ᴀʀʟᴇʏ˙𓍯
رفتن به کانال در Telegram
ᴀʀʟᴇʏ ᴀʀᴇᴀ ★ | leyloş + arasko| unknown🧃: @Arleyareabot
نمایش بیشترإيران115 731دسته بندی مشخص نشده است
672
مشترکین
+224 ساعت
+267 روز
+7830 روز
آرشیو پست ها
677
آراس برای اینکه لیلا درد خودش رو به دوش نکشه، این همه مدت سکوت کرد. نمیخواست لیلا شریک رنجش بشه یا زیر بار این حقیقتها بشکنه. اما حالا همهچیز یکییکی مثل سیلی به صورت لیلا میخوره. و آراس باید فروپاشی زنی رو ببینه که تمام تلاشش محافظت از اون بود. تلخترین بخش تراژدی آرلی همینه؛ برای نشکستن لیلا سکوت کرد، و حالا باید شاهد شکستن لیلا جلوی چشمهای خودش باشه…
677
من اونجا بودم، رفته بودم سر صحنه عکس بگیرم ولی اجازه ندادن چون صحنه در حال فیلمبرداری بود. کوتای(گه سگ) یه چیزی شبیه گونی انداخت سر آراس و آوردش تو محوطه. تئومان هم جلوی همه ریخت سر آراس، فکر کرد داره قدرتنمایی میکنه، ولی آراس چون میدونست برادرشه، تئومان رو نزد💔
677
+++++ دیگه این مردسالار بودنِ این سریال داره حالمو به هم میزنه. انگار آقایون اوزتورک اصلاً حال و حوصله فکر کردن به عشق رو ندارن. حالا باید منتظر باشیم ببینیم پاشاهای عزیز کی خوششون میاد و هر وقت وقت داشتن بهمون خبر بدن؟! اصلاً عشق به کنار، چرا تنها وظیفهی دخترها اینه که مدام به اونا فکر کنن و دنبال اونا برن!!
677
الان دیدیم که تئو توی زمین بسکتبال داره آراس رو میزنه؛ اون صحنه رو شب، توی یه زمین دیگه فیلمبرداری کرده بودن. تئو حتی کفش مخصوص بسکتبال هم پوشیده بوده.
سطح <<<<
677
+1
چون ذهنم سمیه از این تئوری خوشم اومد🧍♂️: +لازمه شبنم یه مسترکلاس بهتماممعنای دستکاری و بازی روانی برگزار کنه و لیلا رو جوری علیه آراس بشورونه که دیگه حرفش رو باور نکنه، و آراس هم کمکم لیلا رو فقط به چشمِ یه «آککایا» ببینه! از عاشق به دشمن، فقط برای بردن. - بذار دستتو بگیرم و اینو بگم… قراره تا فینال، لیلا رو از همهچی بیخبر نگه دارن و آخرش خودش بفهمه برای انتقامِ آراس باید خودش رو بکشه. +من واقعاً دلم میخواد بعد از اینکه لیلا حقیقت رو دربارهی پدر و مادرش میفهمه، دست به خودکشی بزنه؛ ولی دلیلش این باشه که دیگه نتونه تحمل کنه بفهمه تمام زندگیای که داشته یه دروغ بوده و دردِ از دست دادن دوقلوش رو هم نتونه تحمل کنه، نه اینکه تقصیر آراس باشه.
677
صحبت های امیر تو مصاحبش در مورد چائان🤍 :
من چائان رو خیلی دوست دارم. و بهش احترام میذارم. چون چائان خیلی جوون و با استعداده، من ازش خیلی الهام میگیرم . سر صحنه خیلی کمکم میکنه، بعد از فیلمبرداری هم کمکم میکنه. به همین خاطر با عشق و محبت باهاش رفتار میکنم، ولی بازی کردن باهاش برای من خیلی سخته. چرا؟ چون اونو دوست دارم اما باید ازش متنفر باشم، باید اذیتش کنم و نسبت بهش نفرت داشته باشم. اینو همیشه میگم، حتی به خود چائان هم میگم. بیشتر از همه موقع بازی با تو سخت میگذره، چون وارد شدن به اون حس برای من خیلی سخته. یعنی کینه به چائان گرفتن برام خیلی دشواره. همه دوستامو دوست دارم، اشتباه برداشت نشه، ولی واقعاً چائان کنار رفاقتمون یه بازیگر فوقالعادهست که ازش خیلی الهام میگیرم.
677
خلاصه قسمت 16: آراس بالاخره میفهمه برادری که سالها دنبالش میگشته، تئومانه. اما هنوز فرصت نکرده از این دیدار بزرگ و پیدا کردن برادرش خوشحال بشه که خودش رو وسط یه کابوس جدید میبینه. هاکان و شبنم هم بعد از اتفاقاتی که افتاده، برای اینکه رازهاشون رو حفظ کنن و خانوادهشون رو کنار هم نگه دارن، دست به کار میشن. آراس هم دنبال راهیه که بتونه به برادرش برسه. از اون طرف، نقشهای که سیلا برای ضایع کردن دنیز توی مدرسه کشیده بود، با یه حرکت غیرمنتظره از طرف تئومان، کاملاً یه شکل دیگه پیدا میکنه. شبنم سعی میکنه تئومان و لیلا رو از آراس دور کنه. اما تصمیم تئومان برای اینکه حسابش رو با آراس خودش تسویه کنه، دوباره همهچی رو عوض میکنه. وقتی دو برادر یک بار دیگه روبهروی هم قرار میگیرن، راهی که جلوی آراس باز میشه، حتی از قبل هم سختتر و پیچیدهتره.
677
آراس بالاخره میفهمه برادری که سالها دنبالش میگشته، تئومانه. اما هنوز فرصت نکرده از این دیدار بزرگ و پیدا کردن برادرش خوشحال بشه که خودش رو وسط یه کابوس جدید میبینه. هاکان و شبنم هم بعد از اتفاقاتی که افتاده، برای اینکه رازهاشون رو حفظ کنن و خانوادهشون رو کنار هم نگه دارن، دست به کار میشن. آراس هم دنبال راهیه که بتونه به برادرش برسه. از اون طرف، نقشهای که سیلا برای ضایع کردن دنیز توی مدرسه کشیده بود، با یه حرکت غیرمنتظره از طرف تئومان، کاملاً یه شکل دیگه پیدا میکنه. شبنم سعی میکنه تئومان و لیلا رو از آراس دور کنه. اما تصمیم تئومان برای اینکه حسابش رو با آراس خودش تسویه کنه، دوباره همهچی رو عوض میکنه. وقتی دو برادر یک بار دیگه روبهروی هم قرار میگیرن، راهی که جلوی آراس باز میشه، حتی از قبل هم سختتر و پیچیدهتره
677
+1
آراس وقتی تو تعمیرگاه مشغول کاره، لیلا هم تو تیکتاک محتواهای «یک روز از زندگی من در حالی که ۱۹ سالمه، ازدواج کردم و بچه دارم» میسازه و اینجوری روزگارشونو میگذرونن 😂😭
