fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

ققنوس «ایران آینده »

ققنوس «ایران آینده »

رفتن به کانال در Telegram

🎁 https://ttt.tg/@GhoghnousIranAyandeh/gift . ققنوس ایران آینده ایران امروز را می‌خوانیم، تحولات را تحلیل می‌کنیم، و فردای ایران را به گفت‌وگو می‌گذاریم. سیاست | اقتصاد | جامعه | آینده

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
267
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
+730 روز
آرشیو پست ها
🔥 ۱۸ و ۱۹ دی؛ آیا همه کسانی که به خیابان آمدند پادشاهی‌خواه بودند؟ پاسخ کوتاه: نه. اما یک واقعیت مهم را هم نمی‌توان نادیده گرفت: در شب‌های ۱۸ و ۱۹ دی، شعارها و نمادهای مرتبط با پهلوی و پادشاهی در بسیاری از نقاط بسیار پررنگ بود. فراخوان رضا پهلوی نیز در بسیج بخشی از معترضان نقش داشت. گزارش‌ها از حضور گسترده معترضان در این دو شب خبر داده‌اند. اما از این موضوع نمی‌توان نتیجه گرفت که تمام جمعیت حاضر، پادشاهی‌خواه بودند. چرا؟ 🔹 بخشی از مردم صرفاً علیه جمهوری اسلامی و شخص خامنه‌ای شعار می‌دادند. 🔹 بخشی از معترضان مطالبات اقتصادی و معیشتی داشتند. 🔹 بخشی گرایش جمهوری‌خواه، سکولار یا دیگر گرایش‌های سیاسی داشتند. 🔹 و بخشی نیز آشکارا شعارهای «جاوید شاه»، «پهلوی برمی‌گرده» و شعارهای مشابه سر می‌دادند. حتی تحلیل‌های منتشرشده درباره شعارهای اعتراضات نشان می‌دهد شعارهای ضد جمهوری اسلامی گسترده‌تر از شعارهای مشخصاً پهلوی‌خواهانه بوده‌اند. اما یک نکته بسیار مهم وجود دارد: پادشاهی‌خواهی در ۱۸ و ۱۹ دی دیگر یک صدای حاشیه‌ای نبود. حجم شعارهای پهلوی‌خواهانه نشان داد که این گرایش در بخش قابل توجهی از فضای اعتراضی حضور دارد؛ مسئله‌ای که در اعتراضات سال‌های قبل با این شدت و وضوح دیده نمی‌شد. بنابراین شاید دقیق‌ترین توصیف این باشد: «۱۸ و ۱۹ دی، خیابان یک جریان واحد نبود؛ یک ائتلاف گسترده ضد جمهوری اسلامی بود که پادشاهی‌خواهان در آن حضور بسیار پررنگی داشتند.» و حالا سؤال اصلی: ❓ اگر همه معترضان پادشاهی‌خواه نبودند، چرا شعارهای پهلوی در آن دو شب تا این اندازه گسترده شد؟ آیا این نشانه افزایش واقعی محبوبیت پهلوی است؟ یا بخشی از جامعه فقط از جمهوری اسلامی عبور کرده و هنوز درباره شکل حکومت آینده تصمیم قطعی نگرفته است؟ 👇 شما کدام برداشت را درست‌تر می‌دانید؟ #اعتراضات_دی #۱۸_دی #۱۹_دی #پهلوی #رضا_پهلوی #پادشاهی #جمهوری_اسلامی #ایران #تحلیل_سیاسی #کانال_ققنوس

🚨 آمریکا از پیشمرگه‌ها عقب می‌کشد؟ واشنگتن در حال بازنگری حمایت مستقیم خود از پیشمرگه‌های اقلیم کردستان عراق است. اما سؤال اصلی اینجاست: ❓ اگر آمریکا عقب‌نشینی کند، چه کسی جای خالی آن را در عراق پر خواهد کرد؟ 🇮🇷 ایران و گروه‌های نزدیک به تهران؟ 🇮🇶 بغداد؟ 🟡 یا خود اقلیم کردستان با تکیه بیشتر بر توان داخلی؟ این تصمیم می‌تواند فقط یک تغییر نظامی نباشد؛ بلکه بخشی از بازتعریف موازنه قدرت آمریکا، ایران و کردها در عراق باشد. 🔥 به نظر شما، برنده واقعی این تغییر چه کسی خواهد بود؟ 👇 نظرتان را بنویسید و این مطلب را برای دیگران ارسال کنید. #آمریکا #پیشمرگه #اقلیم_کردستان #عراق #ایران #اربیل #بغداد #خاورمیانه #کانال_ققنوس

پزشکیان و زیرمجموعه ش دارن به راحتی از خطوط قرمز جمهوری اسلامی صحبت میکنن میتونه دلیلش این باشه که نمیتونه استعفا بده و طوری حرف میزنه که برکنارش کنن حرفایی که هر کدوم از مردم میزدن واسشون مسوولیت داشت،حالا از دهن رییس جمهور زده میشه تورم آمریکا ۲ درصد و ما ۱۰۰ درصد غنی سازی رو جمع کنیم...

