مُسَطِّع
رفتن به کانال در Telegram
فُروزِشگاهِ مُسَوَّده یِ آقازهیر. نمون برو چون خودمَم نیستم. مُسَطِّع: کسی که در حالِ شکستن است. http://t.me/HidenChat_Bot?start=770582253
نمایش بیشترإيران142 925دسته بندی مشخص نشده است
248
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+2330 روز
آرشیو پست ها
248
فقط خواهشاً وقتی تصمیم به ازدواج میگیرین، به اون اندازه از بلوغ و شخصیت رسیده باشین که «مردِ یه زندگی» باشین؛ نه یه کودک ۸ ساله که هنوز برای مهمترین تصمیم زندگیش باید منتظر تأیید و نظر پدر و مادرش باشه…
ازدواج یعنی اینکه خودتون آگاهانه شریک زندگیتون رو انتخاب کنین و مسئول انتخابتون باشین؛ نه اینکه بقیه به جای شما همسر و مسیر زندگیتون رو تعیین کنن😐🙏
248
شیخ مهدی بنیانیان دمش گرم باشه یه حرف قشنگ زد.
گفت تنها چیزی که میتونه شما رو از بساط ابیعبدالله دور کنه، زن و همسره.
برعکسش هم هست یه زن یا همسر خوب میتونه شما رو توی نوکری ارباب یاری کنی، شما رو هول بده جلو و یا حتی ازتون سبقت بگیره!
و واقعاً حقیقتش هم همینه، چه کسایی که نبودن میومدن مجالس عزاداری و.. اهل این مباحث بودن ولی تا با یه دختر آشنا شدن زدن جاده خاکی..
زن بد یکی از بزرگترین ابزار شیطان میتونه باشه رفقا حواسمون جمع باشه؛
در کنار زن، رفیق ناباب هم خیلی تأثیر داره، مواظب باشید رفیقی که انتخاب میکنید شما رو به سیدالشهداء نزدیک کنه، چون دیدم میگم.
248
هر بار که توی خونه با ماشین کنترلیم بازی میکنم به بابام میگم بابا برام زن نمیگیری؟ میگه هنوز برات زوده پسرم. نمیدونم دیگه کِی میخواد اقدام کنه
248
میخواد چه غلطی کنه؟
اهلِ عرق و وَرَق بشه؟
بره هر روز با یکی باشه؟
این جوونیه الان؟
اگه عقلش بالغ شده وقتِ ازدواجشه. این حرف هایِ جاهلیت مدرن رو بذارید کنار.
248
عدد که ملاک نیست
یکی ۱۶ سالگی میتونه و لایقه که متاهل بشه.
یکی ۴۰ سالگی هم ازدواج نمیکنه.
به بلوغ جسمی و بلوغِ فکریه. بلوغِ جسمی که یه عددِ ثابتی داره اما بلوغِ فکری نه. هر کی بلوغِ فکری داره باید ازدواج کنه حتا اگه سنش از دیدگاهِ ما کم باشه...
248
تو این اوضاع امروز جامعه و کشور واقعاً ازدواج سخته و خانوادهها معمولاً گیر زیادی میدن، ولی شما بنظر خودت ازدواج رو تا چه سنی انجام بدی مناسبه؟؛
248
خوشبحال تون پدرتون نمیذاره از لونه برید بیرون
پدرِ بزرگوارِ ما نمیذاره من بیام داخلِ لونه
ما مثلِ هم نیستیم
248
https://t.me/mosatteh/4365
پدر من خیلی نگرانم بود، اولینباری که خواستم کلا برم کربلا اربعین بود.
خیلی سفت و سخت گفت نه، ولی بعد دلش نرم شد.
دومین بار با هواپیما رفتم و توی موعدی که خیلی همهچیز خوب بود(آب و هوا و...) بازم سفت و سخت گفت نه، بازم آخرش دلشو نرم کردن
سومینبار هم باز توی همون فصل و با هواپیما، بازم شاید باورتون نشه مثل همون دفعه اول دقیقا ناراضی بود.
گاهی وقتا پدر و مادر نمیخوان قبول کنن فرزندشون باید از لونه بره بیرون و پرواز کردن رو بیاموزه و نمیخوان که از وابستگیشون کم کنن.
احترامشون بجاست و با توسل و... کار راه میافته
ولی ای پدر و مادر، وقتی سببی شدی برای ورود بچهات به این دنیا، یعنی توی ملحفهی بلا پیچیدیش... بلا و اتفاق همهجا ممکنه برای فرزند رقم بخوره، حالا اگر این بلا توی مسیر اهلبیت علیهمالسلام باشه بهتر نیست؟
