مریمِ نامقدس
رفتن به کانال در Telegram
'سال دوی طبابت، کمی امیدوار. t.me/HidenChat_Bot?start=7246790181 پلیلیست: t.me/MariellasSongs تبادل و حمایت داریم؛ ترجیحاً چنل دیلی.
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
489
مشترکین
-724 ساعت
+187 روز
+8630 روز
آرشیو پست ها
489
کلا من دیگه امیدی به مهاجرت برای خودم نمیدیدم درحالی که آرزوم بود
به این علت که باید کل زندگیم رو بدم که مدرکمو بهم بدن
حالا ولی رسما اپلای به دانشگاه هایی که تایید سپاه نباشه جرمه :)))
489
احساس میکنم این حس ناامیدی از آدم ها قبلا خیلی کم وجود داشت، حداقل برای من.
و هر سالی که بزرگ تر شدم، اینم باهاش بیشتر شد.
امروز یکی از اون نقاطی بود که واقعا من رو از یکسری اطرافیانم ناامید کرد و اینجا مینویسم که یادم بمونه :(
489
Repost from N꩜VA
فضولینصفهشبانه!🦐
"این پیام + پست موردعلاقتون از اینجا" رو فوروارد کنید، منم همین الان یک پیام ناز از شمارو اینجا میزارم.✨
489
یچیز جالب بگم؟ این شهر، خیلی پیش میاد خنکترین/سرد ترین نقطهی کشور بشه. مثلا زمستون ممکنه تا منفی بیست درجه بره و همیشه هم برف داره :)) در حالت عادی نمیتونستم برای زمستون صبر کنم، الان که میدونم واقعا برفیه چجوری صبر کنمم؟
489
Repost from N/a
یه بابای ایرانی درون من وجود داره که یهویی خیلی رندوم تصمیم میگیره کولر رو خاموش کنه
489
هفته آخری، اگر استرسی نگرانی ای حس بدی چیزی داشتین، میتونین اینجا بهم بگید، من میشنوم:
t.me/HidenChat_Bot?start=7246790181
489
Repost from SUT Twitter
همه مشکلات زندگی با خانواده یطرف، اینکه عاشق لامپ سفید هستند هم طرف دیگه
^ئارمان^
@sut_tw
489
واقعا هربار برام عجیبه یه وسیله ای که من حتی زورم نمیرسه هُلش بدم یه نفر میندازه رو کولش چند طبقه میاره بالا :))
489
امشب حتی محتوای پزشکی هم جالب نیست برام حتی نتونستم یک عکس رو نگاه کنم و سریع بستمش
گاهی هم این شکلیه انگار :(
489
کلا یک روز رو در این شهر گذروندم و اینقدر بهم خوش گذشت که هیچوقت یادم نمیره
ساعت ۵ بعد از ظهر رسیدیم مستقیم رفتیم پل خواجو، ماه دیده میشد و یه هلال ابروکمونی خوشگلی داشت که یادمه ازش عکس گرفتم، بعد دیدیم یه جا مردم جمع شدن. رفتیم دیدیم که یه عده دارن ورزش زورخونه ای انجام میدن و خیلی جالب بود برام چون ندیده بودم.
بعدش رفتیم بهترین نقطهی جهان، نقش جهان. دم غروب بود آسمون بنفش بود و اون مسجد شاه عباسی(فکرکنم؟) اون وسط و چراغ هاشون، خیلییی قشنگ بودن. از بازارش یه گردنبند خریدم و خیلی دوسش دارم. کالسکه سواری هم کردیم و هزار تا عکس از منظرهی ماه و آسمون بنفش و چراغ ها و آدم ها گرفتم. بعدش رفتیم سی و سه پل. یه خارجی اونجا بود که شبیه هالند بود =)) و اونموقع من خیلی هالند رو دوست داشتم و رفتم اینو بهش گفتم و صحبت کردیم. از سی و سه پل چراغ های قرمزش یادمه. بعدش رفتیم صفه و با تلکابین رفتیم بالا و یک منظرهی نابی رو از اون بالا دیدم. همهی این قشنگی ها در یک قاب :)))
خیلی خوش گذشت خلاصه؛ خاطرهی خوبی دارم و شهرش خیلی به دلم نشست✨
489
آنیتا اینقدر نازه که ندیده نشناخته خیلی دوسش دارم، پزشکی بهترین شهر دنیا از نظر من رو هم میخونه، اصفهان😭
489
Repost from -Ayche
عدد اینجا خیلی زشت و ثابت مونده داره ناراحتم میکنه؛وقتشه برید اکانتای دومتونو بیارید وسط.🧚🏻♀️
