fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`

`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`

رفتن به کانال در Telegram

"سایه ابهامی حزین" جایی برای نگه داشتن خاطرات و افکارم یادداشت های روزانه یک روح (بیشترِ آنچه اینجا می‌خوانی، از ذهن و قلمِ خودِ من گذشته است.) _کپی نکنید @OpheliaWhisperBotbot https://www.instagram.com/ophelia0100?stkn=MWg1Y2MwaWNiMXQ3ag==

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
403
مشترکین
-324 ساعت
-187 روز
-430 روز
آرشیو پست ها
در پیِ چیزی رفتیم که نامش را رهایی گذاشته بودیم؛ از کوچه‌های امید گذشتیم و از هزار آرزو بالا رفتیم، اما هرچه راه بیشتر شد، مق
در پیِ چیزی رفتیم که نامش را رهایی گذاشته بودیم؛ از کوچه‌های امید گذشتیم و از هزار آرزو بالا رفتیم، اما هرچه راه بیشتر شد، مقصد دورتر به نظر آمد. سال‌ها دل به افق سپردیم و گمان کردیم پشتِ آخرین مرزِ جهان، پاسخی برای این همه خستگی نهفته است؛ غافل از آن‌که جاده، پیش از آن‌که ما را به جایی برساند، معنای رسیدن را از یادمان برده بود. و سرانجام، آن‌سوی تمامِ راه‌ها ایستادیم؛ نه با فتحی در مشت، نه با رؤیایی در آغوش، تنها با سکوتی که از هزار پاسخ سنگین‌تر بود.

Küsüb Getdi Sara Qədimova.mp33.91 MB

خون میچکد از دیده در این کنج صبوری این صبر که من میکنم افشردن جان است

-خستگی،خستگی، خستگی
+1
-خستگی،خستگی، خستگی

نه شروع با شکوهی داشتی و نه پایان زیبایی پرده ی نمایش آمدن و رفتنت بوی لجن میداد

از پا در آمديم و نيامد به دست يار پشت اميد بر سر اين آرزو شكست
هوشنگ ابتهاج

-2147483648_-215515.webp1.66 KB

میان ما چه افتاده؟ شادی را دیگران کُشتند. ما چرا انتقام از خود می‌گیریم؟
شب هزار و یکم، بهرام بیضایی

Repost from شعر.
سلام. این پیام رو فور کنید، #فولدر بزنم ممبر بگیرید. 🕯
جوین باشید.

-در بستر مرداب چه حاجت به تکاپوست
-در بستر مرداب چه حاجت به تکاپوست

فکر هایم ویرانم میکنند و من تنها تماشاگر این فروپاشی ام

تو مرا به یادِ شب می‌انداختی؛ نه از آن رو که تاریک بودی، بلکه از آن جهت که زیبایی‌ات با اندوهی ناگفته درآمیخته بود. و من هر ب
تو مرا به یادِ شب می‌انداختی؛ نه از آن رو که تاریک بودی، بلکه از آن جهت که زیبایی‌ات با اندوهی ناگفته درآمیخته بود. و من هر بار که به سوی تو بازمی‌گشتم، چیزی میانِ آرامش و دلتنگی در دلم جان می‌گرفت؛ درست شبیهِ شب، که آدم دل از آن نمی‌کند، اما هیچ‌گاه بی‌غم نیز از آن عبور نمی‌کند.

اگر روزی در گذرِ خاطراتت به آن دخترِ همیشه‌خندان رسیدی، سلامِ مرا به او برسان. مدت‌هاست که نشانی‌اش را گم کرده‌ام؛ انگار در پیچ‌وخمِ سال‌ها محو شده و تنها ردّی کمرنگ از او میانِ صفحه‌های کهنهٔ خاطره‌ها باقی مانده است. اگر دیدی‌اش، بگو هنوز کسی هست که گاه‌وبی‌گاه در میان یادها، در جست‌وجوی لبخندِ گمشدهٔ او پرسه می‌زند.

Hiphopologist – Tanhatarin Ashegh (BandMusic).mp34.07 MB

Repost from حُبّ𖹭
چنل‌هایی برای‌محرم لازمت‌میشه🥲🤌🏼 • فولدر 🖤¹ • فولدر 🖤²
گپ حمایتی حُبّ جهت رشد چنل تون✨