ققنوس «ایران آینده »
رفتن به کانال در Telegram
🎁 https://ttt.tg/@GhoghnousIranAyandeh/gift . ققنوس ایران آینده ایران امروز را میخوانیم، تحولات را تحلیل میکنیم، و فردای ایران را به گفتوگو میگذاریم. سیاست | اقتصاد | جامعه | آینده
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
268
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+930 روز
آرشیو پست ها
نزهت میرراضی، معروف به «مامان نزهت»، از مادران دادخواه گیلک و مادر دو تن از جانباختگان اعتراضات سراسری به نامهای علی شوش و عماد شوش، توسط نیروهای حکومتی در شهر لاهیجان استان گیلان بازداشت شد.💔💔💔
ربط قدرت خرید با آزادی اقتصادی
در تصویر اول میتونید ببنید در هر کشوری با چند روز کار میتوان یه «آیفون هفده پرو، ۲۵۶ بایتی» خرید. در لوکزامبورگ با سه روز کار و در هند با ۱۶۰ روز. در مورد ایران با توجه به نوسانهای قیمت دلار در هفتههای اخیر نمیتونم دقیق محاسبه کنم، اما فکر میکنم حداقل بالای ۳۰۰ روز کاری لازمه (اگر ماهی ۳۵ میلیون حقوق در نظر بگیریم). بگذریم، منظور چیز دیگهست.
کشورهای بالای جدول رو ببینید: حدود بیست کشور هستند که با حقوقِ کمتر از ۹ روز کاری میشه یک آیفون ۱۷ خرید. البته این فهرست کامل نیست. خیلی کشورها جا افتاده.
حالا جدول دوم رو نگاه کنید: ۲۵ کشوری رو میبینید که به ترتیب اقتصادی «آزاد» یا «نسبتاً» آزاد دارند؛ این ۲۵ کشور، به ترتیب آزادترین اقتصادها رو دارند. این فهرست بر اساس «شاخص آزادی اقتصادی سال ۲۰۲۶» که بنیاد هریتیج ارائه میده تنظیم شده. ۱۲ معیار وجود داره و بر اساس این دوازده معیار مشخص میشه کشورها از ۱۰۰ امتیاز آزادی اقتصادی چند امتیاز میگیرند. توضیح اینکه این معیارها چیه باشه برای بعد، اما اصل قضیه اینه: این همون اقتصاد کاپیتالیستیه که مبتنی بر نظم بازار آزاده.
تا اینجا باید فهمیده باشید چی میخوام بگم: به شکل خیلی واضحی بین کشورها در دو جدول یک همگرایی وجود داره: کشورهایی که با سه، چهار، پنج، شش یا نهایتاً هفت هشت روز کاری میشه یک آیفون خرید، همون کشورهایی هستند که جزو آزادترین اقتصادها به شمار میان. این نتیجۀ روشنِ بازار آزاده: مداخلۀ کمترِ دولت در اقتصاد، مالکیت خصوصیِ بیشتر، بازار آزادِ بیشتر (و در یک کلام، کاپیتالیسم) به افزایش قدرت خرید و تأمینِ کمّی و کیفیِ بهتر زندگیِ مردم منجر میشه.
حمله به بازار، حمله به کاپیتالیسم، دشمنی با چیزی که چپ بهش میشه «نئولیبرالیسم» دقیقاً مساوی است با حمله به مصرفکننده. و جملۀ همیشگی من: مصرفکنندهستیزی نتیجۀ گریزناپذیرِ کاپیتالیسمستیزیه.
▪️و دو نکتۀ حاشیهای اما مهم:
یک: در فهرستِ «آزادی اقتصادیِ» بنیاد هریتیج، ایران ــ با اجازۀ بزرگترها ــ در رتبۀ ۱۶۹ از ۱۸۴ کشور قرار داره و از ۱۴ کشور خاورمیانه در رتبۀ چهاردهمه. حالا اینکه چپِ ایرانی در کشوری که در تهِ جدول آزادی اقتصادیه (یعنی بیبهره از «نئولیبرالیسمه») به «نئولیبرالیسم» حمله میکنه، چیز عجیبی نیست. چپ ایرانی همیشه نعل وارونه زده.
