای دوست جدیدم می‌گویم و او با لبخند جادویی‌اش مرا جادو می‌کند. جادو و جادو و جادو... همه‌جا وجود دارد؛ اما جادوی واقعی حتی در آسمان نیست و حتی در شیرینی‌هایی که پرنسس میراندا برایم درست کرد هم نیست. جادو در چشمان دوست جدیدم است. هر بار به آن‌ها خیره می‌شوم، مطمئنم از جادویی قوی استفاده می‌کند حالا که جادو را نزدیک خود دارم، کمی ترسناک است، مادربزرگ. او ممکن است روزی نباشد و آن روز، جادویی نیست. احتمالاً از آن روزها متنفر خواهم بود. مادربزرگ، خوابم می‌آید. دیگر شب‌ها بیدار نمی‌مانم. مدتی است که حتی به آسمان نگاه نمی‌کنم...اه، کوکو صدایم کرد. احتمالاً باز با جادویی جدید و کیک‌هایی که مطمئنم دستورعمل‌های جادویی پرنسس میراندا در آن‌ها دخیل‌اند. مادربزرگ، دیگر باید بروم؛ کوکو منتظرم است و کیک‌ها هم حتماً تا الان سرد شده‌اند. فردا دوباره برایت از جادو خواهم نوشت؛ شاید این بار جادوی بیشتری پیدا کنم و حرف های بیشتر!اگر چیزی دیدی که در آسمان چشمک زد، برایم دست تکان بده؛ شاید من هم از اینجا ببینمت. شب بخیر، پیرزن جادوگر.


اصلا قهرم😭

من کی قهر کردم

کنسر هرچیزی که میشه:

بخوابید

بیدارید؟😭

اهنگبفرستین😭