₊˚𓃠⋆میوخانه
رفتن به کانال در Telegram
383
مشترکین
-224 ساعت
-407 روز
+7830 روز
آرشیو پست ها
383
در طول زندگیم
بارها،بارها
تا مرز شکستن رفتم و گاهی واقعاً شکستم
فرو ریختم و دوباره تکههای خودم را کنار هم چیدم
لبخند زدم
طوری رفتار کردم که انگار هیچ دردی وجود ندارد
و تمام تلاشم را کردم که زخمهایی که خوردهام
مرا شبیه همان زخمها نکند
سعی کردم آدم بمانم
بارها به خودم گفتم:
همین است که هست
زندگی همین است
دیروز همین بوده
امروز همین است
و احتمالاً فردا هم همین خواهد بود
اما بعضی دردها
برخلاف چیزی که به خودم میگفتم
واقعاً درد داشتند
بعضی زخمها را
نه لبخندی میتوانست پنهان کند
نه سکوتی
و نه وانمود کردن به قوی بودن
و باز هم به خودم گفتم:
همین است که هست
چون در تمام طول تاریخ
انسانها بارها از نو زخم خوردهاند
و شاید این چرخه
همچنان تکرار شود
میان زندگیهایی که میتوانستند آرامتر باشند
و آدمهایی که میتوانستند سهم بیشتری از خوشبختی داشته باشند
و برای من
تلخترین بخش تاریخ
همین تکرار بیپایان رنج است.
383
اعتراض دارم به رنگ سرخ، که سوزاننده است، به آبی که سرده، به زرد که رنگ جداییه، به هر رنگی که رنگ روح زندگی توش نیست. رنگ روح زندگی سبزه"