دو: کشورهای اسکاندیناوی ــ که باز چپ ایرانی به عنوان بهشتهای سوسیالیستی جلوهشون میده ــ از قضا جزو آزادترین اقتصادها هستند (یعنی کاپیتالیستیاند):
دانمارک رتبۀ هفتم، نروژ رتبۀ هشتم، سوئد رتبۀ یازدهم، فنلاند رتبۀ سیزدهم و ایسلند رتبۀ شانزدهم. لابد چپها دربارۀ یه اسکاندیناوی دیگه صحبت میکنند.
گاراژ ـــ مهدی تدینی
بعضی جملات در کنار تصاویر، تأثیرگذاری خاص و فوق العاده ای دارند و جان مطلب را تمام و کمال به تصویر می کشند و بازگو می کنند و این یکی از همان تصاویر استثنایی است،
هانا آرنت در جایی از بحثِ توتالیتاریسم اشاره میکنه که برای رژیمهای دیکتاتوری وفاداری یکی از مهمترین عاملهاست - نه استعداد یا شایستگی - به خاطر همین در راس قدرت پُر است از عقل باختگان و بیخردان که همین بیعقلیشان، تضمین وفاداریشان است..
#اخبارجنگ
فوری/هم اکنون آغاز حمله موشکی ناگهانی سپاه به پایگاه های آمریکایی در اردن.
پایگاه هوایی موفقالسلطی، یکی از مهمترین مراکز مورد استفاده نیروهای آمریکایی در اردن، هدف حمله اخیر جمهوری اسلامی بوده است.
فوری/العربیه: حمله موشکی ایران به شمال اردن
فوری/پرتاب موشک کروز ضدکشتی نیروی دریایی سپاه پاسداران از سیریک به سمت تنگه هرمز.
گزارشهای اولیه از پرتاب موشک از اصفهان به اهداف نظامی در اردن منتشر خبر میدهند.
نیویورک تایمز:
ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا نشان میدهد ایران به توانایی حمله به اهداف در خاورمیانه اطمینان یافته و بهجای مذاکره، قصد طولانیکردن درگیری را دارد.
تهران در این شش ماه، درک بهتری از قدرت نظامی خود کسب کرده و ممکن است تنش را تشدید کند.
ایران انگیزه کمی برای توافق دارد و ممکن است بخواهد جنگ را تا انتخابات میاندورهای آمریکا بکشاند تا با افزایش قیمت انرژی، تلفات و نارضایتی عمومی، فشار بر ترامپ را بالا ببرد.
مقامات آمریکایی هشدار میدهند ایران ممکن است به سطح تنشزایی ژوئیه بازگردد؛ زمانی که بارها پایگاههای آمریکایی، کشتیرانی در تنگه هرمز و زیرساختهای خلیج فارس را هدف قرار داد.
روزنامه «فایننشال تایمز» روز جمعه ۱۳ شهریور در گزارشی اعلام کرد اختلافات میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران بیش از پیش بر سر آینده تنگه هرمز متمرکز شده است؛ چرا که دولت دونالد ترامپ بازگشت به یادداشت تفاهم اسلامآباد را رد کرده، در حالی که تهران خواهان احیای این توافق به عنوان زمینهای برای کاهش تنشها و ازسرگیری عبور نفت از تنگه هرمز است.
بر اساس این گزارش، تلاشهای دیپلماتیک برای بازگرداندن طرفین به تفاهمنامه اسلامآباد که شامل توقف اقدامات نظامی، بازگشایی تنگه هرمز و آغاز مذاکرات جامعتر بود، با مخالفت واشنگتن روبرو شده است. آمریکا اکنون خواستار توافقی جدید و فراگیرتر است که علاوه بر وضعیت تنگه هرمز، پرونده هستهای ایران را نیز شامل شود.
در مقابل، مسعود پزشکیان تاکید کرده که کشورش آماده است به محض بازگشت آمریکا به تعهدات خود در توافق موقت، به تعهداتش عمل کند.
با این حال، واشنگتن بر اهرم فشار میدانی حساب باز کرده و با تقویت حضور نظامی، مینروبی و ایجاد مسیرهای امن، سعی دارد ثابت کند ایران دیگر نمیتواند از تنگه هرمز به عنوان یک کارت فشار بر بازار انرژی استفاده کند.
فوری، ترامپ: ممکنه بزودی به پیک اکس (کوه کلنگ) در ایران حمله و نابودش کنیم.
کوه کلنگ در اصفهانه و تأسیسات مهم هستهای زیرزمینی داخلش هست.
چون در اعماق زمین قرار داره، برای نابودیش باید حملات خیلی سنگینی با بمبافکن یا اتم تکنیکی به کار بره.
