fa
Feedback
"نوشته های ناتمام"

"نوشته های ناتمام"

رفتن به کانال در Telegram

«واژه ها در وصفِ تو بسیار می‌گویند و هیچ!...» اگه صحبتی داشتی🌱: @neveshtehabot کانال دوم☕: https://t.me/reihaneh274

نمایش بیشتر
523
مشترکین
-124 ساعت
-167 روز
-5230 روز
آرشیو پست ها
دوست داشتنت‌ آرامشی دارد وصف نشدنی مثلدخواب دم صبح با حال خوش کودکی بعد از شب نشینی های خانه‌ی مادر بزرگ با لذت بوی هیزمِ بخاری نفتی... میدانی چه میخوام بگویم؟ خواستنت مثل خوشی‌هایی‌ست که دیگر تکرار نمی‌شوند خواستنت شبیه به همه حس های ناب است با اصالت، قدیمی... انگار بند بنو وجودم را به خود گره زده رهایی ندارم و چه اصالت لذت بخشی... برای ریحانه عزیزم @renoon274

من هرگز نمی‌گویم در هیچ لحظه ای از این سفر دشوار، گرفتار ناامیدی نباید شد. من می‌گویم: به امید باز گردیم، قبل از آنکه ناامیدی نابودمان کند. 📚یک عاشقانه آرام

‌‌🫱🏻‍🫲🏻

من هلالِ مَه نو را چه کنم وقتی که دیدنِ روی تو عید است و رُخت ماهِ تمام ! -زهره میرشکار

وفا ندیدی و دیدم جفا ندیدم و دیدی...
وفا ندیدی و دیدم جفا ندیدم و دیدی...

مدینه بعد پیغمبر، تو با زهرا مدارا کن...

Repost from مدعی .
شعر می‌گویم ، نمی‌فهمی که منظورم تویی ! یا خری ، یا نقش خر را خوب بازی میکنی ..

Repost from N/a
_
_

Repost from مدعی .
جایی برای آرامش شما ؛ ☕️🤍 فولدر ¹ . فولدر ² .
گپ حمایتی ؛

«أقبَحُ الغَدرِ إذاعَةُ السِّرِّ» زشت ترين خيانت، فاش كردن راز [كسى] است. -امام علی علیه‌السلام

گفتم از قصه‌ی عشقت گرهی باز کنم به پریشانی گیسوی تو سوگند، نشد! من دهان باز نکردم که نرنجی از من مثل زخمی که لبش باز به لبخند نشد -فاضل نظری

یک‌ بار به اصرارِ تو عاشق شدم ای دل این بار اگر اصرار کنی، وای به حالت! هر چند که هرگز نرسیدم به وصالت عمری که حرامِ تو شد ای عشق، حلالت... -فاضل نظری

چای می‌نوشم که با غفلت فراموشت کنم چای می‌نوشم ولی از اشک، فنجان پُر شده‌ست... -فاضل نظری

چای می‌نوشم که با غفلت فراموشت کنم‌ چای می‌نوشم ولی از اشک، فنجان پُر شده‌ست... -فاضل نظری

‌🌱

حلقوم‏ها را می توان برید؛ اما فریاد‏ها را هرگز! فریادی که از حلقوم بریده بر می‏آید جاودانه می‏ماند... -شهید آوینی

‌💔

📚ارتداد
📚ارتداد

«اللّهمَّ مَولاى كَم مِن قَبيحٍ سَتَرتَه» خدايا، مولای‌ من! چه بسیار زشتیِ مرا پوشاندی... -دعای کمیل

نشد با واژه‌ها گویم، غمِ افتاده در جانم که بغضم بی‌صدا بشکست، تا گوید ز هجرانم ولی افسوس، ای یارا، تو از اشکم چه می‌دانی؟ ندیدی در سکوتِ من، هزاران شوقِ پنهانم
ر.نون