بستن تنگه‌ی هرمز؛ بزرگترین تف سربالای تاریخ بود!

قیصر رو یادتون میاد دیگه؟ رفته فرودگاه، بهش گفتن ممنوع‌الخروجه و حق خروج از کشور رو نداره.

🦁☀️ سؤال طلایی ایران چیست؟ همه درباره یک سؤال حرف می‌زنند: «جمهوری اسلامی چه زمانی سقوط می‌کند؟» اما شاید سؤال مهم‌تر این باشد: ❗️«اگر فردا جمهوری اسلامی نباشد، چه چیزی جای آن را می‌گیرد؟» این همان سؤالی است که باید جدی‌تر درباره‌اش صحبت کنیم. اگر تغییر سیاسی اتفاق بیفتد: 🔹 چه کسی کشور را اداره خواهد کرد؟ 🔹 دولت موقت چگونه تشکیل می‌شود؟ 🔹 قانون اساسی آینده چگونه تعیین خواهد شد؟ 🔹 انتخابات آزاد چه زمانی و با چه سازوکاری برگزار می‌شود؟ 🔹 نیروهای نظامی و امنیتی چه جایگاهی خواهند داشت؟ 🔹 با مسئولان و نیروهای سرکوبگر چه برخوردی خواهد شد؟ 🔹 چگونه از انتقام‌گیری و خشونت داخلی جلوگیری می‌کنیم؟ 🔹 و مهم‌تر از همه: چه تضمینی وجود دارد که حکومت بعدی دوباره به یک حکومت استبدادی تبدیل نشود؟ مسئله ایران فقط «چه کسی برود؟» نیست. مسئله بزرگ‌تر این است: «چه ایرانی می‌خواهیم بسازیم؟» اگر برای این سؤال پاسخ روشنی نداشته باشیم، ممکن است فقط حکومت عوض شود، اما مشکل ایران باقی بماند. 🦁☀️ آینده ایران نباید حاصل یک خلأ قدرت باشد؛ باید حاصل یک توافق ملی درباره آینده کشور باشد. حالا سؤال از شما: اگر فردا جمهوری اسلامی نباشد، اولین تصمیمی که باید برای ساختن ایران جدید گرفته شود چیست؟ 👇 نظر شما چیست؟ #ایران #آینده_ایران #گذار #دموکراسی #شاهزاده_رضا_پهلوی #شیر_و_خورشید #کانال_ققنوس

🔴 چرا شاهزاده رضا پهلوی هنوز نتوانسته ائتلافی فراگیر بسازد یا اعتماد کامل ترامپ را برای آینده ایران جلب کند؟ این دو موضوع به هم مرتبط‌اند، اما یکی نیستند. ۱️⃣ مشکل اصلی در ائتلاف‌سازی چیست؟ شاهزاده رضا پهلوی در میان مخالفان جمهوری اسلامی، چهره‌ای بسیار شناخته‌شده است؛ اما اپوزیسیون ایران متکثر است: جمهوری‌خواه، مشروطه‌خواه، ملی‌گرا، چپ، سکولار و جریان‌های مختلف دیگر. بنابراین محبوبیت به‌تنهایی برای ساختن ائتلاف کافی نیست. تجربه ائتلاف سال ۲۰۲۳ نشان داد که جمع کردن چهره‌های شناخته‌شده آسان‌تر از ایجاد یک ساختار پایدار برای تصمیم‌گیری، تقسیم مسئولیت و حل اختلاف است. ۲️⃣ مشکل بزرگ‌تر: «روز بعد» یک دولت خارجی فقط نمی‌پرسد: شاهزاده رضا پهلوی چقدر محبوب است؟ سؤال مهم‌تر این است: اگر جمهوری اسلامی فردا دچار فروپاشی شود، چه ساختاری می‌تواند ایران را اداره کند؟ چه کسی امنیت را حفظ می‌کند؟ چه کسی دولت موقت را تشکیل می‌دهد؟ چه کسی تصمیم می‌گیرد؟ ارتش و نیروهای نظامی چه جایگاهی خواهند داشت؟ انتخابات چگونه برگزار خواهد شد؟ اگر پاسخ این سؤالات روشن نباشد، حتی محبوب‌ترین چهره سیاسی نیز برای یک دولت خارجی، گزینه‌ای با ریسک بالا خواهد بود. ۳️⃣ چرا ترامپ اهمیت دارد؟ درباره موضع ترامپ هم باید دقیق بود. در اظهاراتی که درباره آینده ایران داشته، ترامپ از شاهزاده رضا پهلوی با احترام صحبت کرده، اما در عین حال گفته ممکن است فرد دیگری از داخل ایران برای آینده مناسب‌تر باشد. بنابراین نمی‌توان گفت آمریکا یا ترامپ رسماً گزینه دیگری را انتخاب کرده‌اند؛ بلکه می‌توان گفت هنوز اطمینان کامل و تعهد رسمی نسبت به رهبری آینده ایران نشان داده نشده است. ۴️⃣ نقش تیم اطراف شاهزاده اینجا بحث قبلی ما اهمیت پیدا می‌کند. اگر یک رهبر سیاسی تیمی منسجم، شفاف و پاسخگو نداشته باشد، برای مردم و دولت‌های خارجی این سؤال ایجاد می‌شود: «واقعاً چه کسی تصمیم‌گیرنده است؟» این موضوع می‌تواند به سرمایه اجتماعی و اعتبار سیاسی آسیب بزند. ۵️⃣ پس مشکل اصلی چیست؟ به نظر من مسئله شاهزاده رضا پهلوی صرفاً کمبود محبوبیت نیست. چالش اصلی تبدیل این محبوبیت به: 🔹 یک ائتلاف فراگیر 🔹 یک تیم حرفه‌ای و پاسخگو 🔹 برنامه روشن برای دوران گذار 🔹 سازوکار تصمیم‌گیری شفاف 🔹 تضمین انتخابات آزاد 🔹 و اعتماد متقابل با جامعه و دولت‌های خارجی است. 🎯 شاید مهم‌ترین سؤال همین باشد: آیا شاهزاده رضا پهلوی می‌تواند از «چهره محبوب اپوزیسیون» به «رهبر یک ائتلاف سیاسی فراگیر و قابل اتکا برای دوران گذار» تبدیل شود؟ اگر پاسخ مثبت باشد، سرمایه اجتماعی او می‌تواند به قدرت سیاسی تبدیل شود. اگر نه، ممکن است بخش مهمی از این سرمایه اجتماعی به‌تدریج فرسوده شود. #شاهزاده_رضا_پهلوی #ترامپ #ائتلاف #اپوزیسیون #آینده_ایران #کانال_ققنوس