هرمز کارتی که در حال سوختن است
✍️حامد آئینه وند
تنگه هرمز میتوانست یکی از بزرگترین سرمایههای راهبردی ایران در قرن بیستویکم باشد؛ اهرمی که ارزش آن نه در بستن آن، بلکه در باز نگه داشتن، تضمین امنیت و تبدیل کردن آن به یک مزیت پایدار ژئوپلیتیکی و اقتصادی بود. اما سپاه با ایده سادهانگارانه و پرهزینه «بستن تنگه هرمز» و تبدیل آن به ابزار فشار سیاسی و نظامی، در حال سوزاندن یکی از مهمترین کارتهای ژئوپلیتیکی ایران است.
کشورهای خلیج فارس در حال سرعت بخشیدن به سرمایهگذاری در بنادر، خطوط لوله و مسیرهای زمینی و دریایی جایگزین هستند تا بتوانند بخشی از تجارت و صادرات انرژی خود را بدون عبور از هرمز انجام دهند. حتی واردکنندگان بزرگی مانند ژاپن و کره جنوبی نیز در واکنش به ناامنی مسیرهای خاورمیانه، در حال متنوع کردن منابع و مسیرهای تأمین انرژی خود هستند.
ارزش یک اهرم ژئوپلیتیکی به میزان وابستگی دیگران به آن بستگی دارد.
اگر دیگران برای سالها به امنیت و همکاری ایران در هرمز نیاز داشته باشند، ایران از این موقعیت قدرت میگیرد. اما اگر ایران دائماً از بستن هرمز بهعنوان تهدید استفاده کند، منطقیترین واکنش دیگران این است که برای حذف این وابستگی سرمایهگذاری کنند. در چنین شرایطی ممکن است ایران در کوتاهمدت تصور کند که یک کارت برنده در اختیار دارد، اما در بلندمدت همان کارت را میسوزاند. اشتباه بزرگتر اما این بود که سپاه و ساختار سیاسی جمهوری اسلامی نتوانستند از موقعیت استثنایی هرمز برای ساختن یک سرمایه پایدار برای آینده ایران استفاده کنند.
هرمز میتوانست بخشی از یک توافق بزرگ و بلندمدت با آمریکا باشد: ایران امنیت و آزادی کشتیرانی را تضمین کند و در مقابل، کاهش پایدار تحریمها، دسترسی به بازارهای جهانی، سرمایهگذاری خارجی و یک ترتیبات امنیتی و اقتصادی منطقهای را به دست آورد.
اگر روزی حکومت ایران تغییر کند، آنچه برای نسلهای بعد باقی میماند، نه شعارهای امروز، بلکه زیرساختهای اقتصادی، روابط پایدار بینالمللی و اهرمهای ژئوپلیتیکی حفظشده خواهد بود.
اما نگاه امنیتی و کوتاهمدت سپاه به هرمز اجازه نداد چنین سرمایهای شکل بگیرد.
هرمز به جای آنکه به پلی میان ایران و اقتصاد جهانی تبدیل شود، به ابزار تهدید تبدیل شد.
اینجاست که میتوان از خیانت به آینده ایران سخن گفت؛ نه بهعنوان یک تعبیر حقوقی، بلکه بهعنوان یک داوری سیاسی و تاریخی. نهادی که خود را حافظ امنیت ملی میداند، نمیتواند یک مزیت جغرافیایی متعلق به تمام نسلهای ایران را چنان مصرف کند که نسلهای آینده نیز هزینه آن را بپردازند.
اگر امروز کشورهای منطقه میلیاردها دلار هزینه کنند تا وابستگی خود را به هرمز کاهش دهند، حتی اگر فردا جنگ تمام شود و تنگه دوباره کاملاً باز شود، بخشی از این وابستگی ممکن است دیگر هرگز بازنگردد. و این خسارت متعلق به جمهوری اسلامی نیست؛ متعلق به ایران است.
قدرت واقعی یک کشور این نیست که بتواند دیگران را برای چند ماه بترساند. قدرت واقعی این است که کاری کند دیگران برای دههها به همکاری با آن کشور نیاز داشته باشند.
ایران میتوانست از هرمز برای ساختن همین وابستگی استفاده کند: امنیت کشتیرانی در برابر همکاری اقتصادی، موقعیت جغرافیایی در برابر سرمایهگذاری و امنیت انرژی در برابر رفع تحریمها و ادغام ایران در اقتصاد جهانی. بنابراین سؤال اصلی دیگر این نیست که ایران امروز میتواند هرمز را ببندد یا نه.
