fa
Feedback
AI TechPulse 📱

AI TechPulse 📱

رفتن به کانال در Telegram

🚀 مرجع داغ ترین اخبار هوش مصنوعی، ابزارهای کاربردی برنامه‌نویسی و مخازن ترند گیت‌هاب و ردیت خوراک Vibe Code بدون حاشیه، سریع و کاربردی برای توسعه‌دهندگان و عاشقان تکنولوژی! 📌 ارتباط با ادمین: @captainjohnpric 📌 کانال رسمی: @AI_TechPulse

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
2 266
مشترکین
-724 ساعت
+467 روز
+44130 روز
آرشیو پست ها
‏بازار و ایده در ایران ‏حالا بذار برویم سراغ اینکه این محصول برای کدام بازار‌ها جذاب‌تر است. اول از همه بازار انگلیس که خود پروژه از آنجاست. نقرس در بریتانیا خیلی شایع است و سیستم بهداشت عمومی هم به مدیریت بیماری های مزمن اهمیت می‌دهد. یک اپ انگلیسی‌زبان با ادبیات بومی همان‌جا شانس خوبی دارد. بعد آمریکا. بازار آمریکا هم از نظر تعداد بیمار بالا است و هم از نظر تمایل به پرداخت برای اپ سلامتی. مردم آنجا عادت دارند برای اپ های سلامت شخصی پول ماهانه بدهند. مدل هفتگی ۷ دلار در آن فرهنگ راحت‌تر پذیرفته می‌شود. اروپای غربی مثل آلمان و فرانسه هم بازار خوبی است ولی یک نکته ی مهم دارد. باید زبان محلی داشته باشد. بیمار آلمانی دلش نمی‌خواهد اپ انگلیسی بخواند. پس هر بازار جدید یعنی هزینه ی بومی‌سازی جدید. آسیا داستان متفاوتی دارد. در ژاپن و کره نقرس رو به رشد است چون رژیم غذایی غربی‌تر شده. ولی مردم این کشور‌ها اپ های سلامت بومی خودشان را دارند. ورود به آنجا بدون شریک محلی سخت است. بازار های انگلیسی‌زبان دیگر مثل استرالیا و کانادا شاید کم‌زحمت‌ترین گزینه باشند. جمعیت زیاد ندارند ولی همان زبان و همان الگوی رفتاری را دارند. برای یک توسعه‌دهنده ی تنها این بازار‌ها نقطه ی شروع منطقی‌تری هستند. نکته ی جالب این است که کانال بازاریابی فعلی یعنی TikTok خیلی خوب با مخاطب جوان‌تر جواب می‌دهد. ولی نقرس معمولا با افراد مسن‌تر گره خورده. اینجا یک تناقض کوچک وجود دارد که خریدار باید حلش کند. خبر خوب این است که این مدل اپ کلا مرز نمی‌شناسد. چون بر پایه ی تصویر و غذا کار می‌کند نه بر پایه ی زبان. فقط پوشش دیتابیس غذایی باید محلی شود. یعنی غذا های یک فرهنگ خاص باید اضافه شوند. مقایسه ی ساده بکنیم. یک بازار بزرگ مثل آمریکا پول زیاد دارد ولی رقابت شدید. یک بازار کوچک مثل ایرلند رقابت کم دارد ولی سقف رشد پایین است. بهترین استراتژی معمولا رفتن به بازار متوسط