پَریِ عَکاس📷 ✨
رفتن به کانال در Telegram
469
مشترکین
-1124 ساعت
+267 روز
+2630 روز
آرشیو پست ها
بر شیشهی پنجره،
قطرهها
نقشِ درهمِ رفتنها را میکشند.
هر یکی، چشمی است
که دنیا را
وارونه میبیند.
باران که بند میآید،
تنها خیسِشیشه میماند
و خاطرهی یک نغمهی ناتمام.
ماه من غصه چرا؟
آسمان را بنگر
که هنوز
بعد صدها شب و روز
مثل آن روز نخست،
گرم و آبی و پر از مهر به ما میخندد.
یا زمینی را که
دلش از سردی شبهای خزان
نه شکست و نه گرفت،
بلکه از عاطفه لبریز شد و
نفسی از سر امید کشید.
و در آغاز بهار
دشتی از یاس سپید
زیر پاهامان ریخت؛
تا بگوید که هنوز
پر امنیت احساس خداست.
ستاره، کورهای از آتش و نور است.
متولد میشود،
میسوزد
و نورش را به تاریکی جهان هدیه میدهد.
