MIND CHAT
رفتن به کانال در Telegram
یک پزشک که دوست داشت کفاش باشد 👞 محتوای غیرِ پزشکی؛ با تاکید روی «غیر» رزیدنتِ رشتهی خیالی ❤️💍
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
404
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-67 روز
+6530 روز
آرشیو پست ها
404
+1
وقتی depresonalization رو خوندم یاد مسخِ کافکا افتادم
اون سنی که مسخ کافکا رو خوندم، خیلی زود بود؛ اون کتاب توی ۱۶ سالگی یه معنا داشت، الان یه معنا داره و وقتی ۴۰ سالم بشه یه معنای دیگه
404
Synesthesia: یک اختلال در ادراک بوده که در آن تحریک یکی از حواس به صورت حس دیگری درک میشود
به عنوان مثال بو باعث احساس شنیدن میشود
یا لمس باعث احساس دیدن میشود
404
ببین اینقدر دمای اتاق مناسبه که دلم میخواد شبم روی همین تخت توی اتاق بخوابم و نرم پاویون 😂
ولی دیگه جمع و جور میکنم میرم پاویون
به امید اینکه زنگ نزنن و نصف شب بیدارم نکنن و نگن مریض بد حاله 🫠😂
404
بعضی وقتا واسه اینکه یه مطلبی رو درست متوجه بشم، باید برگردم به اولِ اولِ اولِ پزشکی و برم آناتومی رو مرور کنم
مثلا آناتومی مدیاستن، هیچ موقع ازش هیچ سوالی مطرح نخواهد شد ولی وقتی که تو بلدش باشی باعث میشه که خیلی راحتتر و مفهومیتر به مطالب اصلی پی ببری و بتونی اپروچ کنی و تست بزنی
اینجام توی بخش تومور های مدیاستن، واسه اینکه قشنگ متوجه بشم که چرا تومورهای هر فضا رو با یه روش جراحی متفاوت خارج میکنن، مجبور شدم برم آناتومی مدیاستن بخونم و نکته برداری کنم
404
خیلی زیاد دوست دارم که با استدلالهای علمی و منطقی درمورد این موضوع توی کانال صحبت کنم
اینستاگرام وحشتناکه
متاسفانه دشمنِ آرامشِ روانِ ماست
پن: این عزیزی که منو دکتر خطاب کرده احتمالا تازه وروده 😂 راحت باش جوون؛ بگو سید بگو حسینی لازم نیست خودتو اذیت کنی
404
💬 این سوالو دوست داشتم توی کانال جواب بدم
من اگر صاحب فرزند بشم و خدا بهم بگه من بهت اجازه میدم که فقط یک تصمیم برای بهتر شدن زندگی بچت بگیری و باید از این فرصت هوشمندانه استفاده کنی، من از الان میدونم که چه تصمیمی خواهم گرفت
تصمیم میگیرم که بچم تا آخر عمرش با اینستاگرام آشنا نشه
این یک فرض محال هست و منم نمیتونم برای بچم تصمیم بگیرم و محدودش کنم؛ تنها کاری که از من بر میاد دادن بینش درست نسبت به این فضای سمیه
ولی میخوام بهتون بگم که از نظر من، مضرترین پدیدهی قرن ۲۱ اینستاگرام هست
404
+4
وقتی این عکس رو باز کنی
حداقل برای چند ثانیه
الان رو فراموش میکنی
از کثافتِ این روزها جدا میشی
عطرِ آشنایِ مشترکی
در کسری از لحظه
تورو میبره به روزگاری که
زندگیهامون قشنگتر بود
روزگاری که ایرانیتر بودیم
روزگاری که دلهامون درد کمتری داشت
نمیشه ایرانی باشی
و دلت برای اون روزا تنگ نشه...
