fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

آوای‌جنگل‌‌تاریک𓍊

آوای‌جنگل‌‌تاریک𓍊

رفتن به کانال در Telegram

قلمم قصه می‌نویسد روحم در جهان‌های دیگر پرسه می‌زند𓂃𓈒☘️

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
251
مشترکین
-124 ساعت
+137 روز
+1330 روز
آرشیو پست ها
sticker.webp0.13 KB

جلوه‌ای از زیبایی کتابی که قراره فردا شروعش کنم...
+3
جلوه‌ای از زیبایی کتابی که قراره فردا شروعش کنم...

sticker.webp0.23 KB

sticker.webp0.25 KB

چقدر راضیم، شدیدا کلاسیک 🤌🏻✨

🧸🤎🪵🍄‍🟫
+1
🧸🤎🪵🍄‍🟫

🤩🤩🤩🤍🌟🌟🌒🤩

I Found — Amber Run I'll use you as a warning sign That if you talk enough sense then you'll lose your mind And I'll use you as a focal point So I don't lose sight of what I want And I've moved further than I thought I could But I missed you more than I thought I would And I'll use you as a warning sign That if you talk enough sense then you'll lose your mind And I found love where it wasn't supposed to be Right in front of me Talk some sense to me And I found love where it wasn't supposed to be Right in front of me Talk some sense to me And I'll use you as a makeshift gauge Of how much to give and how much to take I'll use you as a warning sign That if you talk enough sense then you'll lose your mind And I found love where it wasn't supposed to be Right in front of me Talk some sense to me And I found love where it wasn't supposed to be Right in front of me Talk some sense to me Oh, and I found love where it wasn't supposed to be Right in front of me Talk some sense to me And I found love where it wasn't supposed to be Right in front of me Talk some sense to me

I Found Amber Run.m4a4.23 MB

🌟من یه جسم اشتباهم برای روحم؟ یا روحم یک روح اشتباهه برای جسمم؟
چشای منو داری می‌بینی؟ همه می‌گن خوشگله، ولی تا حالا عمقش رو نگاه کردی؟ غم داره. خودم خیلی وقته متوجهش شدم، شاید از سیزده‌سالگی. همون موقعی که وقتی داشتم از مدرسه، تو یه روز بارونی، برمی‌گشتم و بابت یه چیزی که الان حتی یادم نمی‌آد، داشتم گریه می‌کردم. وقتی هم برگشتم خونه، غذای خوشمزه رو خوردم و برگشتم توی اتاقم تا درسامو بخونم. چشمم افتاد به چشام... لابد فکر کنی یخ کردم.نه، یخ نکردم. فقط برای اولین بار احساس کردم یه نفر از اون تو داره نگاهم می‌کنه؛ یه نفر که بیشتر از خودم، منو می‌شناسه. انگار اون غم از اشکام نیومده بود، از خیلی قبل‌تر اونجا زندگی می‌کرد و فقط اون روز خودش رو نشون داد. شبیه یه روحی بود که اشتباهی جسمشو انتخاب کرده بود...یه روح خسته، که هرچقدر هم دوروبرش پر از آدم بود، انگار همیشه یه ذره از بقیه فاصله داشت. نه اینکه جایی بهش تعلق نداشته باشه؛ فقط هیچ جا کاملا شبیه خونه نبود. انگار هر بار که می‌خندید، ته دلش دنبال چیزی می‌گشت که اسمش رو نمی‌دونست. دنبال یه حس آشنا، یه بو، یه صدا، یا شاید یه زندگی که هیچ‌وقت تجربه‌اش نکرده بود. سال‌ها گذشته، اما هنوز بعضی وقت‌ها حس می‌کنم اون روح از پشت چشمام به دنیا نگاه می‌کنه. با کنجکاوی، با دلتنگی، و با یه سوال همیشگی؛ اینکه «واقعا جای من اینجاست؟» شاید جواب این سوال هیچ‌وقت پیدا نشه. شاید اصلا قرار نیست پیدا بشه. شاید بعضی از ما فقط برای این به دنیا اومدیم که یاد بگیریم حتی با حسِ غریبه بودن هم می‌شه زندگی کرد؛ می‌شه خندید، دوست داشت، و آروم‌آروم از این جسمی که اولش غریبه به نظر می‌رسید، یه خونه ساخت. و شاید یه روز، وقتی دوباره توی آینه به چشمام نگاه کنم، اون روح دیگه غریبه نباشه. شاید بالاخره حس کنه که اشتباه نکرده؛ یا دست‌کم، اینجا رو پذیرفته.
🤩 𝖱𝖾𝗅𝖺𝗑. 𝖶𝖾'𝗅𝗅 𝖿𝗂𝗇𝖽 𝖾𝖺𝖼𝗁 𝗈𝗍𝗁𝖾𝗋 𝖾𝗏𝖾𝗇𝗍𝗎𝖺𝗅𝗅𝗒.

نویسنده core: توی حمومی و داری خودتو می‌شوری و در همین حین داری به کرکتر جدیدت، نوع شخصیتش، ویژگی‌هاش، ظاهرش، استایلش، نوع صحبت کردنش، گذشته‌ش و جدوآبادش فکر می‌کنی. بعدم به خودت میای می‌بینی یه لایه پوست انداختی...

sticker.webp0.01 KB