🟢 سرمایه اجتماعی شاهزاده رضا پهلوی چیست و چرا اهمیت دارد؟ سرمایه اجتماعی را می‌توان خیلی ساده این‌گونه تعریف کرد: «اعتمادی که مردم به یک فرد یا جریان سیاسی دارند.» اما این اعتماد فقط محبوبیت نیست. سرمایه اجتماعی از مجموعه‌ای از عوامل شکل می‌گیرد: 🔹 اعتماد و اعتبار شخصی بخشی از سرمایه اجتماعی شاهزاده رضا پهلوی از سابقه، شخصیت و تصویری می‌آید که بخشی از جامعه از او به‌عنوان یک چهره مخالف جمهوری اسلامی دارد. اما این سرمایه ثابت نیست؛ رفتار امروز او می‌تواند آن را تقویت یا تضعیف کند. 🔹 شبکه هواداران تعداد افرادی که پیام‌ها و فراخوان‌های او را دنبال و حمایت می‌کنند، مهم است. اما معیار واقعی‌تر این است: چند نفر در یک لحظه حساس حاضرند به او اعتماد کنند و برای یک هدف مشترک اقدام کنند؟ 🔹 توانایی ایجاد ائتلاف شاید مهم‌ترین بخش سرمایه اجتماعی همین باشد. اگر شاهزاده رضا پهلوی بتواند افراد و جریان‌هایی با دیدگاه‌های متفاوت را در کنار یکدیگر قرار دهد، سرمایه اجتماعی می‌تواند به قدرت سیاسی مؤثر تبدیل شود. اما اگر اختلافات داخلی باعث جدایی چهره‌های شناخته‌شده شود، بخشی از این سرمایه فرسوده خواهد شد. 🔹 حلقه اطراف شاهزاده مردم فقط خود شاهزاده را ارزیابی نمی‌کنند؛ به اطرافیان او هم نگاه می‌کنند. سؤال طبیعی جامعه این است: «اگر او روزی مسئولیت سیاسی داشته باشد، چه کسانی در کنار او تصمیم خواهند گرفت؟» بنابراین رفتار اطرافیان می‌تواند مستقیماً بر اعتماد مردم به شاهزاده اثر بگذارد. 🔹 شفافیت و پاسخگویی هرچه یک جریان سیاسی بزرگ‌تر شود، انتظار مردم برای شفافیت درباره تصمیم‌گیری‌ها، مسئولیت افراد و منابع مالی نیز بیشتر می‌شود. شفافیت → اعتماد بیشتر ابهام → تردید بیشتر --- ⚠️ یک نکته بسیار مهم محبوبیت با سرمایه اجتماعی یکی نیست. ممکن است یک فرد بسیار محبوب باشد، اما نتواند این محبوبیت را به اعتماد پایدار، همکاری، ائتلاف و اقدام سیاسی تبدیل کند. به زبان ساده: سرمایه اجتماعی = اعتماد مردم قدرت سیاسی = توان تبدیل این اعتماد به اقدام جمعی بنابراین شاید یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش روی شاهزاده رضا پهلوی این نباشد که صرفاً هواداران بیشتری پیدا کند؛ بلکه این باشد که: «اعتماد موجود را حفظ کند و آن را به یک ائتلاف گسترده، منسجم، شفاف و پاسخگو برای آینده ایران تبدیل کند.» و اینجاست که ماجرای علی کریمی و حلقه اطراف شاهزاده اهمیت پیدا می‌کند. چون هر اختلافی میان چهره‌های شناخته‌شده فقط یک اختلاف شخصی نیست؛ می‌تواند روی اعتماد عمومی به کل جریان اثر بگذارد. #شاهزاده_رضا_پهلوی #سرمایه_اجتماعی #علی_کریمی #ایران #آینده_ایران #کانال_ققنوس