سؤال این است که پنج، ده یا بیست سال دیگر، چه میزان از تجارت منطقه هنوز به هرمز وابسته خواهد بود؟
اگر پاسخ این سؤال به دلیل سیاستهای امروز ایران کاهش پیدا کند، آنوقت مسئله دیگر فقط شکست یا پیروزی در یک جنگ نیست.مسئله این است که آیا ایران پس از جنگ، همان قدرت ژئوپلیتیکی پیش از جنگ را خواهد داشت یا نه.
تنگه هرمز میتوانست یکی از مهمترین سرمایههای استراتژیک ایران باشد؛ سرمایهای که با استفاده هوشمندانه از آن میشد حتی رابطه ایران و آمریکا را از یک رابطه دائمیِ خصومت به رابطهای مبتنی بر منافع متقابل و معامله پایدار تبدیل کرد.
اما برای این کار به استراتژی نیاز بود، نه شعار؛ به دیپلماسی نیاز بود، نه تهدید؛ و به نگاه چنددهساله نیاز بود، نه محاسبه چندماهه.
شاید مهمترین پرسش امروز همین باشد:
ایران چگونه میتواند کاری کند که جهان به ایران نیاز داشته باشد، نه اینکه جهان را وادار کند برای حذف وابستگی خود به ایران تلاش کند؟
اگر پاسخ این پرسش پیدا نشود، ممکن است بزرگترین خسارت این جنگ نه از دست دادن یک شهر یا یک میدان نفتی، بلکه از دست دادن تدریجی همان مزیتهای ژئوپلیتیکی باشد که جغرافیا و تاریخ در اختیار ایران گذاشتهاند.
🩺 بحران خاموش پرستاری در ایران؛ زنگ خطر آینده سلامت کشور
شاید امروز کمبود پرستار برای بسیاری از مردم قابل مشاهده نباشد؛ اما نشانههای یک بحران جدی در حال جمع شدن کنار یکدیگر است.
🔴 طبق اظهارات اخیر مسئولان نظام پرستاری، کمبود پرستار در کشور حداقل حدود ۱۰۰ هزار نفر برآورد شده است.
از سوی دیگر، سالانه حدود ۵ هزار پرستار از مسیر خدمت خارج میشوند.
اما مسئله فقط تعداد پرستاران نیست.
وقتی شغل پرستاری با:
▪️ حقوق نامتناسب
▪️ شیفتهای سنگین
▪️ اضافهکاری اجباری
▪️ فرسودگی شغلی
▪️ تأخیر در پرداختها
▪️ فشار روانی بالا
▪️ و آینده شغلی نامطمئن
همراه باشد، طبیعی است که بخشی از جوانان دیگر آن را انتخاب اول خود ندانند.
⚠️ خطر اصلی اینجاست:
پرستار کمتر
⬇️
فشار کاری بیشتر
⬇️
فرسودگی بیشتر
⬇️
ترک شغل و مهاجرت
⬇️
کمبود شدیدتر نیرو
⬇️
کاهش کیفیت مراقبت از بیمار
🚑 برای اورژانس ۱۱۵ وضعیت حساستر است؛ زیرا این نیروها علاوه بر فشار کاری، با تصادف، حادثه و شرایط بحرانی نیز روبهرو هستند.
و این بحران در سالهای آینده میتواند جدیتر شود.
👴 ایران به سمت سالمندی سریع جمعیت حرکت میکند؛ یعنی درست زمانی که نیاز مردم به خدمات درمانی و مراقبتی بیشتر میشود، ممکن است عرضه نیروی پرستاری کاهش پیدا کند.
📌 بنابراین مشکل فقط «حقوق پرستاران» نیست.
مسئله، آینده نظام سلامت و امنیت درمانی مردم ایران است.
اگر امروز برای حفظ پرستاران موجود و جذاب کردن این حرفه برای نسل آینده چارهای اندیشیده نشود، هزینه آن را چند سال بعد، نه فقط پرستاران، بلکه تمام مردم ایران خواهند پرداخت.
