𝑻𝒉𝒆 𝑬𝒗𝒆𝒓𝒈𝒓𝒆𝒆𝒏 𝑫𝒊𝒂𝒓𝒚
رفتن به کانال در Telegram
"دفتر خاطرات همیشه سبز" تلاش برای ادامه زندگی...🌱💚 دانشجو روانشناسی🧠 ناشناس👇 http://t.me/BluChtBot?start=63a3ad02b0d4ac8c8d43
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
209
مشترکین
-124 ساعت
-17 روز
-3030 روز
آرشیو پست ها
شب که میشد، همهچیز آرام میگرفت، جز فکرهای من...
گاهی دلم میخواست زمان بایستد، دنیا کمی آهستهتر بچرخد و من، فقط برای چند ساعت، مجبور نباشم قوی باشم، تصمیم بگیرم، بجنگم یا نگران فردا باشم.
فقط باشم... بیهیچ انتظاری، بیهیچ عجلهای.
شب که میشد، بیشتر از همیشه میفهمیدم که آدم گاهی نه به یک اتفاق بزرگ، نه به یک معجزه، که فقط به کمی آرامش احتیاج دارد؛ به خیالی آسوده، به دلی که نلرزد و به فردایی که از فکر کردن به آن نترسد.
و من هر شب، با تمام خستگیهایم، چراغها را خاموش میکردم و به خودم قول میدادم:
شاید فردا کمی آسانتر باشد... شاید فردا، نوبتِ حالِ خوبِ من باشد.🌙🤍
نمیدونم شما هم اینجوری هستین یا نه!
ولی من وقتی دورم شلوغ و شلخته باشه تمرکزی رو بقیه کارام ندارم
واسه همین مرتب کردن اتاقم همیشه اولویته🚶♀🫠
دانشکده ما قبلا دستگاه پفیلا داشت جون میداد واسه اینکه یه ظرف پفیلا بگیری بری سر کلاس...
ولی گویا دزدیدنش دیگه نیست😂😂🫠
رفتم درمانگاه که سرم و امپول تقویتی بزنم انقد شلووووووغ بود...
هیچی دیگه برگشتم خونه و خودمو میبندم به دمنوش و خود درمانی🙌🫠
ابری شو خاطره هاتو ببار
بارون شو یاد من عشق رو بیار
من میرسم به تو آخر کار
بارون ببار...
