V e n u S i a n🪴
رفتن به کانال در Telegram
دنباله رَو آرامش Violin🎻& ballet🩰 @VenSamBoT:حرف
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
236
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-57 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
هر شب میمیریم.
هر صبح برمیگردیم.
و روزی خواهد رسید که بازگشتی دیگر در کار نباشد...
میان این دو بازگشت زندگی ما نوشته میشود.
-شیخ طبرسی
و سوگند به عصر،
که انسانها همه در زیانند.
مگر کساني که ایمان آورده، و اعمال صالح انجام داده اند و یکدیگر را به حق سفارش کرده، و یکدیگر را به شکیبائی و استقامت توصیه نمود.
سوره: عصر
به خود بیا!
هرگز از نور عرش امیدت را قطع نکن.
«اگر نمی خواست بدهد، درخواست دعا نمی داد.»
شب بود بیابان بود زمستان بود
بوران بود سرمای فراوان بود
یارم در آغوشم هراسان بود
از سردی افسرده و بیجان بود
در فکر آن سیمینبر خوشگل
از جسم و جان خود بودم غافل
میکوشیدم بهرش از جان و دل
میبردمش با خود سوی منزل
گیسویش از باد و باران گشته آشفته
در مویش گویی مروارید غلتان سفته
طی شد راه دشوار، آخر بر من و یار
با بوسهای گرمی به او دادم
با لبهای چون قند، بر رویم زد لبخند
برد آن همه رنج و غم از یادم.
ناصر_رستگارنژاد
فریدون فرخزاد
وی سینه خود را بکـوفت و نفس خویش
را سرزنش کرده گفت:
ای دل پیش از این تو مصائب شدیدتر از این را تحمل کردهایی.🥲
جمهور
افلاطون
غمِ عالَم فراواناست و من یک غنچه دل دارم
چهسان در شیشهٔ ساعت کنم ریگِ بیابان را؟
صائب تبریزی