404
میرم برای شروع جراحی۳ 🏁
ایدهآلم اینه که تا ۳۱ تیر کار رو جمع کنم 🎯
واسه مرداد خیلی برنامه دارم و تمام ۳۱ روزش رو نیاز دارم 👾
404
جراحی ۲ خیلی برقآسا دو روز پیش تموم شد ✅
سختترین فصلهای جراحی توی همین کتاب جراحی ۲ بود و اینقدر نکته داشت که از سر آدم دود بلند میشد؛ ولی لامصب انگار هرچی سختتر باشه، گیراییش بیشتره و آدم بیشتر میل به خوندنش داره 👀
پن: واضحا دارم برای بهتر شدن دستوپا میزنم
نیاز به تسلط بیشتر دارم و خودم میدونم که چقدر روی بعضی مباحث ضعف دارم؛ تقریبا مثل صفری هستم که میخواد ۱۰۰ بشه 🪵
404
یه ویژگی مشترک دیگه هم دارن
اونم اینه که هر دو گروه چرت و پرت میگن
مثلا فک کن مجری رادیو ورزش
سوال پرسیده که آیا حق رودری بود
که بهترین بازیکن جام جهانی بشه؟
آقایی از همدان با ۵۵ سال سن
اومده ویس داده که
بنظر من چون اسپانیا خیلی خوب بازی کرد
حیفه که یک بازیکن رو بهترین بازیکن بدونیم
و باید کل تیم ملی اسپانیا رو بهترین بازیکن بدونیم
خب مرتیکه
این همه زحمت کشیدی ویس گرفتی
و فرستادی واسه رادیو ورزش
حداقل چارکلمه حرف درست میزدی
نمیشه که کل تیم رو بهترین بازیکن کنی
فقط سر صبی کله آدمو خراب میکنید
404
اینایی که سر صبح
واسه رادیو ورزش ویس میفرستن
و درمورد مسائل مختلف و سوال مجری
نظر میدن و تحلیل میکنن
همون کسایی هستن که اگه تلگرام داشتن
قطعا کانال شخصینویسی میزدن
چون هر دوشون این توهم رو دارن
که نظرشون مهمه و باید بیان بشه
404
این آرژانتین اگه میدونست ما واسه دیدن بازیش چقدر سختی کشیدیم و از سه تا دعوا زنده بیرون اومدیم و بخاطرش خواستیم تا کرمانشاه بریم، یکم بهتر بازی میکرد
به خودت بیا مسی
به خودت بیا
404
دوتا راه داشتیم:
۱- راه بیفتیم سمت کرمانشاه و بریم اونجا فوتبال ببینیم که به دو دلیل امکان پذیر نبود؛ هم اینکه باید فردا ۷ صبح بیمارستان میبودیم و هم ۱۲ ساعت راه بود و فوتبال یه ربع بعد شروع میشد
۲- آواره خیابونا بشیم تا بالاخره یه جایی پیدا کنیم و بشینیم فوتبال ببینیم
مورد دوم انتخاب شد
404
اینو من گذاشتم ولی شما باور نکردید
از آخر قرار شد پسرونه بریم کافه
و فینال رو ببینیم
سینگلمون از ظهر بعد از یه عالمه رایزنی، یه کافهای به اسم ویلانژ رزرو کرده بود
وارد کافه شدیم یه خانمی جلوی مارو گرفت
گفت عذرخواهی میکنیم
شما عزیزان میز رزرو داشتید؟!
[با یه عالمه چُسی و ادا!]
مائم چارتایی یه صدا گفتیم بله!
گفت فامیلتون؟
چارتایی باهم فامیل سینگلمون رو صدا زدیم
یک دو دقیقه گوشیشو زیر و رو کرد و گفت خیر آقایون! متاسفانه من میزی به این اسم رزرو نکردم!
با اعتماد به نفس گفتم خانم برو از همکارات بپرس؛ حتما تو در جریانی نیستی! [با این لحن که کمتر سرصدا کن زنِ ادایی و برو بگو بزرگترت بیاد]
زنِ ادایی گفت من رئیس کافه هستم جناب!
منم دیدم شرفم به فنا رفته سریع برگشتم سمت سینگلمون بهش گفتم سینگلک چیکار کردی پسر؟!
اینم با اعتماد به نفس کامل رفت توی گوشی تا فیش واریزی که واسه رزرو به دایرکت پیج کافه فرستاده بود رو به من نشون بده که یدفگی گفت آخخخخخخ!
+ چی شد؟
- کافه ویلانژ رو درست رزرو کردم؛ فقط بجای ویلانژ شهر کرمان، شهر کرمانشاه رو رزرو کردم