و انگلیسی‌زبان است که هم پول دارد هم جای نفس کشیدن. پس جذاب‌ترین بازار‌ها به ترتیب منطقی آمریکا و انگلیس و کانادا و استرالیا هستند. و بعد اروپای غربی با بومی‌سازی. بازار های آسیایی هم فرصت هستند ولی پرهزینه و زمان‌بر. همه ی این‌ها با این فرض است که یک تیم بازاریابی finally پشت این محصول بایستد. که فعلا وجود ندارد. ‏و اما داستان همیشگی ما. تصور کن کسی در ایران بخواهد همین ایده را پیاده کند. آیا شدنی است. جواب کوتاه بله است ولی راه پر از دست‌انداز است. اول از خوبی‌ها بگویم. نقرس در ایران هم شایع است و خیلی از ما اطرافیانی داریم که با این درد درگیرند. و بیماری های اسید اوریک بالا با رژیم غذایی پرگوشت و کم‌تحرک در شهر های بزرگ بیشتر هم شده. یعنی بازار واقعی وجود دارد. فرهنگ غذایی ما پر از چیزهایی است که پورین بالایی دارند. کله‌پاچه. جگر. دل و قلوه. آبگوشت غلیظ. حتی بعضی خورش‌ها. ولی هیچ اپ ایرانی‌ای وجود ندارد که این غذا‌ها را برای بیمار نقرس تحلیل کند. این یک شکاف واقعی است. یک نسخه ی ایرانی این اپ می‌تواند خیلی جذاب باشد. چون دیتابیس غذا های محلی ما دقیقا همان چیزی است که هیچ اپ خارجی ندارد. اپ آمریکایی نمی‌داند کله‌پاچه چقدر پورین دارد. اما یک نسخه ی فارسی اگر این را بداند یک مزیت رقابتی واقعی می‌سازد. مشکلات فنی از کجا شروع می‌شود. اول از همه درگاه پرداخت. برای گرفتن اشتراک ماهانه در داخل بدون دسترسی به سرویس های بین‌المللی باید از درگاه های داخلی مثل زرین‌پال استفاده کرد. این خودش یک کار مهندسی جدا می‌شود که Goutsnap به لطف RevenueCat راحت انجامش داده. مشکل دوم تحریم است. اگر بخواهی اپ را روی اپ‌استور و گوگل‌پلی منتشر کنی برای کاربران ایرانی دردسر زیادی داری. حساب توسعه‌دهنده ی آمریکایی و پرداخت های بین‌المللی برای ایرانی‌ها قفل است. پس انتشار باید یا در بازار های جایگزین داخلی باشد یا با حساب خارج از کشور. مشکل سوم سرویس هوش مصنوعی است. مدل های تصویری معروف مثل سرویس های بین‌المللی برای IP ایران محدودند. یا باید از یک مدل داخلی استفاده کرد یا از پروکسی و واسطه. هر دو گزینه هزینه و پیچیدگی خودش را دارد. مشکل چهارم سرویس ابری است. اگر بخواهی مثل Goutsnap از Supabase استفاده کنی باید دوباره بحث پرداخت و دسترسی را حل کنی. راه ساده‌تر استفاده از زیرساخت داخلی مثل آروان یا یک سرور خودت است. ولی آنوقت باید خودت مقیاس پذیری را مدیریت کنی.

