𝒎𝒚 𝒎𝒐𝒐𝒏
رفتن به کانال در Telegram
238
مشترکین
-324 ساعت
-97 روز
-1530 روز
آرشیو پست ها
238
كى فهميدى بزرگ شدى؟
روزى كه با چشم هايى كه از گریه تار ميديد
به انجام دادن كارام ادامه دادم.
238
یادش نداده بودند که وقتی غمگین است حرف بزند!
همیشه گوشه ای تنها و ساکت میماند٫ و احساساتش را مخفی میکرد:))))
238
داستايفسكى يه جا تو يادداشت هاى زيرزمينی میگه:
"نمىدانم دارم روزهايم را مىكشم، يا روزهايم دارند مرا مىكشند؛ در هر صورت جنايتی در حال وقوع است.
238
من برای کسی و یا چیزی میجنگم
که بیینم ارزش جنگیدن داره.
برای رابطه ای میجنگم که ببینم تو مسیر درستیه،
برای ادمی میجنگم که ببینم اونم متقابل برام میجنگم و صدشو میزاره،
برای رفاقتی میجنگم که بیینم داخلش اون حس امن بدونه وجود داره،
برای شغلی میجنگم که ببینم نیاز هامو برطرف میکنه،
من برای هیچ چیز یک طرفه و بی ارزشی نمیجنگم چون وقتمو از سر راه نیاوردم.
238
نشد دیگه باید میرفتم، موندن من چیزی رو درست نمیکرد، بعضی وقتها همین میشه همه وجودت میخواد بمونه، دلت گیر کرده، حتی اگه بمونی حالت بهتره، ولی باید جمع کنی بری طوری بری که انگار هیچوقت نبودی و هیچ راه برگشتی نداشته باشی، من هم باید میرفتم انگار هیچوقت نبودم.
238
به من یک کتاب هدیه بده؛ کتاب مورد علاقهی خودت رو. زیر اون قسمتهایی که باعث میشه احساساتت زنده بشه خط بکش. کنار جملاتی که لبخند روی لبت میاره ضربدر بزن. کلماتی که باهاشون گریه کردی رو به من نشون بده.
همهی آرزوی من اینه که تو رو سطر به سطر یک کتاب بخونم و بشناسم.
238
شب، پناهگاهِ آدمهاییست که تمامِ روز وانمود کردهاند حالشان خوب است. چراغها که خاموش میشوند، هرکس به اندازهی تنهاییِ خودش بیدار میماند. اگر خوابت برد، خوشبهحالت؛ و اگر نه، ماهِ امشب شاهدِ خاموشِ اندوهت خواهد بود.
238
کاش منم یه آدم مثل اِبی تو زندگیم داشتم که وقتی گریه میکردمُ حالم بد بود میگفت:
وقتی تو گریه میکنی شک میکنم به بودنم🫠
238
بزرگترین دروغی که خوندیم، تاریخ وفات روی سنگ قبرها بود. کی میدونه یه آدم کِی و کجا واقعا مُرده.
