fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

جاودانگان🕊️

جاودانگان🕊️

رفتن به کانال در Telegram

میدانید زنده‌ترین روزهای زندگی یک مرد آن روزهایی‌ست که در مبارزه میگذراند. و خب دیگر چیزی برای گفتن نمانده است جز آنکه ما خسته نشده‌ایم و اگر باز هم جنگی پیش بیاید که پای انقلاب اسلامی در میان باشد ما حاضریم. -شهید‌آوینی اینجا قراره بیشتر شهدا رو بشناسیم.

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
210
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-47 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
بخش دوم: ویژگی‌های اخلاقی شهید

شهید سید مجتبی علمدار کی بودن و چه کاری انجام دادن که بر اساس رؤیاهای صادقه افراد بسیاری، در شمار یاران امام زمان(عج) معرفی شدن؟ شاید فکر کنیم ایشون حتماً فرمانده بزرگی بودن یا مسئولیت مهمی داشتن، اما بالاترین مسئولیت ایشون فرماندهی یک گروهان در سال‌های پایانی دفاع مقدس بود و بعد از جنگ هم در بخش ورزش کارکنان سپاه فعالیت می‌کردن. اما مقام و جایگاهی که خدا برای انسان در نظر می‌گیره به مقام‌ دنیایی اون‌ها ارتباطی نداره. در ادامه بیشتر با اخلاق و سبک زندگی شهید آشنا می‌شیم.🌱

شهید سید مجتبی علمدار ۱۱ دی ۱۳۴۵ در خانواده مذهبی و عاشق اهل‌بیت(ع) در ساری به دنیا اومد. از همون نوجوونی با بسیج و جبهه آشنا شد و ۱۷ سالگی عضو بسیج شد. اواخر سال ۱۳۶۲ هم راهی جبهه‌های کردستان شد. توی عملیات‌های مختلفی مثل کربلای ۱، ۴، ۵، ۸ و ۱۰ حضور داشت و چند بار هم مجروح شد. سال ۱۳۶۶ فرمانده گروهان سلمان از گردان مسلم بن عقیل لشکر ۲۵ کربلا شد و در عملیات والفجر ۱۰ هم نقش مؤثری داشت. سرانجام بر اثر جراحات شیمیایی دوران جنگ، اوایل دی ۱۳۷۵ در بیمارستان بستری شد و پس از یک هفته بیهوشی، در ۱۱ دی ۱۳۷۵ هم‌زمان با اذان مغرب به شهادت رسید.

🕊 شهید سید مجتبی علمدار
🕊 شهید سید مجتبی علمدار

پس از شهادت، ماجراهای بسیاری از شهید در عالم رؤیا از زبان افراد مختلف گفته شده. تو یکی از این خواب‌ها، شهید به یکی از جانبازها گفته بود: «تا چند روز پس از شهادت هرکس می‌اومد سر مزارم، هرچی از خدا خواست گرفت. چون مادرم حضرت زهرا(س) چند روز کنار مزارم حضور داشتن.» مدتی بعد شهید به خواب یکی دیگه از دوستاش اومد. دوستش وقتی دید سید خوشحاله، علتش رو پرسید. شهید گفت: «دیشب مزارم نورانی شد، چون میزبان آقا اباالفضل(ع) بودم.»

بعد از شهادت ایشون، پدر یکی از شهدا تعریف می‌کرد که مدتی قبل خواب دیده جنازه‌ای رو تشییع می‌کنن. پرسیده بود: «این جنازه کیه؟» یکی از تشییع‌کننده‌ها جواب داده بود: «ایشون شهید علمدار ساری هستن، یکی از دوازده سرباز آقا امام زمان(عج) بودن. امام زمان(عج) دوازده سرباز مخلص در مازندران داشتن که یکی از اون‌ها این شهید بود، یازده‌تای دیگه هنوز زنده هستن.» او ادامه داد: «خود امام زمان(عج) تشریف آوردن که با دست خودشون شهید رو داخل قبر بذارن.»

مردی برای انجام کاری به تربیت بدنی سپاه ساری مراجعه کرده بود. وقتی کارش تموم شد، جلوی یکی از اتاق‌ها ایستاد و چند بار با حالت عجیبی به داخل اتاق نگاه کرد، از دیگران پرسید: «اون آقایی که داخل اون اتاق نشسته کیه؟» بعد شروع کرد خواب شب قبلش رو تعریف کردن. گفت خواب دیده جمعیت زیادی شبیه رزمنده‌های زمان جنگ در حال حرکت بودن، چهره‌هاشون نورانی بود و لباس‌های زیبایی به تن داشتن. پشت سر اون‌ها یک گروه دیگه‌ای بودن که مقام و منزلت‌شون خیلی بالاتر بود و صورت‌هاشون رو با نقاب پوشونده بودن. تو خواب بهش گفته بودن: «این‌ها یاران امام زمان(عج) هستن.» او به یکی از اون‌ها نزدیک شده بود نقابش رو کنار زده و چهره‌اش رو دیده بود. وقتی چهره فردی رو که داخل اتاق بود دید، با تعجب گفت: «کسی که دیشب توی خواب چهره‌ش رو دیدم، دقیقاً همین آقاییه که اینجاست.»