🔴 چه کسی بعد از شاهزاده رضا پهلوی مهم‌ترین فرد در حلقه اطراف اوست؟ وقتی درباره تیم اطراف شاهزاده رضا پهلوی صحبت می‌کنیم، باید یک نکته را روشن کنیم: ❗️ساختار اطراف شاهزاده یک حزب با سلسله‌مراتب رسمی و اعلام‌شده نیست؛ بنابراین عنوان «نفر دوم» را نمی‌توان با قطعیت به یک فرد نسبت داد. اما چند چهره در این حلقه اهمیت بیشتری دارند. 🔹 ایرج مصداقی در روزهای اخیر نام او بیش از گذشته مطرح شده است. او از چهره‌های نزدیک به شاهزاده رضا پهلوی معرفی شده و اظهارات اخیرش درباره علی کریمی باعث شد اختلاف میان کریمی و برخی نزدیکان شاهزاده علنی‌تر شود. مهم‌تر اینکه مصداقی در اسفند ۱۴۰۴ نیز از سوی شاهزاده رضا پهلوی برای عضویت در کمیته تدوین سازوکارهای عدالت انتقالی منصوب شد؛ کمیته‌ای که ریاست آن با شیرین عبادی بود. بنابراین نمی‌توان او را صرفاً یک چهره رسانه‌ای معمولی دانست. 🔹 الکساندر فاطمی در حوزه ارتباطات سیاسی و دیپلماتیک نیز نام الکساندر فاطمی مطرح است و گزارش‌هایی او را از مشاوران مهم شاهزاده رضا پهلوی معرفی کرده‌اند. 🔹 کامرون خنسارینیا و سعید قاسمی‌نژاد این دو نیز در شبکه سیاسی و سیاست‌گذاری اطراف شاهزاده رضا پهلوی نقش داشته‌اند. اما یک نکته بسیار مهم: «نزدیک‌ترین فرد» الزاماً «قدرتمندترین فرد» نیست. ممکن است یک نفر دسترسی بیشتری به شاهزاده داشته باشد، فرد دیگری در سیاست خارجی اثرگذارتر باشد و شخص دیگری در رسانه و افکار عمومی نفوذ بیشتری داشته باشد. بنابراین اگر بخواهیم واقعاً بفهمیم نفر دوم چه کسی است، باید چهار معیار را بررسی کنیم: ۱️⃣ میزان دسترسی مستقیم به شاهزاده ۲️⃣ میزان تأثیرگذاری بر تصمیم‌های سیاسی ۳️⃣ نقش در ارتباطات خارجی ۴️⃣ میزان نفوذ در شبکه رسانه‌ای و هواداران و یک سؤال حتی مهم‌تر وجود دارد: آیا حلقه اطراف شاهزاده رضا پهلوی در حال تقویت سرمایه اجتماعی اوست یا بخشی از آن را مصرف می‌کند؟ ماجرای علی کریمی دقیقاً از همین زاویه اهمیت پیدا می‌کند. چون اگر یک چهره شناخته‌شده که زمانی از شاهزاده حمایت می‌کرد، به منتقد او و برخی نزدیکانش تبدیل شود، باید پرسید: مشکل از خود شاهزاده است، از حلقه اطراف اوست، یا از نبود یک ساختار شفاف برای حل اختلافات؟ این پرسش برای آینده ایران بسیار مهم‌تر از یک دعوای شخصی در شبکه‌های اجتماعی است. #شاهزاده_رضا_پهلوی #علی_کریمی #ایران #اپوزیسیون #کانال_ققنوس