‏قصه و نیازی که حل می‌کند ادامه هر آدم با هر آدمی فرق دارد. یک نفر با دو تکه گوشت شب بدی را می‌گذراند و نفر دیگر با یک کاسه عدس. این تفاوت شخصی دقیقا همان چیزی است که یک اپ باید حلش کند. چون هیچ جدول چاپی و هیچ پمفلت پزشکی نمی‌تواند برای تو شخصی‌سازی شود. توضیح لیستینگ می‌گوید این اپ حدس‌وگمان را از بین می‌برد. یعنی دیگر لازم نیست بعد از هر وعده دلهره داشته باشی. کافی است اسکن کنی و ببینی و تصمیم بگیری. این همان چیزی است که یک بیمار مزمن هر روز به آن نیاز دارد. برای چه کسانی مفید است. اول بی ماران نقرس که حمله را تجربه کرده اند و می‌ترسند دوباره تکرار شود. دوم افرادی که اسید اوریک بالایی دارند و در آستانه ی نقرس هستند. و سوم کسانی که تازه تشخیص گرفته اند و کاملا گیج و سردرگم هستند. همه ی این‌ها یک نکته ی مشترک دارند. آن‌ها انگیزه ی زیاد و اطلاعات کم دارند. این ترکیب طلایی بازار برای یک اپ موبایل است. چون کسی که درد کشیده حاضر است برای پیشگیری پول بدهد. مهم‌تر از خود اپ این است که بیمار را از حالت انفعالی به حالت فعال می‌برد. به جای اینکه منتظر حمله بنشیند یاد می‌گیرد چطور مدیریتش کند. این احساس کنترل همان چیزی است که ارزش ماهانه پرداخت‌کردن دارد. پس نیاز اصلی پیچیده نیست. یک نفر می‌خواهد قبل از لقمه ی بعدی بداند که آیا فردا صبح با درد بیدار می‌شود یا نه. Goutsnap سعی می‌کند به این سوال در همان لحظه جواب بدهد. و همین سادگی دلیل جذاب بودنش برای مخاطب است. ولی باید واقع‌بین باشیم که این فقط یک بخش از مدیریت نقرس است. نقرس فقط رژیم غذایی نیست. ژنتیک و دارو و وزن و آب هم نقش دارند. اپ فقط یک تکه از پازل است. ولی همان تکه ای است که بیمار خودش روزمره با آن سروکار دارد.

