تـاروپـود🖤
رفتن به کانال در Telegram
از داستایوفسکی تا کامو، از شعر تا سکوت. https://t.me/HarfChatBot?start=Taropoode
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
2 520
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-837 روز
-8330 روز
آرشیو پست ها
2 520
فکت ادبی:
فریدریش شلگل فیلسوف، نویسنده و زبانشناس آلمانیه.
چیزی که توی عکس میبینید یادداشتها و تمرینهای زبانی او در سال ۱۸۰۶ است که در میانشان واژههای فارسی هم دیده میشود.
نکته جالب اینه که «حافظ»، «خداوند»، «شاه»، «نیست» و ... از کلماتی هستند که در این یادداشتها دیده میشوند.
2 520
وقتی کسی موعظه میکند، عملاً به شنوندگان میگوید این شمایید که باید انجامش دهید، ولی من مبرا هستم
-سمیناریونگدربارهزرتشتنیچه،کارلگوستاویونگ
2 520
واقعیت برای مردم بیش از حد سنگین است، از این رو توهمی را وام میگیرند و خدایش مینامند.
-نیچه
2 520
هشیاری تمایل دارد همواره بر جایی متمرکز باشد که آشفتگی وجود دارد، و انرژیهای آشفته درون هم استثنایی بر این قاعده نیستند.
-روحتسخیرناپذیر،مایکلسینگر
2 520
در وصف ما:
ناگهان به شکل مسخرهای از همهچیز جدا شدم. با آدمها که هستم، چه خوب باشند و چه بد، تمام احساساتم تعطیل و خسته میشوند، تسلیم میشوم. مودبم. سر تکان میدهم. تظاهر میکنم میفهمم، چون دوست ندارم کسی را برنجانم. این یکی از ضعفهایم است که بیشترین مشکل را برایم درست کرده. معمولاً وقتی سعی میکنم با دیگران مهربان باشم روحم چنان پارهپاره میشود که به شکل ماکارونی روحانی درمیآید.
مهم نیست. کرکرهی مغزم پایین میآید. گوش میکنم. جواب میدهم. و آنها احمقتر از آناند که بفهمند من آنجا نیستم.
-هالیوود،چارلزبوکوفسکی
2 520
بچههای _ما_ یعنی، بچههای شما نه، بلکه بچههای ما میدانند معنی عدالت چیست، حتی در نه سالگی.
-برادرانکارامازوف،داستایوفسکی
2 520
وقتی یک آدم خودش، خودش را قلقلک دهد مغزش درک میکند که این کار خودش است و قلقلکش نمیآید. بیشعوری هم دقیقاً مثل این است؛ خیلیها نمیفهمند که شعور ندارند.
-بیشعوری،خاویرکرمنت
2 520
آدمی که حتی یک درصد احتمال اشتباه بودن به خودش نمیدهد، عملا دیگر دنبال فهمیدن نیست؛ بلکه فقط دنبال سجده بر جهل خودش است.
2 520
جغد بارون خورده ای تو کوچه فریاد میزنه زیر دیوار بلندی یه نفر جون میکنه کی میدونه تو دل تاریک شب چی میگذره پای برده های شب اسیر زنجیر غمه دلم از تاریکی ها خسته شده همه ی درها به روم بسته شده من اسیر سایه های شب شدم شب اسیر تور سرد آسمون پا به پای سایه ها باید برم همه شب به شهر تاریک جنون دلم از تاریکی ها خسته شده همه درها به روم بسته شده چراغ ستاره ی من رو به خاموشی میره بین مرگ و زندگی اسیر شدم باز دوباره تاریکی با پنجه های سردش از راه میرسه توی خاک سرد قلبم بذر کینه میکاره دلم از تاریکی ها خسته شده همه درها به روم بسته شده مرغ شومی پشت دیوار دلم خودشو اینور و اونور میزنه تو رگای خسته ی سرد تنم ترس مردن داره پرپر میزنه دلم از تاریکی ها خسته شده همه ی درها به روم بسته شده دلم از تاریکی ها خسته شده همه ی درها به روم بسته شدهTaropoode
2 520
جماعتی که نظر را حرام میگویند
نظر حرام بکردند و خون خلق حلال
-دیواناشعارغزلیات،سعدی
2 520
وقتی قرار بود کتاب را زمین بگذاری و سراغ زندگی واقعی بروی، آنوقت میفهمی که دانشگاه واقعاً هیچچیز بهت یاد نداده است.
-ساندویچژامبون،چارلزبوکوفسکی
2 520
همیشه خوکها تصمیم میگرفتند و سایر حیوانات حقی برای تصمیم گرفتن نداشتند، ولی رای دادن را یاد گرفته بودند.
-قلعهحیوانات،جورجاورول
2 520
حکمی که بر دیگران میرانید سرانجام به سوی خودتان بر میگردد، یکراست به صورتتان میخورد و بعید نیست آسیب هم بزند.
سقوط،آلبرکامو