🔴 علی کریمی، شاهزاده و یک سؤال مهم درباره «اطرافیان» ماجرای اخیر علی کریمی و برخی چهره‌های نزدیک به رضا پهلوی، یک سؤال مهم‌تر از خودِ دعوا ایجاد کرده است: چرا رضا پهلوی در برابر رفتار و اظهارات اطرافیانش، این‌قدر کم‌واکنش به نظر می‌رسد؟ در روزهای اخیر، اختلاف کریمی با برخی نزدیکان رضا پهلوی شدیدتر شده و حتی کار به جایی رسیده که کریمی مستقیماً از رضا پهلوی خواسته درباره ادعاهای مطرح‌شده درباره خودش موضع بگیرد. از نگاه سیاسی، سکوت می‌تواند چند دلیل داشته باشد: 🔹 شاید نمی‌خواهد وارد یک درگیری شخصی شود. 🔹 شاید نمی‌خواهد میان چهره‌های نزدیک به خود و علی کریمی یکی را انتخاب کند. 🔹 شاید تصور می‌کند واکنش مستقیم، اختلاف را بزرگ‌تر خواهد کرد. اما یک خطر جدی وجود دارد: اگر اطرافیان یک رهبر سیاسی دائماً وارد درگیری با چهره‌های مهم اجتماعی شوند، مسئولیت سیاسی آن در نهایت متوجه خود رهبر هم خواهد شد. علی کریمی صرفاً یک کاربر عادی شبکه‌های اجتماعی نیست؛ او چهره‌ای شناخته‌شده با سرمایه اجتماعی قابل‌توجه است و پیش‌تر نیز از رضا پهلوی حمایت کرده بود. بنابراین تبدیل شدن چنین فردی به منتقد سرسخت، موضوعی نیست که بتوان آن را صرفاً یک «دعوای مجازی» دانست. مسئله اصلی شاید این باشد: آیا رضا پهلوی توانایی مدیریت حلقه اطراف خود را دارد؟ رهبر سیاسی فقط با سخنان خودش سنجیده نمی‌شود؛ انتخاب اطرافیان، نحوه برخورد آنان با منتقدان و واکنش رهبر به رفتار آنها نیز بخشی از کارنامه اوست. اگر اطرافیان اشتباه کنند و رهبر هیچ توضیحی ندهد، جامعه ممکن است این برداشت را پیدا کند که: «این افراد نماینده همان تفکری هستند که در آینده قرار است کشور را اداره کند.» از طرف دیگر، اگر رضا پهلوی بتواند نشان دهد که: هیچ‌کس—even نزدیک‌ترین افراد به او—فراتر از پاسخگویی نیست، آن‌وقت همین بحران می‌تواند به فرصتی برای افزایش اعتماد تبدیل شود. به نظر من سؤال اصلی دیگر «علی کریمی یا رضا پهلوی؟» نیست. سؤال مهم‌تر این است: آیا جریان مخالف جمهوری اسلامی می‌تواند اختلافات خود را بدون حذف، تخریب و دشمن‌سازی مدیریت کند؟ چون اگر قرار است فردای جمهوری اسلامی، ایران بر پایهٔ آزادی و دموکراسی ساخته شود، تمرین دموکراسی باید از همین امروز آغاز شود. #کانال_ققنوس

🔥 ماجرای علی کریمی و شاهزاده؛ اختلاف شخصی یا یک مسئله بزرگ‌تر؟ ماجرای اخیر علی کریمی و رضا پهلوی را نباید صرفاً یک اختلاف شخصی یا دعوای مجازی دانست. مسئله مهم‌تر این است: آیا اپوزیسیون می‌تواند سرمایه اجتماعی چهره‌های محبوب و اثرگذار را در یک مسیر سیاسی مشترک حفظ کند؟ علی کریمی پیش‌تر از رضا پهلوی و نقش او در دوران گذار حمایت کرده بود. بنابراین اختلافات اخیر را لزوماً نباید به معنای مخالفت کامل کریمی با شخص رضا پهلوی تعبیر کرد. اما این اتفاق یک هشدار جدی دارد: 🔹 سرمایه اجتماعی یک رهبر با سرمایه اجتماعی اطرافیان او یکی نیست. اگر چهره‌های نزدیک به رهبر، باعث ایجاد اختلاف و بی‌اعتمادی شوند، ممکن است بخشی از سرمایه اجتماعی که در اختیار آن جریان قرار گرفته، به‌جای تبدیل شدن به قدرت سیاسی، به شکاف داخلی تبدیل شود. از طرف دیگر، اگر هر انتقادی علیه یک جریان سیاسی فوراً به دشمنی تعبیر شود، امکان گفت‌وگوی درون‌اپوزیسیون کاهش پیدا می‌کند. سؤال اصلی اینجاست: آیا می‌توان اختلافات را مدیریت کرد، بدون اینکه به حذف، تخریب و برچسب‌زنی متقابل کشیده شود؟ چون اگر هدف، ساختن آینده‌ای متفاوت برای ایران است، اپوزیسیون باید بتواند قبل از رسیدن به قدرت، اختلافات خود را به‌صورت مسالمت‌آمیز مدیریت کند. در غیر این صورت، جامعه ممکن است با این پرسش روبه‌رو شود: اگر امروز بر سر رهبری و اطرافیان او نمی‌توانیم به تفاهم برسیم، فردای تغییر حکومت چگونه قرار است کشور را اداره کنیم؟ و شاید مهم‌ترین درس این ماجرا همین باشد: ایران به «چهره محبوب» تنها نیاز ندارد؛ به یک ساختار سیاسی پاسخگو، شفاف و تحمل‌کنندهٔ اختلاف نیاز دارد. #کانال_ققنوس

