fa
Feedback
ᴀʀʟᴇʏ˙𓍯

ᴀʀʟᴇʏ˙𓍯

رفتن به کانال در Telegram

ᴀʀʟᴇʏ ᴀʀᴇᴀ ★ | leyloş + arasko| unknown🧃: @Arleyareabot

نمایش بیشتر
إيران112 184دسته بندی مشخص نشده است
738
مشترکین
+224 ساعت
+317 روز
+10630 روز
آرشیو پست ها
photo content

کامنت جرن زیر پست ارمغان 😂🥹
کامنت جرن زیر پست ارمغان 😂🥹

Çagan : 1 Aras: -1

birbirlerine hep destek olmaları🫰🤍
birbirlerine hep destek olmaları🫰🤍

babacıkk 🐥💕
babacıkk 🐥💕

برای کسی که دوسش داری دعوا کنی؟ ok به کسی که دوسش داری دروغ بگی؟ nok لاوبومبینگ؟ ok بدون نسبت خونی خواهر \ برادر بودن؟ ok انتقام گرفتن؟ nok برای خواهر یا برادرت خودت رو فدا کردن؟ ok از کسی که دوسش داری راز پنهون کردن؟ nok به جای قلب به منطق گوش دادن؟ ok عمدا به کسی که دوسش داری حسادت کنی؟ nok برای محافظت از دوستت گناهشو گردن بگیری؟ok محافظت کردن از کسی ضعیفه؟ ok پنهان کردن بعضی حقایق؟nok

photo content

هر وقت به این فکر می‌کنیم که وقتی حقیقت‌ها رو بشه، لیلا می‌فهمه خانواده‌ش قاتل خانواده ی پسریه که دوستش داره، پسری که فکر می‌کرد دوقلوشه، برادر پسریه که دوستش داره؛ و دوقلوی واقعی خودش هم روز تولدش غرق شده و مرده بوده:

162cm Barbie 190cm Biceps
162cm Barbie 190cm Biceps   

photo content
+3

یادتونه فهمیدیم لیلا از بچگی کابوس می‌دیده و تئومان از خواب بیدار می‌شده و آرومش می‌کرده؟ به نظرتون ممکنه این کابوس‌ها بعد از آتیش‌سوزی اون خونه شروع شده باشن؟ بالاخره اون آتیش حتی از نظر جسمی هم روی لیلا اثر گذاشته و اینکه همچین اتفاقی هیچ آسیب روانی‌ای بهش نزده باشه، واقعاً خیلی بعیده. شاید دلیل اینکه آک‌کایاها این‌قدر افراطی از لیلا مراقبت می‌کنن و مدام دورش یه دنیای صورتی و خیالی می‌سازن هم دقیقاً همین باشه. ممکنه هر وقت لیلا با کوچک‌ترین خطری، دعوایی یا جنبه‌های تاریک خانواده روبه‌رو می‌شه، ترومای گذشته‌ش دوباره تحریک بشه. اونا هم چون اینو می‌دونن، شاید هر اتفاقی که توی خونه می‌افته، سعی کرده باشن چیزی به لیلا منتقل نکنن و یه نمایش ساختگی راه بندازن که همه‌چی خوبه و همه‌چیز مرتبه. اگه لیلا امروز این‌قدر کم از چهره واقعی خانواده‌ش خبر داره، شاید قضیه فقط این نباشه که لوسش کردن و از دنیا دور نگهش داشتن؛ شاید بعد از ترومایی که توی بچگی تجربه کرده، آگاهانه از واقعیت‌ها دورش کردن. حتی اگه بخوایم یه قدم فراتر بریم، نمی‌تونم به این فکر نکنم که شاید بعد از اون آتیش‌سوزی با ذهن لیلا هم بازی شده باشه. چون اون شب می‌گفت «می‌خوام برم پیش داداش دمیرم». یعنی دمیر رو می‌شناخته. اینکه بعدش تونسته این‌قدر راحت کلاً فراموشش کنه، به نظرم عجیبه. شاید دمیر هم وقتی لیلا کوچیک بوده، درباره آراس بهش گفته بوده «من یه داداش دارم»؛ کی می‌دونه. هرچی بیشتر توی گذشته این خانواده کندوکاو می‌کنیم، بیشتر حس می‌کنم قراره رازهای خیلی عمیق‌تری ازشون بیرون بیاد.

photo content
+1

photo content
+1

her açıdan dehşet yakışmaları
her açıdan dehşet yakışmaları

çağatayulusoy ✘ çağanefeak ❤️‍🔥

اتا : با افراد تو ست خیلی خوب کنار میایم یعنی با هلین، جرن، بررا، چائان، باتو ، با همه خیلی خوب کنار میایم. انرژی‌ هامون خیلی به هم میخوره 🤍