❓به نظر شما اگر این روند ادامه پیدا کند، بیمارستانهای ایران در سال ۱۴۱۰ و ۱۴۲۰ چه وضعیتی خواهند داشت؟
#پرستاری #پرستاران #اورژانس_۱۱۵ #سلامت #مهاجرت #اقتصاد_ایران #ایران
#کانال_ققنوس
🩺 بحران خاموش پرستاری در ایران؛ وقتی دیگر کسی پرستار شدن را نمیخواهد
پرستاری یکی از سختترین و حیاتیترین مشاغل کشور است؛ اما امروز ترکیبی از دریافتی پایین، شیفتهای سنگین، اضافهکاری اجباری، فرسودگی شغلی و آینده نامطمئن باعث شده جذابیت این حرفه برای نسل جدید کاهش پیدا کند.
⚠️ مسئله نگرانکنندهتر اینجاست:
اگر ظرفیت رشتههای پرستاری و درمانی خالی بماند، همزمان پرستاران فعلی نیز به دلیل مهاجرت، بازنشستگی، ترک شغل یا تغییر حرفه از چرخه درمان خارج شوند، کشور با یک شکاف جدی نیروی انسانی روبهرو خواهد شد.
این شکاف بهسادگی قابل جبران نیست؛ چون تربیت یک پرستار سالها زمان میبرد.
📉 چرخه خطرناک میتواند چنین باشد:
کمبود پرستار
⬇️
افزایش فشار کاری
⬇️
فرسودگی و نارضایتی
⬇️
ترک شغل و مهاجرت
⬇️
کمبود شدیدتر نیرو
⬇️
کاهش کیفیت مراقبت از بیمار
🚑 وضعیت نیروهای اورژانس ۱۱۵ نیز حساستر است؛ زیرا علاوه بر فشار بیمارستانی، با تصادفات، حوادث، شرایط بحرانی و خطرات محیطی سروکار دارند.
🔴 بنابراین موضوع فقط «حقوق پرستار» نیست.
موضوع، آینده نظام سلامت و امنیت درمانی مردم ایران است.
اگر شغل پرستاری برای جوان امروز به معنای:
تحصیل سخت + مسئولیت سنگین + شیفت شب + فشار روانی + درآمد نامتناسب
باشد، طبیعی است که بخشی از نسل جدید مسیرهای دیگری را انتخاب کند.
❓به نظر شما اگر این روند ادامه پیدا کند، ایران در ۵ تا ۱۰ سال آینده با چه وضعیتی در بیمارستانها و اورژانس روبهرو خواهد شد؟
#پرستاران #پرستاری #نظام_سلامت #اورژانس_۱۱۵ #مهاجرت #اقتصاد #ایران
#کانال_ققنوس
حکایت روباه نمازگزار
ظاهراً عزیزان لشکری و کشوری فقط لات کوچهخلوت ملت خود هستند
✍️ درویشی
خروس و شيرى با هم رفيق و همراه شدند و به صحرا رفتند. شبهنگام خروس برای خوابيدن به روى درخت رفت و شير هم پاى درخت دراز کشيد. هنگام سپیدهدم خروس به عادت مألوف شروع به خواندن کرد. روباهى که در آن حوالى بود، به طمع افتاد و نزدیک درخت آمد.
روباه با دیدن خروس گفت:
«بفرمایيد پایين تا به شما اقتدا کنیم و نماز صبح را به جماعت بخوانيم!»
خروس گفت:
«همانطور که میبینید، بنده فقط مؤذن هستم، پيشنماز پاى درخت است. او را بيدار کن!»
روباه که تازه متوجه حضور شير شده بود، با غرش او پا به فرار گذاشت.
خروس پرسید:
«کجا تشريف مىبريد؟ مگر نمىخواستيد نماز جماعت بخوانيد؟»
روباه در حال فرار گفت:
«دارم مىروم تجدید وضو کنم!»
این همان حکایت جمهوری اسلامی و مقامات ریز و درشتش است که عمری با هزینه کردن از جیب ملت، از بام تا شام شعار میدادند که اسرائیل را از صحنه گیتی محو خواهند کرد و در بیتالمقدس به جماعت نماز خواهند خواند.
اما امروز که به میدان عمل رسیدهاند، از یکسو روزانه دهها بار برای رفع اتهام از خود مصاحبه و سخنرانی میکنند و همه مسئولیت جنگ را بر گردن حماس مادرمُرده میاندازند، و از سوی دیگر در عرصه بینالمللی دست به دامان این و آن میشوند تا بلکه اسرائیل از خر شیطان پیاده شود و تن به آتشبس دهد؛ انگار نه انگار که تا همین چند وقت پیش مترصد چنین فرصتی برای با خاک یکسان کردن حیفا و تلآویو بودند!