🔴 دی‌ماه ۱۴۰۴؛ چرا بخشی از حامیان حکومت از سرکوب حمایت کردند؟ در بررسی اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ باید میان حامی حکومت، حامی سرکوب و عامل مستقیم خشونت تفاوت قائل شد. نمی‌توان بدون دادهٔ معتبر گفت «تمام» یا «تقریباً تمام» طرفداران حکومت از کشتار حمایت کردند. اما اگر بخش بزرگی از پایگاه اجتماعی حکومت از برخورد خشونت‌آمیز حمایت کرده باشد، یک مسئلهٔ بسیار مهم آشکار می‌شود: مشکل فقط نیروهای مسلح نیست؛ مشکل، مشروعیت پیدا کردن خشونت علیه مخالفان است. 🔹 ۱. مخالف سیاسی به «دشمن» تبدیل می‌شود وقتی سال‌ها مخالف سیاسی به‌عنوان «دشمن» یا «عامل بیگانه» معرفی شود، بخشی از جامعه ممکن است خشونت علیه او را نه جنایت، بلکه «دفاع از کشور و نظام» تصور کند. 🔹 ۲. سقوط حکومت، برای بخشی از هواداران مساوی با از دست دادن همه‌چیز می‌شود برای هوادار ایدئولوژیک، حکومت ممکن است فقط یک ساختار سیاسی نباشد؛ بلکه با هویت، جایگاه و آیندهٔ او گره خورده باشد. در این شرایط، ترس می‌تواند وفاداری را رادیکال‌تر کند: «اگر حکومت سقوط کند، ما هم بازنده‌ایم.» 🔹 ۳. حکومت از همین ترس استفاده می‌کند وقتی جامعه به «ما» و «آنها» تقسیم شود، حکومت می‌تواند به هواداران خود القا کند که عقب‌نشینی مساوی با شکست و نابودی آنهاست. نتیجه می‌تواند شکل‌گیری یک چرخه خطرناک باشد: اعتراض بیشتر → ترس از سقوط → سرکوب شدیدتر → رادیکال‌تر شدن بخشی از هواداران → خشونت بیشتر → نفرت بیشتر → اعتراض بیشتر 🔴 اما این چرخه یک نقطهٔ شکننده دارد. هیچ حکومتی فقط با تعداد نیروهای مسلح خود تضمین بقا پیدا نمی‌کند. در بحران‌های بزرگ، عامل تعیین‌کننده‌تر این است که: آیا نیروهای نظامی و امنیتی تا آخر حاضرند برای حکومت هزینه بدهند یا در نقطه‌ای از اجرای سرکوب فاصله می‌گیرند؟ اگر انسجام نیروهای اصلی حکومت حفظ شود، سرکوب می‌تواند عمر یک حکومت را طولانی کند. اما اگر ترس، اختلاف و ریزش در درون ساختار قدرت آغاز شود، حتی یک حکومت بسیار سرکوبگر نیز می‌تواند با بحران جدی روبه‌رو شود. بنابراین مسئلهٔ اصلی فقط این نیست که: «چند نفر طرفدار حکومت هستند؟» بلکه این است: «در روز بحران، چند نفر حاضرند برای حفظ آن تا آخر هزینه بدهند؟» #کانال_ققنوس

🔴 چرا حکومت، با دیدن خطر اعتراضات، به مسلح‌کردن طرفداران خود روی می‌آورد؟ اگر یک حکومت احساس کند اعتراضات گسترده می‌تواند در نهایت به سقوط آن منجر شود، چرا به‌جای کاهش نارضایتی و حل ریشه‌های بحران، به تقویت و مسلح‌کردن نیروهای وفادار خود می‌پردازد؟ پاسخ را باید در منطق بقای حکومت جست‌وجو کرد. 🔹 ۱. اعتراض دیگر فقط «نارضایتی» دیده نمی‌شود وقتی حاکمیت اعتراضات را تهدیدی علیه موجودیت خود بداند، مسئله از «حل مشکلات مردم» به «حفظ قدرت» تغییر می‌کند. 🔹 ۲. حکومت از ریزش نیروهای خودش می‌ترسد یکی از خطرناک‌ترین اتفاقات برای یک حکومت، فقط افزایش تعداد معترضان نیست؛ بلکه زمانی است که نیروهای امنیتی، نظامی یا طرفداران حکومت احساس کنند حکومت آینده‌ای ندارد و شروع به ریزش کنند. به همین دلیل، حکومت تلاش می‌کند یک هستهٔ وفادار و متعهد برای روزهای بحرانی داشته باشد. 🔹 ۳. ایجاد بازدارندگی حکومت ممکن است تصور کند اگر معترضان بدانند طرفداران حکومت نیز مسلح هستند، از گسترش اعتراضات عقب‌نشینی خواهند کرد. اما این سیاست می‌تواند نتیجهٔ معکوس داشته باشد: ⚠️ مسلح‌شدن یک طرف، می‌تواند احتمال خشونت و درگیری را افزایش دهد. 🔹 ۴. مسلح‌کردن هواداران لزوماً نشانهٔ قدرت نیست گاهی چنین اقدامی می‌تواند نشانهٔ افزایش نگرانی حکومت از آینده و کاهش اعتماد آن به ابزارهای معمول حکمرانی باشد. وقتی حکومت به‌جای افزایش رضایت عمومی، بیش از پیش به نیروی فیزیکی و وفاداری اجباری متکی می‌شود، شکاف میان حکومت و جامعه می‌تواند عمیق‌تر شود. در نهایت: نارضایتی → اعتراض → ترس از سقوط → امنیتی‌شدن → تقویت نیروهای وفادار → افزایش احتمال خشونت → عمیق‌تر شدن شکاف حکومت و جامعه اما یک واقعیت مهم وجود دارد: هیچ حکومتی صرفاً با افزایش تعداد نیروهای مسلح خود، تضمین بقای سیاسی پیدا نمی‌کند. در بحران‌های بزرگ، عامل تعیین‌کننده‌تر از تعداد سلاح‌ها، انسجام ساختار قدرت و میزان وفاداری نیروهای اصلی حکومت است. #کانال_ققنوس