بخش اول: معرفی بر اساس کرامات شهید و رؤیاهای صادقه درباره ایشان

روایت بیست و پنجم: علمدار ساری

پس روایت فردا رو از دست ندید. چون روایت در چند روز قرار داده میشه، پیشنهاد می‌کنم با حوصله بخونید و دنبال کنید؛ با توجه به مطالبی که از شهید خوندم دوست نداشتم شخصیت و سبک زندگی ایشون در چند خط خلاصه بشه و کامل معرفی نشن.✨

دوست دارید با یکی از یاران امام زمان(عج) آشنا بشید و در آخر روایت یاد بگیریم چطور می‌تونیم بعضی از صفات ایشون رو در خودمون تقویت کنیم؟

🎥 تاريخ ملت ما آميخته به انواع كينه‌ورزی‌‌هاى رژيم آمريكا است 🗓 ۳۱ شهریور ۱۳۶۶ #سید_شهیدان_انقلاب

این موضوع فقط درباره این جمع نیست؛ می‌شه اون رو به خیلی از جمع‌ها و موقعیت‌های دیگه هم تعمیم داد. در کانال فرقان یکی از مواردی که در داستان پیامبران تکرار میشه همینه، همراهی اکثریت با مخالفان حق. یک لبخند یا یک لایک و حتی سکوت و عدم واکنش هم می‌تونه نوعی همراهی باشه. امر به معروف و نهی از منکر خیلی مهمه، سعی کنیم برای اطرافیان‌مون این فریضه رو انجام بدیم، در جامعه هم همین‌طور؛ اگر هم به هر دلیلی نمی‌تونیم در جمعی مخالفت کنیم حداقل حامی حرف‌های باطل نباشیم.

یکی از مشکلات بعضی از افراد مذهبی این هست که نه‌‌تنها از حرف حق دفاع نمی‌کنن، بلکه گاهی حرف باطل رو هم به نحوی تصدیق می‌کنن.  بخوام مثال بزنم؛ تو مدرسه ای که من کار می‌کنم، کم دیدم همکاری که علنی مخالفت بکنه با اصول و احکام دینی؛ اما... مسئله این‌جاست که گاهی یکی که ازش انتظار هم می‌ره مثلاً قانون حجاب رو زیر سؤال می‌بره، من می‌بینم همکار محجبه و حتی گاهاً ارزشی هم به حرف‌های اون می‌خنده، تأیید می‌کنه و به نحوی همراهی می‌کنه. اکثریت مردم در خیلی‌ از جمع‌های ما خودشون به احکام دینی پایبندن، اما به حرف‌های همون اقلیت مخالف دین اعتبار میدن. اگر اون آدم ببینه اکثریت با حرفش همراه نیستن، قطعاً سکوت می‌کنه.

اگر می‌خواهید تأثیرگذار باشید، اگر می‌خواهید به عمر و خدمت و جایگاهتان ظلم نکرده باشید؛ راهی جز این‌که یک شهید زنده در این عصر باشیم نداریم.
شهید احمد کاظمی

به مناسبت آغاز سال تحصیلی، یادی کنیم از شهدای معلم و دانش‌آموز جنگ ۱۲ روزه، فتنه ۱۸ و ۱۹ دی ماه و جنگ رمضان. برای شادی روح شهدای دانش‌آموز و شهدای معلم، به‌ویژه شهدایی که در کانال ازشون یاد کردیم، یک صلوات هدیه کنیم.🤍 🌱 اگر دوست داشتید، می‌تونید روایت زندگی شهدای فرهنگی و دانش‌آموزی که در کانال معرفی کردیم رو هم بخونید: شهید فهیمه مقیمی شهید زینب نبی زاده شهید عرفان دربانی شهید ریحانه سادات ساداتی شهید فاطمه سادات ساداتی شهید آرش گل آذین شهید محمدصادق غلامی شهید زهرا سادات سیادت موسوی

یه جا می‌خوندم که نوشته بود: «دلم می‌خواست دوباره به دنیا می‌اومدم و تا جایی که می‌تونستم گناه نمی‌کردم.» جمله قشنگیه و ارزش تأمل داره. گاهی دیدیم جوون‌هایی که دنبال عاقبت‌به‌خیری هستن برای زودتر شهید شدن دعا می‌کنن؛ دعای خیلی خوبیه، ولی به نظرم خداپسندانه‌تره که از خدا بخواهیم پایان عمرمون رو ختم به شهادت قرار بده، نه اینکه شهادت رو راهی برای فرار از سختی‌های زندگی بدونیم. همین عمری که امروز در اختیارمونه، فرصت و نعمت بزرگیه برای بندگی و کار خیر. ارزش شهید هم فقط به لحظه شهادتش نیست؛ شهیدی که در طول زندگی بیشتر در راه خدا کار خیر انجام داده، از این فرصت عمر بهترین استفاده رو برده. وقتی این فرصت تموم بشه، برای یک لحظه بازگشت به دنیا حسرت می‌خوریم. اینا رو نوشتم که یادمون باشه مهم‌تر از شهادت، درست زندگی کردنه؛ پس به‌ جای این‌که برای عاقبت‌بخیری فقط به شهادت فکر کنیم، تلاش کنیم برای خدا و درست زندگی کنیم.

برای آموزش حجاب به دختران‌‌مون لازمه از سنین خردسالی اون‌ها رو با مقوله حیا و پوشش آشنا کنیم. چون اگر دختر قبل از سن تکلیف به پوشیدن لباس‌های باز و بدن‌نما به دیگران عادت کنه، بعد از رسیدن به سن تکلیف هم به حجاب رغبت نشون نمیده. پوشش دختربچه خردسال هم به معنی لباس‌های خیلی گشاد و بلند و چادر نیست. به معنای سالم پوشیدن هست، نه برهنه پوشیدن! کودک شخصیت داره... #حجاب

خوشحال می‌شیم در کانال دیگه‌مون هم همراهمون باشید. در کانال فرقان سعی می‌کنیم بیشتر با زندگی و سیره‌ی پیامبران و اهل‌بیت(ع) آشنا بشیم.