ظاهراً عزیزان لشکری و کشوری که فقط لات کوچهخلوت ملت خود هستند، تازه متوجه شدهاند که امریکا و متحدان غربیاش حتی به بهای درگرفتن جنگ فراگیر هم پای اسرائیل ایستادهاند و حالا که شیر غران و درنده را زیر درخت یهود دیدهاند، نماز جماعت در مسجدالقصی را تا تجدید وضو و دست دادن فرصتی برای طهارت، به تأخیر انداختهاند!
برق، دیگر یک کالا نیست؛ واحد اندازهگیری قدرت اقتصادی است
✍ علیرضا جوادی
چین با مصرف سالانه ۱۰,۶۰۰ تراواتساعت به تنهایی معادل ۳۳% از تقاضای جهان را به خود اختصاص داده است. این رقم حتی از مجموع مصرف آمریکا (۴,۵۰۰)، هند (۲,۱۰۰)، ژاپن (۱,۲۰۰) و روسیه (۱,۰۰۰) TWh نیز فراتر میرود. در سوی دیگر، کشورهایی مانند برزیل (۷۶۲)، کانادا (۶۴۶)، آلمان (۶۲۵)، کره جنوبی (۵۲۰) و فرانسه (۴۷۷) TWh قرار دارند.
اما آنچه رقابت را جذاب میکند، شاخص مصرف سرانه است. کانادا با ۱۶.۱ مگاواتساعت، آمریکا با ۱۳.۱، کره جنوبی با ۱۲.۱ و ژاپن با ۸.۴ مگاواتساعت در صدرند؛ در حالی که چین با وجود مصرف کل عظیم، سرانهای تنها ۷.۵ مگاواتساعت دارد و هند با ۱.۴ در انتهای جدول جای گرفته است. این دوگانگی – پیشتازی غرب در سرانه و پیشتازی شرق در مصرف کل – نشاندهندهٔ گذار از عصر صنعتی به عصر دیجیتال و هوش مصنوعی است.
اگر کشوری مانند چین با مصرف سرانهٔ متوسط بتواند ابرقدرت اقتصادی باقی بماند، در سطح بنگاههای اقتصادی چه اتفاقی خواهد افتاد؟
شرکتهای بزرگ فناوری امروزه مصرفی در حد یک کشور کوچک دارند – رقمی نزدیک به ردیف کانادا یا برزیل در جدول بالا. در چنین شرایطی، سرمایهگذاران به زودی به جای نسبت P/E (قیمت به سود)، به نسبت «ارزش افزوده به ازای هر مگاواتساعت» توجه خواهند کرد. شرکتی که با یک واحد برق، خدمات بیشتری تولید کند، بهرهورتر و ارزشمندتر است.
در مدلهای تحلیلی پیش رو، هر بنگاه دو نوع جریان برق خواهد داشت: ورودی (برق خریداری شده از شبکه یا تولیدی خود) و خروجی (برق فروخته شده به شبکه یا مصرف شده در فرآیند تولید).
اختلاف این دو، «مصرف خالص» شرکت را مشخص میکند. شرکتهایی که بتوانند مازاد تولید خود را بفروشند (مانند کارخانهای با نیروگاه خورشیدی پشتبامی یا دیتاسنتری با بازیافت حرارت)، در واقع دو بار سود میکنند: یک بار از محصول اصلی، یک بار از انرژی. به همین دلیل، قراردادهای بلندمدت خرید برق به یکی از داراییهای راهبردی تبدیل شدهاند. درست مانند کشوری که برای امنیت انرژی خود ذخیره استراتژیک نفت نگه میدارد، شرکتهای هوشمند نیز «ذخیره امنیت برق» در ترازنامهٔ خود ثبت خواهند کرد.
به دو کشور آلمان و کره جنوبی توجه کنید: آلمان (مصرف کل ۵۲۰ TWh، سرانه ۶.۲ MWh) قطب خودرو است؛ کره جنوبی (مصرف کل ۶۲۵ TWh، سرانه ۱۲.۱ MWh) قطب تراشهسازی جهان. کره با وجود سرانه برق دو برابر آلمان، به ازای هر واحد برق مصرفی، ارزش اقتصادی بیشتری تولید میکند.
دلیل ساده است: هر تراشه در مقایسه با هر خودرو، درآمد فروش بسیار بیشتری به ازای همان یک مگاوات برق ایجاد میکند. این همان مزیت رقابتی آینده است.
