-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢
رفتن به کانال در Telegram
-شبیهِ یه دفترچه خاطرات، از ادیتها و عکسهایی که دوسشون دارم..✨ _30.December.2025”
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
452
مشترکین
+324 ساعت
+147 روز
+9330 روز
آرشیو پست ها
452
- جیهان وسایلِ آلیا رو جمع کرده بود، اما هنوز اونارو از اتاق بیرون نبرده بود؛ کارتونهاش هنوز همونجا بودن🙂... انگار دلش نمیاومد آخرین نشونههای حضور آلیا رو هم از اون اتاق بگیره:)
- شاید تهِ دلش هنوز به یه پیوند باریک بین خودشون باور داشت؛ به اینکه آلیا، با وجود همهی دوریها، شاید یه روز برگرده. هنوز یه امید کوچیک تهِ دلش زنده بود که این جدایی، آخرِ قصهشون نیست😭...
اما وقتی آلیا با انور ازدواج کرد، همون پیوند ظریف هم از نظر جیهان گسسته شد. برای همینه که توی فراگ به کایا میگه:«دیگه هیچ پیوندی بینمون نیست💔»
و حالا که دیگه نه امیدی به برگشتن آلیا داره، نه خودش رو در آیندهای کنار اون میبینه، کارتونها رو هم از اتاق بیرون میبره:)❤️🩹
انگار تا وقتی وسایل آلیا هنوز توی اتاق بودن، جیهان نمیتونست رفتنش رو کاملا باور کنه؛ شاید تا دیروز، یه گوشهی دلش هنوز منتظر برگشتنِ آلیا بود؛ اما امروز، وقتی دیگه هیچ پیوندی بین خودشون نمیبینه، حتی نمیتونه وسایلی رو که بهونهی موندنِ امیدش بودن، توی اتاق نگه داره😭
شاید تا وقتی وسایل آلیا هنوز توی اتاق بودن، جیهان هم نمیتونست رفتنش رو باور کنه؛ اما حالا که آخرین نشونهها رو هم بیرون میبره، انگار داره خودش رو مجبور میکنه به نبودنِ زنی عادت کنه که هنوز هم تمومِ وجودش منتظر برگشتنشه:)))🙂💔
452
- گلی بمیری خواب دیدم الیا یکم شکمش بزرگ شده بعد جیهان دستشو کشید کامل هم مواظب شکمش بود، کیس رفتن رو پاهای جیهان هم بود دهن سرویسا😭😭😭😭.
کاش وقتی ازین خوابا میبینم بیدار نشم🤡😭
452
بخایم برگردیم به اینکه.. کمربنداتونو محکمتر از همیشه ببندید تا ببینیم این قسمت برامون چی داره🦦البته سردرد تضمینی🙏🏻پس قرص، دارو، دم و دستگاه، آب یخ و.. کنارتون باشه🦦😂😂🎀