🔴 هزینه‌بر کردن طرفداری از حکومت — مرحله دوم ۲️⃣ هزینه اعتبار و مسئولیت اجتماعی گزارش‌هایی درباره آموزش کار با اسلحه به برخی طرفداران و نیروهای نزدیک به حکومت منتشر شده است. اگر این آموزش‌ها از آموزش‌های دفاعی معمول فراتر رفته و با هدف آماده‌سازی نیروهای وفادار برای مقابله با اعتراضات داخلی انجام شود، موضوع دیگر صرفاً یک موضع سیاسی نیست؛ بلکه مسئله‌ای مرتبط با مسئولیت و پاسخگویی است. اما باید میان افراد تفاوت قائل شد: 🔹 کسی که صرفاً طرفدار حکومت است، به دلیل عقیده سیاسی خود نباید مورد تهدید یا آزار قرار گیرد. 🔹 اما فردی که آگاهانه در سرکوب، خشونت یا اقدامات مسلحانه علیه مردم مشارکت می‌کند، باید در برابر عملکرد و اقدامات خودش پاسخگو باشد. اصل مهم طرفداری از یک حکومت یک عقیده است؛ اما استفاده از اسلحه علیه مردم، یک عمل است. بنابراین هدف ما نباید انتقام‌گیری از افراد باشد؛ بلکه باید: ▪️ مستندسازی ▪️ شفاف‌سازی ▪️ مطالبه پاسخگویی ▪️ و تفکیک میان «عقیده سیاسی» و «اقدام خشونت‌آمیز» باشد. جامعه‌ای که به دنبال آینده‌ای بهتر است، باید از چرخه انتقام عبور کند و به سمت مسئولیت‌پذیری و عدالت حرکت کند.

🔴 هزینه‌بر کردن طرفداری از حکومت — مرحله اول ۱️⃣ هزینه اجتماعیِ حمایت منظور از «هزینه‌بر کردن طرفداری از حکومت» نباید تهدید، خشونت، آزار یا انتقام‌گیری از افراد باشد. مسئله این است که حمایت سیاسی از یک حکومت نباید به معنای مصونیت از پاسخگویی باشد. کسی که از عملکرد یک حکومت دفاع می‌کند، باید بتواند درباره نتایج و پیامدهای همان عملکرد نیز پاسخگو باشد. 🔹 چگونه؟ ۱. مطالبه استدلال وقتی فردی از یک سیاست حکومتی دفاع می‌کند، به جای توهین و درگیری، پرسش‌های مشخص مطرح کنیم: ▪️ این سیاست چه نتیجه‌ای برای مردم داشته است؟ ▪️ هزینه آن چقدر بوده است؟ ▪️ چه کسانی مسئول تصمیم‌گیری بوده‌اند؟ ▪️ آیا آمار و اسناد، ادعاهای شما را تأیید می‌کنند؟ ▪️ اگر نتیجه سیاست منفی بوده، آیا مسئولیت آن پذیرفته می‌شود؟ ۲. جدا کردن «عقیده» از «عملکرد» هرکس حق دارد عقیده سیاسی خودش را داشته باشد. بحث باید درباره عملکرد قابل سنجش باشد، نه حمله به شخص. ۳. مستندسازی به جای حمله به افراد، مواضع علنی و ادعاهای آنان را ثبت و با نتایج واقعی مقایسه کنیم. اگر کسی سال‌ها از یک سیاست دفاع کرده است، می‌توان مواضع گذشته او را در کنار نتایج همان سیاست قرار داد. ۴. هزینه اعتبار، نه هزینه امنیتی هدف باید این باشد: دفاع از یک سیاست → پرسش عمومی → ارائه سند → پاسخگویی → اصلاح یا حفظ موضع نه: دفاع از حکومت → تهدید → آزار → انتقام اولی یک فرآیند مدنی و عقلانی است؛ دومی می‌تواند جامعه را وارد چرخه خشونت کند. 🔻 اصل اساسی حمایت سیاسی آزاد است؛ اما حمایت از عملکرد، پاسخگویی می‌خواهد. ادامه دارد... مرحله دوم: هزینه اعتبار و مشروعیت اجتماعی

