`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`
رفتن به کانال در Telegram
"سایه ابهامی حزین" جایی برای نگه داشتن خاطرات و افکارم یادداشت های روزانه یک روح (بیشترِ آنچه اینجا میخوانی، از ذهن و قلمِ خودِ من گذشته است.) _کپی نکنید @OpheliaWhisperBotbot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
406
مشترکین
-324 ساعت
+27 روز
+430 روز
آرشیو پست ها
405
Repost from N/a
سیل خون اشک ها را خشک کرد
رقص جای مویه را بر سرگور گرفت
ماتم ما از فراق یار نبود
از دیدار هر روزه دار بود
حسرت ما ثروت و مال نبود
آرامش بیرون گور بود
#دوک
405
Repost from نااُمیدِ اُمیدوار🌱
این پست + پست مورد علاقهتون از اینجا رو فوروارد کنید تا منم:
چنلتون رو چک کنم و ازتون فور کنم.🧚🏻♀✨
و به ۵ تا چنل هم استارز تقدیم کنم.⭐️🫧
جوین باشید چک میشه.🤍🌱
405
Repost from - حنآیاو .
این تکست + پست موردعلاقتون از اینجا فوروارد کنید
داخل چنلتون و یه پست مشخص کنید ازتون فور کنم🍊.
اینجا جوین باشید حتما چون چک میشه .
405
قـصه روز و شــب من سخنی مختصر است
روز در خواب و خیالاتم و شــب بیدارم
- مهدی اخوان ثالث
405
"زندگی جای چندان شادی نیست؛
آدم را صبح بیدار میکند، به کاری وامیدارد، اندکی امید در جیبش میگذارد و شب، جیبهایش را خالی میکند."
405
"یک زمانی از تاریکی میترسید؛
از اینکه راه را گم کند، از اینکه میان آن همه سیاهی دیگر نداند باید به کدام سو برود.
اما زندگی آنقدر با او بد تا کرده بود که یک روز چشم باز کرد و دید دیگر چیزی برای ترسیدن نمیبیند؛
کور شده بود، پیش از آنکه تاریکی از راه برسد."
405
Repost from N/a
من در این خلوت خود غرق شدم
چون شرابی کهنه
که زیر درخت سرو
فراموش شده
و روزگاریست
هیچ دستی
خاک را بهر من نکاویده
نه باد
مرا به یاد میآورد
نه باران
مرا تر میکند
و نه پرندهای
که هر صبح
بر شاخههای سرو مینشیند
برای من آواز میخواند
من ماندهام
مست تلخی و تنهایی خود
و گاهی گمان میکنم
شاید تمام بودن
همین باشد
ماندن و کهنه شدن
در گوشهای تاریک.
#دوک
