fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`

`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`

رفتن به کانال در Telegram

"سایه ابهامی حزین" جایی برای نگه داشتن خاطرات و افکارم یادداشت های روزانه یک روح (بیشترِ آنچه اینجا می‌خوانی، از ذهن و قلمِ خودِ من گذشته است.) _کپی نکنید @OpheliaWhisperBotbot https://www.instagram.com/ophelia0100?stkn=MWg1Y2MwaWNiMXQ3ag==

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
405
مشترکین
-524 ساعت
-177 روز
-330 روز
آرشیو پست ها
فور کنید ؛ چنل اسپانسر جوین باشید چنلتونو اینجا تبلیغ کنم ممبر بگیرید🍋

راستش را بخواهی، مدت‌هاست روزها از برابر پنجره‌ای غبارگرفته می‌گذرند؛ آرام، بی‌صدا و بی‌آنکه چیزی را با خود ببرند یا بیاورند. گویی پیرمردی خسته، بر لب جاده‌ای متروک نشسته و عبور زمان را تماشا می‌کند. هر آنچه روزی عزیز و خواستنی بود، سال‌ها پیش در گوشه‌ای رها شده؛ کنار خاطراتی که خاک رویشان نشسته و دیگر کسی سراغشان را نمی‌گیرد. از آن آدمِ مدفون در گذشته نیز تنها سایه‌ای کم‌رنگ باقی مانده؛ سایه‌ای که حتی خودش را به یاد نمی‌آورد. دیگر چیزی آن‌قدر اهمیت ندارد که دل را به خود مشغول کند، و نه فردایی هست که چشم به راهش باشند. همه‌چیز در سکونی فرسوده فرو رفته؛ سکوتی که نه اندوه دارد و نه امید. تنها آرزو این است که این فراموش‌شده را به حال خود بگذارند؛ همان‌گونه که خانه‌ای متروک را رها می‌کنند تا آرام‌آرام زیر دست باد و باران فروبریزد. شاید در گریز از دیگران، راهی برای گم شدن از خویش نیز پیدا شود.

Here With Me d4vd.mp33.42 MB

sticker.webp0.08 KB

ما برای رنج کشیدن آفریده شده‌ایم ولی به دنبال لذت بردن می‌گردیم، باید پذیرفت که تنها راه ادامه دادن لذت بردن از رنج‌هایی‌ست که می‌کشیم.
-چارلز بوکوفسکی

⭐این پیامو فور کنید بذارمتون فولدر.
اینجا جوین باشید.

بر من ببخش گاه چنان دوست دارمت کز یاد می برم که مرا برده ای ز یاد
بر من ببخش گاه چنان دوست دارمت کز یاد می برم که مرا برده ای ز یاد

نوشتن، مرضِ مسریِ عجیبی‌ست؛ اگر روزی دچارش شوی، تا پایان عمر گریبانت را رها نمی‌کند. آرام‌آرام در رگ‌هایت می‌دود، به جانت می‌نشیند و همچون اعتیادی، تو را بیمارِ خود می‌کند. آن‌وقت مدام می‌نویسی؛ برای یافتن همان حسِ نخستینِ رهایی. می‌نویسی و می‌نویسی و باز هم می‌نویسی. حرف‌هایت را به قلم می‌سپاری و از افکارت جوهر می‌سازی؛ جوهرِ تلخی که از اعماقِ ذهنت می‌جوشد و بر کاغذ می‌ریزد. گمان می‌کنی با هر سطر، اندکی سبک‌تر خواهی شد؛ اما ذهنِ آدمی انباری بی‌انتهاست. هرچه بیشتر خالی‌اش کنی، رازهای بیشتری از تاریکیِ خود بیرون می‌کشد. و تو همچنان می‌نویسی؛ به این امید که شاید روزی تمامِ آنچه در سرت غوغا می‌کند، راهی برای گریز پیدا کند.

جان_مریم_Arash_Fouladvand_feat_Nigina_Amonqulova_Sara_Naeini_a.m4a7.73 MB

- چنل گردی
این پست + این پستو فورکنین📸 منم یکی از عکسای چنلتونو فور میزنم اینجا تا فردا بمونه

جانا سری به دوشم و دستی به دِل گذار آخر غمَت به دوش دل و جان کشیده‌ام..
- شهریار