fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

مُسَطِّع

مُسَطِّع

رفتن به کانال در Telegram

فُروزِشگاهِ مُسَوَّده یِ آقازهیر. نمون برو چون خودمَم نیستم. مُسَطِّع: کسی که در حالِ شکستن است. http://t.me/HidenChat_Bot?start=770582253

نمایش بیشتر
إيران142 925دسته بندی مشخص نشده است
248
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+2330 روز
آرشیو پست ها
یکی از اثرات شکست عشقی اینه که بعد چند سال اومدم ۴ تا پیتزا درست کردم خانوادگی بخوریم ، یهو یادش افتادم حالم گرفته شد، پیتزا همه اعضا خانواده رو دادم بهشون ، خودم رفتم تو اتاق تاریک تنها گریه کنم. (پیتزامم بردم با اشک خوردم ، با لیموناد)

ببخشید ولی از طرفِ جمع گفتم میدونم حرف جمع هم همینه😂

خر شانسا...

خواستم بگم همینجوری که شما دارید از فراق یار بال بال میزنید ما با یار داریم چایی میخوریم و ناشناس میخونیم🙂‍↔️☕️

به عشق چیکار داری مومن😂 اون نگرفته.

https://t.me/mosatteh/6733 نه خواهر من نشدنیه ،چی ؟؟؟ نشدنی،لعنت به عشق…

۴ سال از نالایقیش گذشته در واقع من هیچ وقت خواسته نشدم اما به هر کاری متوسل شدم تا تموم بشه اما نمیشه کمرنگ شده اما از بین نرفته درد اصلی چیه؟ مقایسه همه با اون

تحفه خوب بود😂

نخیر نمیشه . مثل اون نیست اون همون تحفه بود تموم شد رفت .ولی یه نوع متفاوت تر و با حس متفاوت تر هست.

روزگارو ببین. با نیم وجب قد مسخرمون میکنن

https://t.me/mosatteh/6719 شنیدم شف ماسیمو بوتورا یه پیشنهاد ۱۰ میلیون دلاری بهتون داده برای خرید رسپی مخصوص شیربرنجتون، ولی سر قیمت به توافق نرسیدین؟ 😭🦦

سلف دانشگاه ما املت ارزون ترش با ربه گررون تره با گوجه من آنچه لازم بود گفتم

ناصر قهوه چی تویی؟

بگین اول رب رو با روغن فراوان تفت بدن بعد تخم مرغ بزنن تا بفهمن چیه🤌

درود بر شما هموطن! نیسسسست

وای وای چجوری به نیمرو ربی میگین املت اون املت نیستتتتت

خیلی علمی بود من سوادِ جوابش رو ندارم ولی ۵ صبح؟ طرف شاطر بود؟

قدیم ترا که جوون بودم و خام یکبار به اصطلاح عشق امروزی رو تجربه کردم خیلیم زیاد عاشق بودم اینطوری عاشق بودم که مثلا طرف سرفه می‌کرد من تا مغز استخون دردم می‌گرفت ۵ صبح جدا شدیم خیلی معمولی بدون هیچ عذاب وجدانی رابطه رو پایان داد و با صراحت بیان کرد جدایی برامون بهتره قبل تر از اون فکر میکردم لابد اون روز روز مرگ منه فقط تونستم تا ساعت ۱۰ صبح بدون اینکه از جام پاشم فقط به این فکر کنم خب اگه ما عاشق نبودیم اون همه کار و بیرون رفتن و قرار مدار عاشقانه چی بود؟ اونهمه کتاب خوندن و بعدش با ذوق و شوق تعریف کردنش چی بود؟ آیا صرفا یک مدت بازیچه بودم؟ شایدم فقط یک همپا میخواست که خلا درونیش پر بشه کم کم عصبانیت جاشو داد به ناراحتی و من هنوز بعد اونهمه سال عصبانیم از اینکه یک نفر اینقدر طبیعی وقت و فکر منو اشغال کرد و رفت گاهی وقتام ازش تشکر میکنم بابت کاری که باهام کرد چون یقینا یکبار باید این بلا سرم میومد تا یادبگیرم هر دوستت دارمی واقعی نیست.