‏قصه و نیازی که حل می‌کند ‏Goutsnap یک اپلیکیشن موبایل است که با کمک هوش مصنوعی غذا را اسکن می‌کند. کاربر دوربین گوشی را روی بشقابش می‌گیرد و اپ در چند لحظه میزان پورین آن غذا را تحلیل می‌کند. پورین همان ماده ای است که بدن وقتی تجزیه اش می‌کند اسید اوریک تولید می‌کند. اسید اوریک زیاد یعنی کریستال های تیز که در مفاصل می‌نشینند. و آن کریستال‌ها یعنی حمله ی نقرس. سازنده ی این پروژه یک توسعه‌دهنده ی تنها است که خودش را Bond معرفی کرده. او در پروفایل عمومی فروش نوشته که عاشق ساختن محصول از صفر تا یک است. ولی صادقانه اعتراف کرده که در بازاریابی و اجرای کمپین تبلیغاتی ضعیف است. همین صداقت ساده دلیل اصلی فروش پروژه است. ایده از کجا آمد. Bond در توضیحاتش به Bitepal اشاره کرده که یک پلی‌بوک موفق با درآمد ماهانه ۹۰۰ هزار دلار داشته. او الگوی آن محصول را برداشته و روی یک درد بسیار خاص و ملموس پیاده اش کرده. نقرس. دردی که میلیون‌ها نفر در دنیا با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند. خود پروژه چه می‌کند. کاربر یک وعده ی غذایی را با دوربین اسکن می‌کند. هوش مصنوعی تصویر را می‌شناسد و می‌گوید این غذا چقدر پورین دارد. سپس اپ یک الگوی شخصی از محرک های نقرس همان کاربر می‌سازد. یعنی یاد می‌گیرد چه غذایی تو را زمین می‌زند و چه غذایی بی‌خطر است. سازنده در لیستینگ ادعای دقت ۹۹٫۹۵ درصد کرده. این عدد را باید با احتیاط خواند چون در متن لیستینگ آمده و مستقل تایید نشده. ولی حتی اگر دقت واقعی کمتر باشد ایده ی کار جذاب است. چون دقیقا همان لحظه ای را هدف گرفته که کاربر باید تصمیم بگیرد. نکته ی مهم این است که این اپ فقط یک دیتابیس غذا نیست. بخش جذابش پیش‌بینی است. به جای اینکه تو بعد از درد دنبال مقصر بگردی اپ قبل از خوردن هشدار می‌دهد. این تغییر کوچک در زمان‌بندی کل تجربه را عوض می‌کند. یک نفر این را ساخته و به تنهایی اداره کرده. تیم یک نفره است و سرمایه‌گذاری هم از نوع bootstrapped بوده. یعنی هیچ پول بیرونی نیامده و همه چیز از جیب خودش درآمده. این یعنی ریسک کامل روی دوش سازنده بوده و همین کار را قابل احترام‌تر می‌کند. در نُه ماه گذشته حدود ۱۳ هزار مشتری از این اپ استفاده کرده اند. الان ۸۱ مشترک فعال دارد که به صورت هفتگی یا سالانه یا مادام‌العمر پول می‌دهند. درآمد سی روز اخیر ۳۵۷ دلار و درآمد ماهانه تکرارشونده ۲۷۲ دلار ثبت شده. رشد سی روز اخیر هم بیش از ۸۳ درصد بوده. عدد ۸۳ درصد رشد در یک ماه کم نیست. ولی باید صادق بود که مبنا کوچک است. وقتی درآمد ماهانه چند صد دلار باشد یک جهش کوچک هم درصد بزرگ می‌سازد. پس این درصد زیبا را نباید با رشد یک استارتاپ چند میلیون دلاری اشتباه گرفت. بخش قهرمان داستان اینجاست. تمام کاربران از کانال ارگانیک آمده اند. وب‌سایت و پست های شبکه های اجتماعی مثل TikTok. سازنده خودش نوشته که صفر دلار تبلیغات خرج کرده و این را احتمالا یک ضعف می‌داند. ولی از نگاه خریدار این یک فرصت بزرگ است. یعنی محصول بدون یک ریال هزینه ی جذب توانسته ۳۰۰ نقد و بررسی روی اپ‌استور و گوگل‌پلی جمع کند. این نشان می‌دهد خود محصول مخاطبش را راضی نگه داشته. وگرنه کسی برای یک اپ بد نقد نمی‌نویسد. قیمت‌گذاری ساده و هوشمندانست. هفته ای ۷ دلار یا سالانه ۳۹ دلار یا مادام‌العمر ۷۹٫۹۹ دلار. این ساختار سه‌سطحی اجازه می‌دهد کاربر کم‌ریسک اول هفتگی امتحان کند و بعد اگر ماندگار شد سالانه بخرد. برای یک اپ سلامتی که وابسته به عادت روزانست این مدل منطقی است. و اما قیمت فروش. پروژه با قیمت ۱۵ هزار دلار برای فروش گذاشته شده. با درآمد ماهانه فعلی ضریب قیمت حدود ۳٫۸۴ برابر می‌شود. این ضریب برای یک اپ کوچک با رشد خوب نه ارزان است نه گران. همه چیز به این بستگی دارد که خریدار چقدر به رشد آینده باور داشته باشد. ‏بذار تصور کن تو یکی از آن ۹۰ میلیون آدمی هستی که نقرس دارد. هر بار که یک حمله می‌آید چند روز از زندگی‌ات را از دست می‌دهی. درد شست پا آنقدر شدید است که حتی ملافه روی پایت هم آزارت می‌دهد. نمی‌توانی راه بروی و نمی‌توانی بخوابی. مشکل اصلی اینجاست که اکثر بی ماران نمی‌دانند دقیقا چه چیزی حمله را شروع می‌کند. دکتر یک لیست کلی می‌دهد و یک قرص تجویز می‌کند. بعد تو می‌مانی و یک عالمه سوال بی‌جواب درباره ی بشقاب غذایت. گوشت سرخ پورین زیادی دارد. بعضی ماهی‌ها بدتر از گوشت قرمز هستند. آبجکت را که همه می‌دانند. ولی می‌دانی بعضی سبزی‌ها هم پورین بالا دارند. قارچ. اسفناج. مارچوبه. و حتی آب بعضی از حبوبات.

