جاودانگان🕊️
رفتن به کانال در Telegram
میدانید زندهترین روزهای زندگی یک مرد آن روزهاییست که در مبارزه میگذراند. و خب دیگر چیزی برای گفتن نمانده است جز آنکه ما خسته نشدهایم و اگر باز هم جنگی پیش بیاید که پای انقلاب اسلامی در میان باشد ما حاضریم. -شهیدآوینی اینجا قراره بیشتر شهدا رو بشناسیم.
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
210
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-47 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
209
تصمیم گرفتم بعضی از کتابهایی رو که مطالعه میکنم، اینجا هم معرفی کنم.
📚 کتاب «عارف ۱۲ ساله» درباره زندگی شهید رضا پناهی هست.
این کتاب از زبان مادر شهید نوشته شده. یکی از نکات مثبتی که در این کتاب توجهم رو جلب کرد، روایتهای کوتاه و در عین حال اثرگذار از زندگی شهید بود.
نویسنده از پرداختن بیش از حد به جزئیات پرهیز کرده و تلاش کرده با روایتهایی مختصر از زمان تولد شهید تا شهادت، بخشهای مهم از زندگی ایشون رو بیان کنه.
حجتالاسلام پناهیان در یکی از سخنرانیهای خودشون از شهید رضا پناهی با عنوان «اعجوبه عرفان و معنویت دفاع مقدس» یاد کردن.
به نظر من وصیتنامه این شهید بزرگوار عمق معنویت ایشون رو در سن دوازدهسالگی نشون میده و جا داره چندین بار این وصیتنامه ارزشمند رو بخونیم.
این کتاب برای گروه نوجوان هم خیلی مناسبه؛ اگر خواهر یا برادری در سنین نوجوانی دارید، میتونید خوندن این کتاب رو بهشون توصیه کنید.
#معرفی_کتاب
209
پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند: این شش چیز را شما قبول کنید، ما هم در مقابل بهشت را برای شما قبول میکنیم؛ یعنی قول میدهیم:
هرگاه سخن گفتید، دروغ مگویید.
هرگاه وعده دادید، خُلف وعده نکنید.
هرگاه امینتان دانستند، خیانت نکنید. [امانت شامل امانت مالی، امانت موقعیت و مسئولیت، امانت سخن و خبر]
چشمانتان را از چیزهایی که خلاف محارم الهی است فرو بندید.
شهوت خودتان را نگه دارید.
و زبان و دست خودتان را نگه دارید؛ یعنی در اختیار داشته باشید.
الامالی شیخ صدوق، صفحهی ۱۵۰
209
این قسمت از زندگی شهید نشون میده که آرزوی شهادت به معنی بیاهمیت بودن زندگی و آرزوهای دنیویش نبود. اتفاقاً یک بچهی درسخون بود، مدرسه رو دوست داشت و حتی برای آیندهاش برنامه داشت؛ اما وقتی احساس کرد در یک برهه وظیفه مهمتری بر دوشش قرار گرفته تونست از خواسته شخصی خودش بگذره.
همینطور اعتماد خانواده و حتی مدیر مدرسه به نظر و تشخیص رضا، برای یک نوجوون دوازدهساله خیلی قابل تأمله. قطعاً این پختگی یکشبه به وجود نیومده و نتیجهی تربیتی بوده که باعث شده رضا از همون کودکی آگاه و مسئولیتپذیر باشه.
