𖦹 About Kimi 𖦹
رفتن به کانال در Telegram
250
مشترکین
+424 ساعت
+17 روز
-330 روز
آرشیو پست ها
Repost from حرفایی ک کاش میزدم.
چهرهی چندتا از کشته شدههای کم سن و سال، مدام جلوی چشمم قطار میشه. به آخرین باری که از خونه بیرون رفتند فکر میکنم. به حال پدرش، دلشوره مادرش، وسایل شخصیش توی خونه، آرزوهای نشده و زندگیهای نکردهش!
بلند میشم توی خونه راه میرم، بلند بلند فحش میدم، و نمیفتم از این بلندی غم. خالی نمیشم، گریه هم سبک نمیکنه، نمیندازتم. سَرم اون دیواری که باید بزنه بهش رو پیدا نمیکنه...
خیلی اتفاقی قسمت اول سون یاز اومد تو هوم پیج یوتیوب و زدم روش، همون لحظه فهمیدم چقدر به ریواچش نیاز داشتم و تونستم طلسم هیچی ندیدن تو این دو هفته رو بکشونم ؛)
بعد از بیشتر از یه هفته بالاخره تونستم با دوستام حرف بزنم و حس آدمی رو دارم که از حبس آزاد شده، من واقعا بدون دوستام ناقصم =)
از اینکه یهسری جونشون رو از دست دادن و تو این وضعیت تنها کاری که از دست من برمیاد هشتگ زدنه دارم دیوونه میشم
