«جریان☕»
رفتن به کانال در Telegram
514
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-597 روز
+10330 روز
آرشیو پست ها
517
دفتر خاطراتمو باز کردم که بنویسیم که شاید بتوانم بین کلمات حالم را بفهمم .اما بستم میترسیدم از نوشتن از شرح خودم ترسیدم از اینکه خودم را قضاوت کنم از اینکه مجبور باشم واقعیت را بپذیرم.نوشتن شاید بهترین راه برای گفتن تمام آن چیزی است که نتوانستید به کسی بگویی حتی خودت.شاید واضح به خودت نگی چقدر داری گند میزنی اما میتونی از لایه حرف هات نوشته هاتو اینو بخونی و یک جورایی داری به دفتر میگی که خودت بشنوی.اما امروز نتوانستم بنویسم برعکس تمام روز هایم که نوشتن ساده ترین کار بود برایم.گاهی در زندگیمان با آدم های جدیدی موقعیت جدید طرز فکر جدید آشنا میشیم مدت ها میگذره از اون آشنایی وتو یهو به خودت نگاه میکنی و میبینی چقدر همان برخورد های ناگهانی و ناآشنا تاثیر گذار بوده توی زندگیت حالا فکر کن یه آدم ها یه کار های یه چیز هابی رو مهم کنی توی زندگیت میدونی چقدر تاثیر میذاره.؟
خاستم بگم مراقب باشید در برخورد هاتون در نگاه هاتون در رفت آمد هاتون در اینکه اسم چه کسی بیشتر توی لیست پیام هاتون هست و چه کسی پین تلگرامتونه به همچی دقت کنید و تأثیر اون چیز های کوچیک رو توی زندگیتون نادیده نگیرید و اینکه همیشه دوست هایی برای خودتون نگهدارید.
517
میخام بدونم دهه شصتی و هفتادی عزیز هنوزم میخایی بگی زمان ما سخت بود؟؟
هرکی اینو بگه با پشت دست میزنم تو دهن کصکشش
517
شده به شوخی بگی دیگه چیو پنهون کردی و دروغ گفتی؟ بعد اون جدی جدی جواب بده🤡. خدا برا گرگ بیابون هم نیاره.
517
برای حضور فردای خود در جلسه آزمون نیازمند تضمین هستم . نه صرفا تضمین زندهماندن نه همینکه تضمین شود میمیرم هم کافیست اما تضمین شده باشد.