تربیت درست، فقط بچهی خوب و درسخون تحویل نمیده؛ آدمی میسازه که دینداره، در قبال خانواده و کشورش احساس مسئولیت میکنه و میتونه درست فکر کنه و آگاهانه تصمیم بگیره.✨
209
و چند سخن با مادرم صحبت میکنم مادر جان میدانم داغ فرزند برای مادر خیلی مشکل است؛ ولی من از شما انتظار دارم که مانند بانوی بزرگوار اسلام یعنی حضرت زینب(س) در برابر مشکلات و داغ فرزندت مقاومت نموده و سکوت را تا حد امکان مراعات کرده تا دشمنان اسلام و منافقین بدانند که در هر زمانی مادرانی شیرزن چون شما پیرو حضرت زینب(س) هستند و فرزندان خود را با افتخار هدیه به اسلام میکنند مادرم قامتت را بلند گیر و ندای الله اکبر خمینی رهبر سر ده و سخن شهیدان راه خدا را به مردم برسان که همان سخن ما پیروی از قرآن و خدا میباشد. مادرم کوه باش و چون کوه استقامت کن لحظه ای از نام و یاد خدا غافل نباش و در راه دین خدا بکوش که هر چه بکوشی باز کم است. مادرم گریه نکن بخند و خوشحال باش؛ زیرا در راه هدف مقدس گام برداشته و جان باختهام. مادر تو بوستان سبز وجود منی و من آن غنچه توام که توام پروریدهای مادرم سلام بر تو که بالاخره بر احساس مادرانهات پیروز شدی و فرزندت را روانه میدان نبرد کفار با مسلمین کردی و گفتی که تو را در راه خدا هدیه انقلاب اسلامی میکنم و من به وجود تو افتخار میکنم که مادری از سلاله حضرت زهرا(س) هستی. و یا عرض دیگر با پدر و مادرم و قوم و خویشان دارم که اگر من شهید شدم هیچ ناراحت نباشید و بر سر قبر من گریه نکنید؛ زیرا کسی نبود که به سر قبر حسین(ع) گریه کند. و سخنی نیز با برادرم دارم ای برادر عزیز و از جان عزیزترم تو و همسالان تو آینده انقلاب هستید و شما وارث خون شهیدان میباشید تا میتوانید دشمن ظالم باشید و یاور مظلوم و حرف حق را بگویید، اگرچه به ضررتان باشد و از رهبر عظیمالشان انقلاب پیروی کنید که واقعاً نایب امام زمان(عج) میباشد. خداوند شما را پیروز و موفق گرداند. و باری از امت مسلمان میخواهم که در همه کارهای خود خدا را در نظر بگیرند و هیچ گاه از امام امت و روحانیت مبارز و دولت اسلامی دست برندارند و این را باید بدانیم که اگر روزی روحانیت را کنار بگذاریم روشنفکران وابسته ما را وابسته به شرق و غرب میکنند؛ چون قشر روحانیت تا به حال ثابت کرده اند از آیتالله کاشانی، آیتالله شیخ فضلالله نوری و تا حال این را ثابت کردهاند و این انقلاب اسلامی را که برای شرق و غرب زیان زیادی به بار آورده را تا آخرین قطره خونمان حفظ میکنیم و به دنیا نشان بدهیم که اسلام این است و این راه همیشه کمکمان میکند. این در جبهه ثابت شده است که خداوند مؤمنین را یاری میکند. دیگر عرضی ندارم. والسلام و علیکم و رحمت الله و بركاته.
209
وصیت نامه مکتوب شهید رضا پناهی
بسم الله الرحمن الرحيم اینجانب با آگاهی کاملی که به شهادت دارم برای دفاع از اسلام و حیثیت انقلاب اسلامی و دفاع از مملکت اسلامی به فرمان بزرگ رهبر مسلمانان جهان و مرجع عالی قدر حضرت امام خمینی به جبهه حق عليه باطل شتافتم و امید است که خون ما نهال نوپای انقلاب اسلامی را بارور کند و شهادت ما موجب آگاهی و رشد فکری جامعه جهانی اسلام گردد. از شما ملت قهرمان میخواهم که پشتیبان روحانیت مبارز و متعهد به اسلام باشید که همیشه به قول امام عزیزمان روحانیت است که تاکنون اسلام را زنده نگه داشته است. و برادران سپاه و بسیج شما به عنوان بازوی مسلح ولایت فقیه، سربازان صدر اسلام را زنده کنید؛ پس باید به وظیفه خطیری که دارید آگاه باشید و آن صیانت از اسلام عزیز است در این راه باید شب و روز برای رضای خداوند و حراست از دین خدا تلاش کرد. همه ما مدیون این رهبری و این انقلاب هستیم و باید که این انقلاب را به اقصی نقاط دنیا صادر کرده و مقدمه ظهور حضرت مهدی (عج) را فراهم آوریم... از غیبت و تهمت و افترا دوری کنید و همه در یک صف آهنین برای خدا پیکار کنید و حالت جاذبه داشته باشید تا بتوانید افراد گمراه را به راه راست هدایت کنید. این گفته امام بزرگوارمان را که فرمودهاند وحدت کلمه داشته باشید در عمل پیاده کرده و همه به ریسمان الهی چنگ بزنید.