غریب آبادی: ایران برای بازگشایی تنگه هرمز تعجیل ندارد/ تفاهم تنگه هرمز با عمان وارد مرحله اجرا نمی‌شود مگر با انجام تعهدات آمریکا جمهوری اسلامی ایران با عمان درباره ترتیبات عبور از تنگه هرمز به تفاهم رسیده است، اما این تفاهم به‌صورت خودکار وارد مرحله اجرایی نمی‌شود. اجرای این تفاهم نیازمند انجام تعهداتی از سوی طرف مقابل، به‌ویژه آمریکا است و هر زمان این تعهدات اجرا شود، ایران نیز اقدامات خود را انجام خواهد داد. ایران برای بازگشایی تنگه هرمز تعجیل ندارد و همچنان به اقدامات دفاعی و مقابله با تهدیدات ادامه خواهد داد. وی همچنین درباره تحریم‌های جدید آمریکا گفت: این اقدامات موضوع تازه‌ای نیست و اگر واشنگتن علاقه‌مند به بازگشت به مسیر دیپلماسی است، باید مسئولیت اقدامات گذشته خود را بپذیرد. ♦️ بر اساس گزارشات آمریکا مسیری را برای انتقال نفت و محموله ها از سمت عمانی تنگه ی هرمز باز کرده است که حتی تا ۷ میلیون بشکه نفت در روز از آن به بیرون ازتنگه منتقل می شود. سخنان غریب آبادی مصرف داخلی دارد .

چگونه می‌توان هزینهٔ حمایت از حکومت را برای طرفداران آن افزایش داد؟
🎯 سؤال اصلی این نیست: «چند نفر جمهوری اسلامی را می‌خواهند؟» سؤال مهم‌تر این است: «چند نفر حاضرند برای بقای آن هزینه بدهند؟» و شاید مهم‌ترین سؤال این باشد: 🔻 اگر پای هزینه دادن وسط بیاید، چند نفر هنوز «پای کار» می‌مانند؟ فاصله میان «حمایت» و «پای کار بودن» دقیقاً همین‌جاست.
اگر منظور از «هزینه» خشونت و تهدید نباشد، بلکه هزینهٔ سیاسی، اجتماعی و اخلاقیِ حمایت باشد، راه‌های مؤثرتری وجود دارد: 🔹 افشای مستند فساد، تبعیض و ناکارآمدی 🔹 افزایش آگاهی عمومی و مقابله با دروغ و شایعه 🔹 نافرمانی و عدم همکاری مدنیِ مسالمت‌آمیز، در چارچوب قانون 🔹 ایجاد همبستگی میان گروه‌های مختلف مخالف 🔹 جذب افراد مردد و ناراضی، به‌جای تحقیر و دشمن‌سازی 🔹 ارائهٔ تصویری روشن از آینده‌ای امن، آزاد و بدون انتقام‌جویی هدف، مجازات طرفداران نیست؛ هدف آن است که ادامهٔ حمایت از یک ساختار ناکارآمد، از نظر اجتماعی و اخلاقی دیگر کم‌هزینه نباشد. گاهی حکومت‌ها نه با یک ضربه، بلکه زمانی تضعیف می‌شوند که اعتماد، همکاری و مشروعیت، آرام‌آرام از میان برود. فرهاد زرین #کانال_ققنوس

قیصر خواننده لس آنجلسی که اخیرا به ایران اومده بود و از جمهوری اسلامی طرفداری کرده بود درخواست خروج از کشور و بازگشت رو داده ولی مخالفت کردن.🤗

قله رو می‌بینید❓ دلار ۲۰۷۰۰۰ هزار تومان حقوق کارگران روزی ۲ ، ۳ دلار

یک پرستار کادر درمان : دیشب تو تهران یه آقای ۳۵ ساله که چند شب از ازدواجش میگذره موقع رابطه جنسی با همسرش، قرص سیلدنافیل وترامادول‌ رو باهم دیگه خورده بود تا هم نعوظ آلتش بیشتر بشه و دیرتر انزال بشه.
مصرف این دو قرص اینقدر فشار خونشو بالا برد که خونریزی مغزی کرده و الان تو کماست و حالش وخیمه.
مصرف بعضی داروها با هم خطرناک و کشنده است. مثل ترامادول و سیلدنافیل الکل و سیلدنافیل ترامادول و ویاگرا خواب آورها و مخدرها و.......