Gìo?
رفتن به کانال در Telegram
نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 024
مشترکین
-1224 ساعت
-767 روز
-12230 روز
آرشیو پست ها
1 021
خرواری از حقیقت را بر دامان چنلت نازل کردم
همچو بارانی غنی از زیبایی، زیبایی ای که از تو نشأت گرفته و تویی که با چشمانت میبینی و با چشمانت نثرم را میخوانی
1 021
زیبایی چشمات مثل آواری که از زلزله ی پلک زدنت شروع میشه روی سرم خراب شد
وقتی بازتاب خودمو داخل آینه ی چشمات میبینم، تنها جاییه که میتونم از وجود قطرات آب داخل چشمات به وجد بیام و بفهمم چه دیدگاهی نسبت به من داری؛ اون حس شادابی و خوشحالی ای که از تو چشمات به بیرون فوران میکنه همیشه مشهوده، چشمات بدون زبون باز کردن میگن تو یه پسر بچه ی ناز و با طراوتی که درد کشیده اما قویه.
تنها چیزی که میتونم چشمات رو باهاش مقایسه که نه ولی تحلیل کنم؛ ریاضیاته. مقدار زیباییش مثل ایکس داخل یه معادله ی چندهزار مجهولیه، اندازه ی مژه هات مثل یه خط صاف بی انتهاست و اولین مقداری که برای عدد پی بدست آوردن قطر مردمک چشم راستته.
برق توی چشمات عنصر واقعیه ی حیات منه، با اینکه میتونه من رو بکشه و مثل رعد و برق خشکم کنه یا مثل روشنایی منه تاریک رو از تو دور کنه یا به زندگیم جونی دوباره ببخشه و من رو به حیات برگردونه تا پیش تو باشم.
یک قطره از اشک های چشم چپت داخل بطری قلبم، دقیقا همون شیشه ی جون تویه قصه هاست، ولی من غول نیستم، من یه آدم صاف و سادهم که از نجابت چشم های تو به منجی رو آورده و منتظره که نجاتش بدی، منتظره از چیزایی که چشمات دیدن براش قصه بگی و دیدهش رو به دنیای قشنگ و جذاب خودت باز کنی.
دنیایی که با چشمای دردونهت اونو دیدی و با مغز زیبات بهش جون بخشیدی و تو افکارت نقاشیش کردی، دنیایی که سرمنشا زیباییاش چشمای تو ان و چشمهی وجودش افکار تو، دنیایی که از شرق و غرب فارغه، دنیایی که تنها دلیلش زیبایی چشمای توعه، دنیایی که از مهربونی ذهن تو به وجود اومده.
مگه میشه یه جفت کرهی چربی انقدر زیبایی داخل خودشون جا بدن، مگه میشه این حجم از درخشندگی رو داخل یه آدم پیدا کرد، بهم بگو خدا چطوری با خاک و آب همچین اثری خلق کرده، عجیب تر از مونالیزا و ساده تر از گِل.
