﹫ 𝖶𝗂𝗌𝗍𝖾𝖾𝗓
رفتن به کانال در Telegram
316
مشترکین
-424 ساعت
-57 روز
-430 روز
آرشیو پست ها
Repost from 𝛎𝖾𝗅𝛎𝖾𝝉 𝛔𝗂𝗇
تـــمــــاشـــاے تـــــــــو
داشتم بهش نگاه میکردم و واقعاً نمیفهمیدم چطور ممکنه یکی انقدر خوشگل باشه. با اون ذوقی که حرف میزد و دستهاش که موقع تعریف کردن مدام تکون میخوردن، انگار تمام دنیای من همون لحظه توی وجودش خلاصه شده بود. حتی نمیدونستم آخرین جملهای که گفت چی بود، چون از یه جایی به بعد فقط داشتم به لبهاش نگاه میکردم و با خودم فکر میکردم که خدایا، یعنی خودش میدونه چقدر دوستداشتنیه؟ دلم میخواست صداش کنم، صورتشو بین دستام بگیرم و ببوسمش، بعد بهش بگم که میتونه تا هر وقت دلش میخواد حرف بزنه، من تا آخر دنیا هم حاضرم فقط بشینم و نگاش کنم.
