گروه روانکاوی امان🛋️📽️📚
رفتن به کانال در Telegram
جایی برای تحلیل فیلم و کتاب و به اشتراک گذاشتن مفاهیم راوانکاوانه
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
279
مشترکین
-124 ساعت
+47 روز
+930 روز
آرشیو پست ها
Bach_–_Concerto_in_C_minor_for_Violin_and_Oboe,_BWV_1060_Adagio.mp39.32 MB
اگر بدنت میتوانست حرف بزند،
اولین جملهای که میگفت چه بود؟
شاید میگفت:
«من سالهاست دارم چیزی را به یادت میآورم؛ اما تو اسمش را گذاشتی استرس، اضطراب یا خستگی…»آلیس میلر در کتاب بدن هرگز دروغ نمیگوید از همینجا شروع میکند. ___________________ ما معمولاً فکر میکنیم اگر یک اتفاق تلخ را فراموش کنیم، دیگر تمام شده است. اما میلر میگوید:
«ذهن میتواند فراموش کند، اما بدن نه.»گاهی سردردهای همیشگی، اضطرابهای بیدلیل، یا آن غمی که هیچ اسمی برایش پیدا نمیکنیم، شاید فقط دردِ امروز نباشند؛ شاید صدای بخشهایی از گذشته باشند که هیچوقت فرصت شنیده شدن پیدا نکردند. 📌این کتاب قرار نیست به ما یاد بدهد والدینمان را مقصر بدانیم. میخواهد از ما یک سؤال ساده بپرسد: چند سال است که به همه گوش دادهای، جز بدنت؟
شاید اولین قدم درمان، این نباشد که جواب همهچیز را پیدا کنیم؛ شاید فقط لازم باشد برای اولین بار، به صدایی گوش بدهیم که هیچوقت دروغ نگفته است. در « امان» این فرصت برات فراهم شده
💫درود بر شما همراهان بوک کلاب یکشنبه ه؛ا
📌این هفته مهمان عزیز کنارمون خواهند بود و قراره با موضوعی با هم به گفتگو بنشینیم که حتما به قصهی زندگی هر ادمی میشه گره اش زد.
📌این هفته خانم زهرا شکیبا با کتاب « بدن هرگز دروغ نمیگوید» درکنارمون خواهند بود .
💫درود بر همه عزیزان
از این پس جلسات بوک کلاب زیر نظر کلینیک امان اطلاع رسانی میشه ؛ از همین جهت نامش رو هم به امان تغییر دادیم
🔗 لینک ورود به جلسه بوککلاب
https://event.alocom.co/class/psychome/bookclub
آغاز جلسه ساعت 21
«آیا او اصلاً فهمید چه بر سر من آورد؟»این سؤال، سؤال واندا نیست سؤال خیلی از ماست. ❤️🩹گاهی کسی از ما عذرخواهی میکند، برمیگردد، همهچیز ظاهراً درست میشود؛ اما چیزی درونمان آرام نمیشود. نه به این دلیل که نمیخواهیم ببخشیم، بلکه چون احساس میکنیم رنجمان هرگز دیده نشد. 🤍روانکاوی برای این یک جمله دارد: بعضی زخمها، بیشتر از اینکه به ترمیم نیاز داشته باشند، به «شناخته شدن» نیاز دارند. انگار روان میگوید: «قبل از اینکه از من بخواهی فراموش کنم، اول ببین چه بر سرم آمده است.» 🤍شاید به همین دلیل است که بندها فقط یک رمان دربارهی زندگی مشترک نیست. دربارهی حافظه است. دربارهی ردّی که آدمها روی جان هم میگذارند.
درود همراهان عزیز🌸🌸🌸
📌جلسه امشب یادتون نره
کتاب استارنونه حتما ارزش یک ساعت حضور رو داره👌🏼👌🏼👌🏼
آنا (دختر خانواده)
«بزرگتر که میشوی میفهمی دعوای پدر و مادر، فقط دعوای آنها نبوده؛ خانهای بوده که آرامآرام داخل تو ساخته شده است.»
🗣️این کتاب از زبان چهار عضو این خانواده روایت میشه
واندا
الدو
آنا( دختر خانواده)
و ساندرو (پسر خانواده)
ساندرو :
«بچهها حافظهی عجیبی دارند. شاید جزئیات را فراموش کنند، اما هیچوقت فراموش نمیکنند کنار چه کسی احساس امنیت میکردند و کنار چه کسی نه»
📌درود بر همراهان عزیز شبهای زمستان🌸🌸🌸🌸
📌این هفته قراره مهمان عزیزی با یک کتاب دوست داشتنی در جمعمون داشته باشیم 🤌🏼🌷
📌امیدوارم فرصت رو غنیمت بشمارید و همراهمون باشید 🙏🏼
ظرفیت عشق، وابسته به ظرفیت سوگواری است.
اگر نتوانیم فقدان را تحمل کنیم،
نمیتوانیم عشق عمیق را نیز تحمل کنیم.
زیرا آن وقت مدام تلاش میکنیم:
دیگری را کنترل کنیم.
او را تملک کنیم.
وابسته نگهش داریم.
یا قبل از اینکه ترک شویم،
خودمان رابطه را خراب کنیم
آنچه از لیندا شربی فهمیدیم