از سوی دیگر، کانادا با بالاترین سرانه (۱۶.۱) اما مصرف کل متوسط (۶۴۶)، نشان میدهد که صنایع انرژیبر سنتی (مانند آلومینیوم، خمیر و کاغذ) هنوز در آن کشور فعالند. برای یک شرکت معدنی یا تولیدکنندهٔ آلومینیوم، دسترسی به برق ارزان(که کانادا از سدهای عظیم خود دارد) مهمترین عامل تعیینکنندهٔ ارزشگذاری است – نه نرخ ارز و مالیات.
تحولات یادشده به تدریج در حال تغییر ساختار بازارهای مالی هستند. در آیندهای نزدیک، تحلیلگران بنیادی به جای صورت سود و زیان، بیانیهٔ جریان انرژی (Energy Flow Statement) را بررسی خواهند کرد.
در این بیانیه میخوانیم: برق ورودی از شبکه (خریداری شده)، برق تولیدی خود شرکت (خورشیدی، بادی، بازیافت حرارت)، برق فروخته شده به شبکه، و برق مصرف شده در فرآیند اصلی.
سپس شاخصهایی مانند «بهرهوری انرژی عملیاتی» (میزان ارزش افزوده به ازای هر مگاواتساعت مصرف خالص) محاسبه میشود. شرکتهایی که این بهرهوری بالایی داشته باشند، ضریب قیمت به سود (P/E) بالاتری نیز دریافت خواهند کرد.
کشورها و شرکتهایی که هنوز برق را یک «هزینهٔ جانبی» میبینند، به زودی از گردونه رقابت حذف خواهند شد. هند با سرانه ۱.۴ MWh امروز در انتهای جدول است، اما اگر نتواند زیرساخت برق خود را ظرف ده سال آینده سه برابر کند، رویای قطب شدن در هوش مصنوعی و تولید نیمههادی محقق نخواهد شد.
در مقابل، چین با سرمایهگذاری سالانه بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار در خطوط انتقال فشارقوی و نیروگاههای هستهای، خود را برای دههٔ پیش رو آماده میکند.
برق، دیگر یک کالا نیست؛ بلکه به واحد اندازهگیری قدرت اقتصادی تبدیل شده است. در جهان جدید، بزودی در کنار قیمت سهام یک شرکت، عدد «مگاواتساعت به ازای هر سهم» را هم اعلام کنند. آن هنگام، سرمایهگذاران خواهند فهمید که چرا کشوری با ۱۰,۶۰۰ TWh (چین) نه فقط یک اقتصاد بزرگ، بلکه بزرگترین «واحد سرمایهگذاری» جهان است و چرا شرکتی با ترازنامهٔ انرژی مثبت، سزاوار ارزش بازاری چند برابر رقبای خود خواهد بود. / نشریه کارخانه دار
🎥پیش بینی جالب
پیشبینی عجیبی که سال ۱۴۰۰ از تورم و جنگ اعلام شد و تقریبا اتفاق افتاد!
لینک پیوستن 👇👇
https://t.me/yccqwr2
#کانال_ققنوس
«سندروم زنبور ملکه» چیست؟
«سندروم زنبور ملکه» به رفتاری اشاره دارد که در آن زنان شاغل در ردههای ارشد سازمان، از حمایت یا پیشرفت همتایان جوانتر خود خودداری میکنند.
برخلاف تصور رایج، این پدیده یک نقص شخصیتی یا ضعف اخلاقی نیست، بلکه سازوکار مقابلهایِ دفاعی در محیطهای کاریِ بهشدت مردانه است.
وقتی فرصتهای رهبری برای زنان محدود، شکننده و تحتتأثیر کلیشههای جنسیتی است، آنها تحت فشار دوگانه قرار میگیرند: ترس از رقابت (اینکه فردی لایقتر جایگاهشان را بگیرد) و تهدید جمعی (اینکه ضعف یک زن، کلیشههای منفی علیه همه زنان را تقویت کند).
بسیاری از زنان ارشد که مسیر بسیار دشواری را برای رسیدن به موقعیت فعلی پیمودهاند، ناخودآگاه انتظار دارند دیگران نیز همان مسیر پرهزینه را طی کنند.
مقابله با این پدیده بر عهده سازمانها و رهبران است، نه صرفاً زنان. راهحل اصلی در اصلاح ساختار نهفته است:
۱. افزایش حضور زنان در سطوح مدیریتی (حضور حدود ۲۰ درصد یا حداقل سه زن در سطوح بالا، پویایی گروه را از رقابت به همکاری تغییر میدهد).