‏اختتامیه قصه امشب ‏تصور کن یک شب مهمانی رفته ای و با اشت‌ها غذا خورده ای. فردا صبح با درد وحشتناکی در شست پا از خواب بیدار م
‏اختتامیه قصه امشب ‏تصور کن یک شب مهمانی رفته ای و با اشت‌ها غذا خورده ای. فردا صبح با درد وحشتناکی در شست پا از خواب بیدار می‌شوی. کسی به تو نگفته بود که آن غذا دقیقا چه بلایی سرت می‌آورد. حالا یک توسعه‌دهنده تن های انگلیسی فکر کرده شاید بشود این جهنم را قبل از شروعش متوقف کرد. داستان Goutsnap از همین جا شروع می‌شود.

خلاصه امروز ۱. ‏system-one-connector یه پل بین ایجنت هوش مصنوعیت و یه مدل خاص به اسم Jev هست. ایجنتت یه سوال میپرسه ‏تو میگی سوال چیه و جواب های ممکنش چیا هستن. بعد هر جواب یه احتمال میگیره که ایجنتت بتونه روش تصمیم بگیره. یعنی ایجنتت فرق یه جواب مطمئن با یه حدس شانسی رو میفهمه. مطمئن‌ها رو خودش جلو میبره و مشکوک‌ها رو میذاره برای تو. ‏نصبشم یه دستوره و خودش اپهایی مثل Claude Code و Codex رو پیدا میکنه. 🤖 این پست امروز بیشترین فوروارد رو گرفته مشاهده خبر ۲. ‏یه نفر به ایجنتش فقط یه اجازه داده بود. اینکه بتونه درخواست تغییر کد باز کنه نه اینکه خودش تاییدش ک ‏برای همین هر کسی که به اون پروژه فقط اجازه خوندن داشت هم میتونست از ایجنت بخواد براش تغییر کد باز کنه. نوشتن یه خط تو راهنمای خود ایجنت هم جلوش رو نمیگیره. یعنی یه اجازه کوچیک به ایجنت میتونه دسترسی نوشتن رو به همه بده. ‏قبل از دادن هر دسترسی باید ببینی آخرش با کلید کی داری حرف میزنی. 🔑 هر تیمی که به ایجنتش دسترسی به مخزن کد داده باید بدونه اون دسترسی برای هر کسی که با ایجنت حرف میزنه هم بازه. این پست امروز بیشترین ویو رو گرفته مشاهده خبر

یه SDK متن‌بازه برای ساخت ابزارهای شبیه Excel Word و PowerPoint داخل اپلیکیشن خودت. یعنی می‌تونی قابلیت‌هایی مثل Spreadsheet Document Presentation و حتی پردازش بدون رابط کاربری رو به پروژه‌ات اضافه کنی. جالبش اینه که برای AI Agentها هم ساخته شده Agent می‌تونه فایل‌ها رو بخونه ویرایش کنه نتیجه رو بررسی کنه و حتی با کاربر روی همون فایل کار کنه. https://github.com/dream-num/univer

بهترین‌های هفته ۱. بچه ها این مدل Jev هم سرو صدای زیادی کرده و هر کسی داره یه استفاده عجیب ازش میکنه. یکی از کارهای بسی اتاق پرو مجازی درست کرده که واقعا هیجان انگیزه و به نظرم میتونه یکی از راه های درآمد زایی دلاری از برندهای لباس باشه. این ایده رو جدی بگیرید این پست هفته بیشترین فوروارد رو گرفته مشاهده خبر ۲. ‏Kryvora یه شبکه زیرساخت فیزیکی غیرمتمرکزه که نود‌ها توش وضعیت همدیگه رو تایید می‌کنن. نود رسمیش با ‏Arbitrum One. توکن راه اندازیش رو هم باید با وصل کردن کیف پولت از پورتال بگیری. چون کلید سولباند یعنی غیرقابل انتقاله نمی‌تونی نود رو با فروش کلیدش واگذار کنی. هویت نودت مستقیم به همون کیف پولی وصله که وصلش کردی. این پست هفته بیشترین ویو رو گرفته مشاهده خبر

