fa
Feedback
.❩ ࢪونــو

.❩ ࢪونــو

رفتن به کانال در Telegram

⭑ ‘’استتیک چیست!؟ اینها ثبت زیبایی از یک بازمانده‌ست’’ ⭑ (در صورت فوروارد کردن،از محتوای رونو استفاده کنید) ⭑ 🦩جانم : @Roonoolinkbot

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 158
مشترکین
-324 ساعت
+307 روز
+11030 روز
آرشیو پست ها
‍ ∾ 𝟏𝟒𝟒𝐏📷

وضعیت سفید...!🍚 𝒬 יִ ׅ 🖇 ͜𓏼
+5
وضعیت سفید...!🍚 𝒬 יִ ׅ 🖇 ͜𓏼

در نگاه اول، فقط زنی را می‌بینی که وسط یک دشت بزرگ نشسته و به خانه‌ای در دوردست خیره شده است. اما ماجرای پشت این تصویر، چیز دیگری است. اکثر بیننده ها فکر می‌کنند زن درحال استراحت کردن است. اما واقعیت این است که این زن، «کریستینا اولسون»، توان راه رفتن نداشت. او به بیماری‌ای مبتلا بود که به‌تدریج پاهایش را از کار انداخت. با این حال حاضر نمی‌شد از ویلچر استفاده کند و برای جابه‌جایی، خود را با دست‌هایش روی زمین می‌کشید. نقاش این اثر، Andrew Wyeth، وقتی او را دید که در میان مزرعه تلاش می‌کرد خود را به سمت خانه‌اش برساند. حالا دوباره به تابلو نگاه کن. آن خانه‌ای که روی تپه می‌بینی، مقصد اوست. و آن دشت وسیع، مسیری است که باید با دستانش از آن عبور کند. تصویر ناگهان تغییر می‌کند؛ دیگر یک منظره ساده نیست. تصویری است از تنهایی، رنج و مبارزه‌ای که بیشتر آدم‌ها هرگز تجربه‌اش نمی‌کنند. و به همین دلیل «دنیای کریستینا» هنوز هم بعد از دهه‌ها هنوز تأثیرگذار است. نام اثر: Christina's World نقاش: Andrew Wyeth سال خلق: 1948

★ “یکی از غمگین‌ترین تابلوهای دنیا” تابلوی: «دنیای کریستینا» (Christina's World) – ۱۹۴۸
+1
★ “یکی از غمگین‌ترین تابلوهای دنیا” تابلوی: «دنیای کریستینا» (Christina's World) – ۱۹۴۸

⭐️مدتیه که به نصفه رها کردن یه کار عادت کردم. ولی تصمیم دارم کارایی که این مدت کشیدم و نیمه‌کاره موندن رو به یه سرانجامی برسو
+1
⭐️مدتیه که به نصفه رها کردن یه کار عادت کردم. ولی تصمیم دارم کارایی که این مدت کشیدم و نیمه‌کاره موندن رو به یه سرانجامی برسونم. البته بعضی از طراحی‌ها باید همون‌طور نصفه بمونن؛ چون با کامل شدنشون اصالتشون از بین میره. اما بعضیا نه؛ باید کامل بشن. وقتی نصفه میمونن انگار بلاتکلیفن؛ مشخص نیست که واقعاً اثر خوبی‌ان، یا فعلا اینطوری بنظر میرسه. و بالاخره باید تکلیفشون مشخص بشه. پ.ن: این کار برای یه چالش بود که قرار بود به سبک خودمون طراحی نکنیم و برای اولین بار سبک انیمه ای رو امتحان کردم.

sticker.webp0.11 KB

photo content
+1

˖ ⊹ 𝓢.𝓨

🩶★
+1
🩶

قبل از اینکه «سالوادور دالی» به دنیا بیاد، خانواده‌اش یه پسر داشتن؛ که اسمش سالوادور بود. اون بچه توی کودکی فوت می‌کنه. چند ماه بعد، یه نوزاد جدید به دنیا میاد و خانواده دوباره همون اسم رو انتخاب می‌کنن: «سالوادور». دالی بعدها نوشته بود که خانواده‌اش باور داشتن این بچه به نوعی ادامه‌ی کودک قبلیه؛ نه دقیقاً همون آدم، ولی چیزی شبیه بازگشتِ چیزی که از دست رفته. قسمت عجیب ماجرا مرگ اون کودک نیست. اینه که تصور کنی قبل از تو، نسخه‌ای از «تو» وجود داشته؛ همون اسم، همون جایگاه، همون انتظارات. و حالا تو باید زندگی‌ای رو شروع کنی که انگار از قبل نیمه‌کاره مونده. سال‌ها بعد دالی تابلویی کشید به اسم: «Portrait of My Dead Brother» وقتی بهش نگاه می‌کنی چیز ترسناکی نمی‌بینی. فقط یه چهره که انگار کامل نیست. تصویری مبهم از یه کودک! مثل لحظه‌ایه که وارد اتاقت می‌شی و احساس می کنی کسی قبل از تو اینجا بوده!!

★ یه اثر هنری وجود داره که هیچ المان ترسناکی نداره؛ ولی داستان پشتش عجیب‌تر از خود اثره.
+1
★ یه اثر هنری وجود داره که هیچ المان ترسناکی نداره؛ ولی داستان پشتش عجیب‌تر از خود اثره.

sticker.webp0.13 KB

photo content
+5

یک روز تابلویی کشید که بعد از دیدنش، خیلی‌ها ترجیح دادند اصلاً اسمش را هم نیاورند: L’Origine du monde تصویر ساده بود، اما همان سادگی همه‌چیز را به هم ریخت. آن‌قدر واقعی و بی‌پرده که برای جامعه‌ی آن زمان، چیزی بین «هنر» و «شوک» محسوب می‌شد. تابلو مدت‌ها مخفی ماند؛ پشت درهای بسته، فقط برای چشم‌های خاص. نه چون گم شده بود… بلکه چون دیدنش برای خیلی‌ها قابل تحمل نبود. اما همین اثر، بعدها تبدیل شد به یک سؤال بزرگ: آیا هنر باید فقط زیبا باشد، یا باید حقیقت را هم بدون تعارف نشان بدهد؟ و جوابش هنوز هم کامل داده نشده

★ در پاریسِ قرن نوزدهم، مردی نقاش بود که علاقه‌ای به «زیبا نشان دادنِ واقعیت» نداشت. اسمش گوستاو کوربه بود.
+1
★ در پاریسِ قرن نوزدهم، مردی نقاش بود که علاقه‌ای به «زیبا نشان دادنِ واقعیت» نداشت. اسمش گوستاو کوربه بود.

sticker.webp0.09 KB

بابت گرفتن این عکسا،خیلی خوشحالم!^^☕︎

photo content
+5

sticker.webp0.12 KB

photo content