دُختِشَهریوَر .
رفتن به کانال در Telegram
دُختِ شَهریوَر ؛ - اصالت، نه یک انتخاب، بلکه یک امضا است. - اینجا خاکیم و فقط خاکیان می مانند. @DokhtsharivarBot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
290
مشترکین
-424 ساعت
-137 روز
-6330 روز
آرشیو پست ها
ما تو خانوادمون حرف نمیزنیم
دعوا میکنیم تا مشکل حل بشه
بعد راجع به دعوا حرف میزنیم !
میدونم که واژهها برای توصیف رابطهمون کم میارن ؛
تو فقط خواهرم نیستی ؛ تو همون امنیتی هستی که وقتی دنیا هم قاطی میکنه ، میدونم یه نفر هست که کاملاً مثل منه . ممنونم که اینقدر محکم پشت من بودی، حتی وقتی خودم هم شک داشتم ...
این سال جدید رو با تمام وجودت زندگی کن . امیدوارم پر باشه از آرامشی که تو به من میدی و موفقیتی که حق توئه (:
همیشه سایهت مستدام و لبخندت پرانرژی باشه .
از اعماق قلبم دوستت دارم !"☕🫂
ـ بماند به یادگار ¹⁴⁰⁴.¹².³
نکه خیلی آدم استرسی نیستم
میشینم پا تلویزیون ببینم
مسابقه صد کی برنده فینال میشه 🗿 .
همیشه ذرهای صداقت
پشت ِ' شوخیکردم ' هست ؛
همیشه ذرهای دانایی
پشت ِ' نمیدونم ' هست ؛
همیشه ذرهای درد
پشت ِ' منخوبم ' هست ؛
همیشه ذرهای اهمیت
پشت ِ' مهمنیست ' هست ؛
من همیشه با یک ترس سنگین دست و پنجه نرم میکنم: ترس از ‘ضایع شدن’ یا نامناسب به نظر رسیدن در جمع. عجیب اینجاست که اغلب، موقعیتهایی که در آن گیر میکنم اصلاً تقصیر من نیست، یا حتی زمانی است که باید با قاطعیت برای گرفتن حق خودم بایستم. اما به محض اینکه موقعیت پیش میآید، کلمات در گلویم یخ میبندند. مدام میگویم ‘ببخشید’ و عقب میکشم .
این موضوع زمانی بدتر میشود که در جمعهایی قرار میگیرم که برایم هنگام روبهرو شدن با افرادی که قبلاً در زندگیام حضور داشتند. دیدن ناگهانی این افراد، یا قرار گرفتن در آن فضاها، بلافاصله استرس عمیقی را در من بیدار میکند و همان سکوت اجباری حاکم میشود !
من زمانی توانایی دفاع از خودم را داشتم، اما نمیدانم چه اتفاقی افتاده که اکنون در اجتماع به یک ‘آدم ساکت و خاموش’ تبدیل شدهام. در این سکوت، هزاران حرف و استدلالِ سنجیده در ذهنم رژه میرود و در نهایت هیچ کدام به زبان نمیآیند. این سکوت اجباری، مرا درگیر تردید و سردرگمی کرده است؛ انگار بخشی از وجودم در جمعها قفل شده است. نمیدانم با این تضاد درونی چه کنم ...
دُختِشَهریوَر .