209
در این قسمت وصیتنامه شهید رضا پناهی رو میخونید.
شهید رضا پناهی دو وصیتنامه دارن، اولی وصیتنامه مکتوب و دومی وصیتنامه صوتی.
وصیتنامه مکتوب شهید رضا پناهی کمی طولانیه، اول میخواستم بخشی از وصیتنامه رو قرار بدم اما مطالب کاملاً به هم مربوط هستن و از طرفی دوست داشتم متن وصیتنامه رو کامل بخونید، نکته جالب اینجاست که یک دانشآموز دوازدهساله چنین ادبیات نوشتاری و همینطور نگاه عمیقی به مسائل داشتن.
209
پس از شهادت، پیکر رضا رو دقیقاً در همون مکانی دفن کردن که به اون اشاره کرده بود؛ در حالی که کسی جز مادرش از اون ماجرا اطلاعی نداشت.
209
یک هفته بعد این اتفاق رضا برای آخرین بار به جبهه اعزام شد. قبل از شهادت، بهصورت شفاهی به مادرش گفته بود دوست داره در کنار بیبیسکینه دفن بشه، اما این موضوع رو در وصیتنامه مکتوب و صوتیاش نیاورده بود.
209
وقتی برای مراسم تدفین شهید نادر شاکرینیا به بیبیسکینه کرج رفته بودن، رضا برای دیدن مراسم از درختی کنار قبر بالا رفت و در حالی که اشک میریخت، به جای خالی کنار مزار اشاره کرد و گفت: «مادرجان، جای من هم کنار این شهیده.»
209
وقتی از سنگر بیرون اومدن، متوجه شدن خمپاره به سنگر دیدهبانی اصابت کرده. بقیه خودشون رو به اونجا رسوندن و پیکر رضا رو دیدن.
رضا پناهی در ۲۷ بهمن ۱۳۶۱ به شهادت رسید.
209
در جبهههای قصرشیرین، رضا برای دیدهبانی در سنگر مستقر شد. چون جثه کوچیکی داشت، برای اینکه بتونه دشمن رو ببینه، روی جعبه مهمات ایستاده بود.
همرزمانش برای برنامهریزی شناسایی به سنگر کناری رفتن که یکدفعه صدای انفجار مهیبی بلند شد.
209
مادر از شدت ترس به لرزه افتاد. تا زمانی که رضا زنده بود این اتفاق رو برای کسی تعریف نکرد.
پیش از شهادت، دوباره هم مادر و هم پدرش خواب شهادت رضا رو دیدن و با توجه به صحنهای که مادر در دوروزگی پسرش دیده بود، میدونستن رضا بیشتر از این عمر نمیکنه.
209
دو روز بعد از تولد رضا، مادرش وقتی در خونه پدرش رضا رو بغل گرفته بود و بهش شیر میداد، یک دفعه سرش رو بلند کرد و دید تصویری روی دیوار نقش بسته؛ درگیری شدیدی بود و رضا رو دید که در همون سنی که بعدها به شهادت میرسه، در اون صحنه شهید میشه. به محض اینکه شهادتش رو دید، تصویر محو شد.
209
برای اطمینان از تواناییهای رضا، بارها در شرایط سخت قرارش میدادن؛ از نگهبانی شبانه در سنگر گرفته تا همراهی با نیروهای تخریب و انجام کارهای خدماتی خستهکننده. رضا بدون شکایت همه رو قبول میکرد و هر بار توانایی و جدیتش رو ثابت میکرد.