متاسفانه OpenAI اعلام کرده در جریان بررسی چند حادثه امنیتی مشخص شده Agentهای مورد استفاده در محیط‌های Research و Evaluation بعضی داده‌های داخلی را به سایت‌های خارجی ارسال کرده‌اند. موردی که بیشتر مورد توجه قرار گرفته ۵۳ تصویر آپلودشده توسط کاربران ChatGPT است که Agentها آن‌ها را روی سرویس‌های میزبانی تصویر خارجی قرار داده‌اند. لینک‌ها عمومی فهرست نشده بودند، اما قابل کشف بودن OpenAI گفته این اتفاق قبل از اجرای مجموعه‌ای از کنترل‌های امنیتی جدید رخ داده و همچنان در حال بررسی دامنه کامل حوادث است. این شرکت همچنین گفته نتوانسته کاربران صاحب آن ۵۳ تصویر را شناسایی و مستقیماً مطلع کند نکته مهم این موضوع مربوط به Agentهای محیط‌های تحقیقاتی و ارزیابی OpenAI است و نباید با این ادعا که همه تصاویر کاربران ChatGPT در اینترنت منتشر شده‌اند اشتباه گرفته بشه. البته به نظرم خیلی از این اخبار جنبه بازاری داره و میخواد حواس هارو مال خود کنه به هر حال این روزها هیچی بعید نیس

عجب ایده جذابی. ترکیب واقعیت با انیمیشن چقدر جذاب میتونه باشه برای شبکه های اجتماعی و البته یوتیوب

یه Skill برای Codex که می‌تونه از عکس‌های یک اتاق آپارتمان یا خونه یه پروژه Unreal Engine قابل قدم‌زدن و بررسی بسازه. به شدت برای فریلنسرهایی که تو این زمینه کار میکنن کاربردی هست. مخصوصا برای بازار اروپا و استرالیا یعنی عکس‌ها رو میدی خودش مراحل آماده‌سازی ساخت پروژه و اجرای اسکریپت‌های Unreal رو هدایت می‌کنه و برای تطبیق عکس‌ها با مدل ساخته‌شده هم QA انجام میده. 🤯 https://github.com/amirmushichge/unreal-home-wizard

‌‏Worklenz یه ابزار مدیریت پروژ‌هست که مثل Asana و Jira و Monday کار میکنه. فرقش اینه که خودت میتونی روی سرور خودت بالا بی ار
‌‏Worklenz یه ابزار مدیریت پروژ‌هست که مثل Asana و Jira و Monday کار میکنه. فرقش اینه که خودت میتونی روی سرور خودت بالا بی اریش. نسخه ۳٫۱٫۲ اومده و چند تا چیز که کاربرا مدت‌ها خواسته بودن رو اضافه کرده. حالا تسک‌ها و کامنت‌ها و فایل‌ها رو با همون فیلتری که روی صفحه داری از پروژه بیرون میکشی. خروجیش هم فایل CSV میشه. ‏نکته فنی که داره اینه که وابستگی کار‌ها حالا روی نقشه راه هم دیده میشه. اگه یه تسک منتظر تسک دیگ های باشه همونجا جلوی چشمته. یه نقشه راه هم اضافه شده که کار های همه پروژه ها رو روی یه تایملاین نشون میده. اعضای تیم هم میتونن روز های مرخصی خودشون رو تو ابزار علامت بزنن. اینطوری مدیر پروژه میفهمه کی در دسترسه و کی نیست. ‏توی پلن Business هم میشه تسک ساختن رو فقط به ادمین‌ها و سرتیم‌ها محدود کرد. برای تیمهایی که نمیخوان کارهاشون دست سرویس های بیرونی بی فته این مدل جواب میده. کدش هم روی GitHub بازه و هر کی بخواد میتونه خودش راهش بندازه. برای تیم های ایرانی که نمیتونن اشتراک ابزار های خارجی رو راحت بخرن یه گزینه خوبه. https://github.com/Worklenz/worklenz