۲. عبور از مربیگری ساده به حمایت فعال (معرفی زنان برای پروژههای مهم و ترفیع).
۳. شفافسازی فرآیندهای ارتقا برای کاهش فضای رقابتی «برد یکی به قیمت باخت دیگری».
۴. تغییر معیارهای رهبری که بهطور سنتی بر ویژگیهای کلیشهای مردانه (مانند سختی عاطفی) تأکید دارند.
وقتی محیط سازمانی از تبعیض پاک شود و فرصتهای رشد بهطور سیستماتیک ایجاد گردد، انگیزه برای محافظت از جایگاههای محدود از بین میرود و زنان اغلب خود به بهترین حامیان یکدیگر تبدیل میشوند.
اعلام جرم علیه مدیران «دیدارنیوز» در پی اظهارات پروانه سلحشوری
در پی سخنان پروانه سلحشوری، نماینده پیشین مجلس، در رسانه تصویری «دیدارنیوز» درباره تجمعات شبانه، علیه مدیران این رسانه اعلام جرم شده است.
سلحشوری در این گفتوگو با انتقاد از برگزاری تجمعات شبانه گفته بود ادامه این وضعیت موجب سلب آرامش شماری از شهروندان شده است.
صورتحساب سنگین
✍محمد اهلی کلخوران
حکایت
یک راننده قدیمیِ ماک کاوه تعریف میکرد: «پس از بیش از ده ساعت رانندگی در جاده، خسته و از شدت گرسنگی هم ترمز ماشین و هم ترمز خودم بریده بود. ناگهان پلاکاردی بزرگ در کنارجاده دیدم که روی آن نوشته شده بود: هر چه میخواهید بخورید، نوهتان حساب میکند!
فوراً زدم کنار. نشستم و هر آنچه این شکمِ گرسنه دستور داد، سفارش دادم و خوردم.
قبل ازخروج، رفتم که تشکر و خداحافظی کنم، نگهبان جلوی مرا گرفت و گفت: آقا، حساب حساب…؟ با تعجب گفتم: مگر قرار نیست نوهام حساب کند مردِ حسابی؟
صندوقدار لبخندی زد و گفت: آقای راننده، شما درست میفرمایید. غذا و صورتحسابِ امروز شما رایگان است و آن را از نوهتان خواهیم گرفت؛ اما این صورتحسابی که جلوی شماست، مربوط به پدربزرگِ شماست که خورده و رفته، و شما باید همین الان حسابش را بدهید!»
برزخ پرهزینه و کشنده :
نسلِ ما سالهاست که گرفتارِ واژههای جنگی و حماسی است؛ ازترور شخصیت های بزرگ اوایل انقلاب، اشغال سفارت آمریکا، کودتای نوژه، جنگ هشتساله و تشییع جنازه های روزانه، مذاکره، توافق و قطعنامه ۵۹۸ گرفته تا یادداشت تفاهم اسلامآباد، تنگه هرمز و... «نه جنگ، نه صلح»؛ حالتی که از خودِ جنگ بدتر است نه گلولهای مستمر شلیک میشود که کار یکسره شود، و نه صلحی برقرار میشود که سازندگی آغاز گردد.
آقایان! صورتحسابِ این مدت خیلی سنگین شده است. ما نه با دشمنِ امروز، که با «آیندهٔ» خودمان میجنگیم. داراییمان را پیشخور کردهایم و صورتحسابش را میگذاریم کفِ دستِ نسلی که هنوز به دنیا نیامده، اما «بدهکار» است.
هشدار:
ایرانِ من… خسته، خسته، خسته است. وقتی از «ایرانِ زخمی» حرف میزنیم، یعنی کشوری که کلیه، ریه و کبدهایش را برای پر کردنِ صورتحسابِ مردگان فروخته است. اگر همین امروز ترمزِ این «بدهیسازیِ ملی» را نکشیم، چیزی برای آیندگان باقی نمیماند جز ویرانه پیشخورشده ای به نام «وطن».
نمی دانم چرا این روزا یادِ این خواننده افغانی(داوود سرخوش) میافتم که میخواند:
سرزمین من، خسته خسته از جفا
سرزمین من، بیسرود و بیصدا
سرزمین من، دردمندِ بیدوا
سرزمین من ... مثل قلب داغداری..
