نیلـٰرآم
رفتن به کانال در Telegram
نیلرام | ɴɪʟʀᴀᴍ❄️ در افسانهها، نگهبانِ برف و باران و تگرگ. اینجا خلوتگاهِ من است؛ جایی میانِ واقعیت و رویا. 🌧️ @nilrambotbot🐋
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
408
مشترکین
+2024 ساعت
+187 روز
+1830 روز
آرشیو پست ها
412
اگر دنبال یه رمان معمایی و روانشناختی هستی که تا صفحه آخر ذهنتو درگیر کنه، «بیمار خاموش» انتخاب فوقالعادهایه.
کتابی پر از راز، پیچشهای غیرمنتظره و پایانی که احتمالاً شوکهت میکنه.
اگر به داستانهای معمایی و روانشناختی علاقه داری، «بیمار خاموش» رو از دست نده 🕵🏼♀️🤎
412
متن و ترجمه آهنگ:
Bir istiridyenin kıymetli incisini مانند مرواریدی قیمتی پنهانت می کنم Sakladığı gibi saklarım seni مخفیت میکنم، مواظبتم Bir bahar dalının narin tomurcuklarını مثل یک غنچه کوچولو روی شاخه درخت در بهار Sakındığı gibi korurum seni ازت محافظت میکنم همونطور که اجتناب میکنی Çok derin این حسم خیلی عمیقه Derinlerimde ellerin جایی در عمق وجودم دور از دستات Bir armağan gibi Tanrı’dan bana مثل یک هدیه از طرف خدا به من Kış güneşinde altın kirpiklerin اون مژه های طلاییت زیر نور خورشید در زمستان Ben seni çok sevdim من خیلی دوستت داشتم Ben seni çok sevdim من خیلی دوستت داشتم Belki zordur anlaması sessizliğimden شاید خیلی سخته فهمیدنش از سکوتم Ben seni çok sevdim من خیلی دوستت داشتم Ben seni çok sevdim من خیلی دوستت داشتم Sen oku kelimeleri gözlerimden تو کلمه هارو از توی چشمام بخون
412
یه آهنگ و کلی حرف که هیچوقت گفته نشد..
Ben seni çok sevdim
من خیلی دوستت داشتم
Sen oku kelimeleri gözlerimden
همه دنیا رو ببین تو چشمای من
412
"اولین روز آشناییمان را یادت هست؟
آن روز پالتویی به رنگ سرخ به تن داشتی،
اما عزیز من، میدانی از آن روز چه چیزی را هرگز نمیتوانم فراموش کنم؟
چشمانت…
آن روز از نگاهت نور میچکید؛
نوری گرم همچون خورشید که با خیره شدن به آنها، قلبم را ذوب میکرد.
چشمانت چه با من کرد که هیچوقت نمیتوانم نگاهت را فراموش کنم، حتی در خواب..!"
_ نیلـرام
412
Repost from از اینجا که منم.
«و تو آنقدر زیبایی که هیچکس اندوهِ چشمانت را، پشتِ آنهمه زیبایی نمیبیند.»
412
"و تو اما هیچوقت فرآموش نکن،
روزی که افتاده باشی،
از زمین بلندت میکنم،
اگر هم نتوانم، کنارت دراز می کشم. ^^
• تور گوت اویار