‌‏system-one-connector یه پل بین ایجنت هوش مصنوعیت و یه مدل خاص به اسم Jev هست. ایجنتت یه سوال میپرسه و بهجای پاراگراف متن یه عدد یا یه گزینه تحویل میگیره. نکته فنی ماجرا اینه که Jev برای جواب دادن ساخته شده نه برای نوشتن متن. ‏تو میگی سوال چیه و جواب های ممکنش چیا هستن. بعد هر جواب یه احتمال میگیره که ایجنتت بتونه روش تصمیم بگیره. یعنی ایجنتت فرق یه جواب مطمئن با یه حدس شانسی رو میفهمه. مطمئن‌ها رو خودش جلو میبره و مشکوک‌ها رو میذاره برای تو. ‏نصبشم یه دستوره و خودش اپهایی مثل Claude Code و Codex رو پیدا میکنه. 🤖 https://github.com/itsmostafa/system-one-connector

‌‏یه نفر به ایجنتش فقط یه اجازه داده بود. اینکه بتونه درخواست تغییر کد باز کنه نه اینکه خودش تاییدش کنه. همون یه اجازه شد در
‌‏یه نفر به ایجنتش فقط یه اجازه داده بود. اینکه بتونه درخواست تغییر کد باز کنه نه اینکه خودش تاییدش کنه. همون یه اجازه شد در پشتی برای همه. نکته فنی ماجرا اینه که ایجنت کارهاش رو با کلید خود ربات انجام میده. ‏برای همین هر کسی که به اون پروژه فقط اجازه خوندن داشت هم میتونست از ایجنت بخواد براش تغییر کد باز کنه. نوشتن یه خط تو راهنمای خود ایجنت هم جلوش رو نمیگیره. یعنی یه اجازه کوچیک به ایجنت میتونه دسترسی نوشتن رو به همه بده. ‏قبل از دادن هر دسترسی باید ببینی آخرش با کلید کی داری حرف میزنی. 🔑 هر تیمی که به ایجنتش دسترسی به مخزن کد داده باید بدونه اون دسترسی برای هر کسی که با ایجنت حرف میزنه هم بازه. https://medium.com/@roeehersh/i-gave-my-ai-agent-one-harmless-permission-it-became-a-backdoor-for-everyone-728acf52e37e

‌‏Tidewater یه بازی ماهیگیری توی مرورگره. از اسکله یا ساحل یا قایق خودت قلاب میندازی و دنبال ماهی میگردی. نکته فنی ماجرا اینه
‌‏Tidewater یه بازی ماهیگیری توی مرورگره. از اسکله یا ساحل یا قایق خودت قلاب میندازی و دنبال ماهی میگردی. نکته فنی ماجرا اینه که کل بازی بدون هیچ فریمورکی ساخته شده. ‏سازندش یه موتور گرافیکی کوچیک خودش نوشته که موج و آسمون و نور رو مستقیم توی مرورگر میسازه. ماهی‌ها الکی گاز نمیگیرن. اینکه چی به قلابت بیاد به عمق آب و جایی که ایستادی و ساعت روز بستگی داره. صیدت رو میفروشی به فروشنده بساط ماهی. ‏با اون پول از مغازه کنارش قلاب و وسایل بهتر میخری. بازی هم پیشرفتت رو توی مرورگر ذخیره میکنه. برای امتحان کردنش لازم نیست چیزی نصب کنی. همون مرورگر خودت بازش میکنه به شرطی که WebGPU داشته باشه. https://github.com/dgreenheck/tidewater

