𝑀𝑂𝑁𝑆𝑇𝐸𝑅 𝑀𝐸𝐷𝑖𝐴
رفتن به کانال در Telegram
اولین چنل فندوم مانستر و آثار اوراساوا 🪐
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
234
مشترکین
-124 ساعت
-17 روز
+1930 روز
آرشیو پست ها
بناپارتا با این کتاب، مفهوم «هیولای درون» را مطرح میکند.
همهی انسانها درونشان هیولایی دارند — بخشی از روان که اگر عشق و هویت از او گرفته شود، میتواند به ویرانگرترین شکل بروز کند.
در داستان، این هیولا همان بخشی است که یوهان اجازه میدهد کاملاً آزاد شود، در حالی که تِنما تلاش میکند با وجدانش جلوی هیولای درونش را بگیرد.
در طول انیمه، هرکس کتاب را میخواند، به شکلی با درون خودش روبهرو میشود.
به همین دلیل کتاب مانند یک «آینه» عمل میکند که انسان را وادار میکند هیولای درون خودش را ببیند — و برای بسیاری از شخصیتها (مثل یوهان) این مواجهه ویرانگر است.
پلوتو انیمه بسیار زیباییه در 8 قسمت یک ساعته اونم از نت فلیکس
واسه کسایی که ندیدن پیشنهاد میشه
بعد پلوتو شباهت های زیادی با مانستر داره یکیش:
پلوتو در واقع نماد "قهرمان گمگشته" است، نه شر.
طبق تحلیل برخی مانگاکاها، پلوتو دشمن واقعی نیست بلکه قربانی دستکاری ذهنی توسط انسانهاست — درست مثل یوهان در "Monster
یکیش حفظ آرت مانستر در پلوتو هست مثل کارآگاه گیجیهت ( گزیخت ) که آرتش شبیه کارآگاه رانگ
چرا اوراساوا اسم این اثر رو گذاشته پلوتو ؟
چون نام "Pluto" (پلوتو) استعاره از مرگ، تاریکی و انزواست.
هم اشاره به سیارهی دور از خورشید داره، هم به شخصیت غمگین و فریبخوردهی داستان.
اثر شاهکاری که در سطح برترین مانگاهای جهان به عنوان رقیب برزرک شناخته میشه
#edit
#20_century_boys
وقتی دربارهی «صحرای محشر» که هدف یوهان فکر می کنید همه به قتل و عام فکر میکنن اما هدف یوهان در اصل آشکار کردن پوچی وجود انسان ها و بی معنایی زندگی بود . این اهداف به چی برمیگردند :
دیدگاه فلسفی و پوچگرایانه:یوهان باور داشت که انسانها در نهایت هیچ تفاوتی با هم ندارند و همگی درونشان تهیاند. او میخواست جهانی بسازد که در آن، تمام هویتها و ارزشها نابود شوند — چیزی شبیه به «صحرای محشر»، جایی که هیچ فردی اهمیت ندارد.
نتیجهی آزمایشها و کودکیاش در 511 kinderheim :در دوران کودکی، یوهان در مؤسسهی «Kinderheim 511» قربانی آزمایشهای روانی شد. هدف آن آزمایشها نابود کردن هویت و ایجاد "انسان کامل بیاحساس" بود. صحرای محشر در واقع ادامهی همان پروژه در ذهن او بود — جهانی بدون احساس و بدون معنا.
انتقام از دنیا:او دنیا را پر از رنج و دروغ میدید. با ساختن "صحرای محشر"، میخواست بهنوعی همهچیز را به نقطهی صفر برگرداند، جایی که دیگر هیچکس نباشد تا رنج بکشد یا دروغ بگوید.
تست انسانیت دیگران:بخشی از هدفش هم آزمایش انسانها بود — تا ببیند آیا کسی در برابر پوچی مطلق مقاومت میکند یا نه. شخصیتهایی مثل دکتر تنما در واقع در این آزمایش نانوشته قرار گرفتند. در کل، صحرای محشر نماد آرزوی نابودی مطلق، بازگشت به نیستی، و افشای تاریکترین بخش وجود انسان بود.
یکی از فکت های جالب از هاینریش لونگه ( رانگ) اینه که کاملا از کارآگاهان آلمانی الهام گرفته شده
و یکی از دلایل محبوبیتش همین شخصیت سرد و منطقیشه