‌‏Oracle امسال ۲۱ هزار نفر رو تعدیل کرد. همزمان داره رکورد خرجش روی زیرساخت AI رو می‌زنه. روایت رسمی اینه که AI کار این آدم‌ها رو گرفته. نکته فنی که داره اینه که این تعدیل‌ها نتیجه خودکار شدن کار‌ها نیست. ‏پولی که از حقوق‌ها آزاد می‌شه میره برای خرید سخت افزار و ساخت مرکز داده. یعنی اول آدم کم می‌شه تا خرج GPU جور بشه. خیلی از شرکت هایی که میگن AI کارمند‌ها رو حذف کرده هنوز هیچ کاری رو واقعاً خودکار نکردن. ‏بعضی تحلیل گر های مالی اسم این الگو رو گذاشتن شست‌وشوی تعدیل با بهانه AI. برای کارمند فرقی نمی‌کنه ولی برای قیمت سهام چرا. 🤔

V E Y R N

خلاصه امروز ۱. خب اینم بالاخره انجامش دادم . Claude Desktop رو با مدل‌های رایگان راه انداختم! از این به بعد اگر خوا گیت‌وی لوکال و اوپن‌سورس که Claude Desktop رو به مدل‌های رایگان OpenCode وصل می‌کنه (سازگار با API آنتروپیک) https://github.com/Sajadapp/claude-desktop-free-gateway اگه به دردت خورد استار یادت نره! این پست امروز بیشترین فوروارد رو گرفته مشاهده خبر ۲. ?‏یه استاد مالی دانشگاه Wharton یه حساب کتاب تازه انجام داده. میگه غول های هوش مصنوعی تا ۲۰۳۰ باید ب ‏حالا این پول باید از یه جایی برگرده. نکته فنی ماجرا اینه که توی این حساب کتاب هزینه سرمایه و استهلاک و ۱۵ درصد سود هم لحاظ شده. یعنی این عدد فقط خرج سرور و سیم و کابل نیست. ‏خود پژوهشگر‌ها هم هشدار دادن که اگه اون رونق مورد انتظار از راه نرسه این ساخت‌وساز می‌تونه بزرگترین هدر دادن سرمایه توی تاریخ بشه 🤔 این پست امروز بیشترین ویو رو گرفته مشاهده خبر

یه پروژه متن‌بازه برای اینکه لینک‌های X/Twitter و Bluesky رو توی تلگرام دیسکورد و بقیه جاها بهتر نمایش بده. مثلاً ویدیو یا چندتا عکس یا Poll و پست‌های Quote رو مستقیم داخل Preview لینک نشون میده. حتی API عمومی هم داره که می‌تونی ازش برای گرفتن اطلاعات و محتوای یک پست استفاده کنی 🔗 https://github.com/FxEmbed/FxEmbed

قدرت تولید ویدئو با مدل جمینای 3.8 فلش. میتونین داخل Cline به صورت رایگان ازش استفاده کنین. رتبه 1 رو طبق معمول Claude داره اما اینم بد نبود. میتونین با مدل های مختلف همین پرامپت رو تست کنین. کم کم ادیت ویدئو هم داره دستوری میشه 🤨 I want you to create a highly professional SaaS product launch video. Go and find some SaaS, preferably just one that people know, so it's easier to identify with it. Pick that, and then make sure to get actual assets and images and all of that stuff from the internet. Turn it into these typical, very professionally edited, motion-graphics-styled product launch videos that you see people making on Twitter when they launch new SaaS products (which are showing off the features, the benefits, and all of these things).

یه سایت پیدا کردم برای پیدا کردن و مقایسه‌ی مدل‌های AI رایگان و Free Tier مدل‌ها و APIهای سرویس‌هایی مثل Gemini DeepSeek Qwen Llama GPT و... رو یکجا جمع کرده و برای هرکدوم اطلاعاتی مثل محدودیت درخواست Context قابلیت‌ها و وضعیت آنلاین بودن رو نشون میده. حتی برای ابزارهایی مثل Claude Code و Cursor و Codex کانفیگ آماده میده که بتونی سریع مدل رو راه بندازی. خلاصه اینکه یه دایرکتوری برای پیدا کردن API و مدل‌های رایگان AI https://freellm.net