fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

| زیرشیروانی |

| زیرشیروانی |

کانال بسته

ناشناس: @Isthatyoubot آیدی واتپد: isthatyou چنل: https://t.me/+7qo889UKnKE3ZmQ0

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
267
مشترکین
-224 ساعت
-37 روز
-930 روز
آرشیو پست ها
روی واتپد قرار گرفت‌. شبم تلگرافش رو میذارم اینجا

امروز پارت داریم اول می‌ره واتپد، بعد میاد اینجا

پخ

(پارت ۱۳ و ۱۴ هم که توی تلگرام اپ نشده بود، الان قرار گرفت.)

خانم ها و آقایون. عزیزان سوار بر اتوبوس به مقصد گا. متاسفانه راننده سریع تر از شماها حرکت کرده و با پای پیاده و شلواری که کشش شله، به طرف گا دوید. لطفا کمی صبر کنید تا راننده از گا برگرده، اون موقع پارت جدید رو دولوپی میندازم تو بغلتون.

«مهم تجربه اشه.» وا ریدم تو اون تجربه ای که خودم چیپسش رو بخرم، بعد ۵۹۰ پول بدم تا یکی دیگه روش گوشت بریزه.

چنگ زده بودم به در کافه تا کسی منو به زور نبره تو. نزدیک اون چیپس ۵۹۰ هزار تومنی نفرین شده.

تازه چیپسش رو باید بری خودت بخری🫪 بعد به آقایی بگی خب برام گوشت و اینا بریز اونم بزاره درت

تاپینگ چیپس ۵۹۰ هزار تومن؟؟؟

- رئیس! جلسه اتون شروع شده و شما هنوز توی تخت هستید؟! + چرا همه ی تلاشم رو نکردم؟ - اگه این سرمایه گذار رو هم از دست بدیم، دیگه کسی رو پیدا نخواهیم کرد. + چرا همه ی تلاشم رو نکردم؟ - جلسه ی هفته ی پیش رو هم از دست دادید. + چرا همه ی تلاشم رو نکردم؟ - رئیس. لطفاً از روی تخت بلند بشید. + چرا هیچوقت همه ی تلاشم رو نمی‌کنم؟

گفتم بشینم گریه کنم، دیدم وقت ندارم.

Birds of a feather, we have been fucked together.

جزیره خوابه. میتونم اینو از پرده های بسته ی خونه ها و بی تحرکی پرنده ها بفهمم. خوبی زندگی توی جزیره همینه. توی تابستون، هیچکس جدیت نمیگیره. شبیه لاک پشت های گردن دراز وارد دوره ی رکود تابستانی میشیم و توی غار خودمون می‌چپیم تا وقتی که شب بشه و صدای اواز خوندن اون پسرک لاغر دست فروش رو بشنوی. وقتی تابستونت رو توی جزیره میگذرونی، هیچوقت لازم نیست که به بقیه توضیح بدی چرا صبح ها قابل دیدن نیستی چون همه میدونن دلیلش چیه. هوا گرمه. شرجی زیاده و جزیره بدعنق شده. اینا دلایل کافی ای بودن که امروز به جای اومدن اینجا، زیر پتوم و چسبیده به کون کولر بخوابم. اما ببین کی وسط این گرما با سبیل نزده ی خانم منشی و آب سردکن خرابی که لیوان نداره، توی یک اتاق گیر کرده!

؛
؛

بوی گندی که به ساحل خصوصی و پرایوت و خفن من میداد واقعا کیری.

چقدر من وقتی در سواحل کصکلک بازی می‌کردم، این کارخونه ماهی رو نفرین کردم.

کارخونه ماهی رو زدن؟ آقا عذاب وجدان ما رو گرفت.

غذاهای خیابونی خوردن یعنی تصمیم گرفتی که اون روز رو خوشحال باشی ولی فرداش رو نه. همه چی زیاد، پنج تا سوسیس توی یک ساندویچ، پونصد لایه گوشت، حتی با بیل هم نمیتونی اون حجم پنیرپیتزا رو کنار بزنی، آقای فروشنده یا کله اش کچله ولی سه متر ریش داره و یا صورتش اصلاح شده است ولی موهاش از موهای تو هم بلند تره، هفتصد مدل سس که باید از بینش دوتا انتخاب کنی اما در نهایت کل هفتصد تا رو روی ساندویچت خالی می‌کنی و در آخر هم یک نوشابه قوطی ای که قراره همه‌اش رو بده پایین. تازه گاهی این توانایی رو بهت میدن که سس اضافه بگیری و خوشحال تر بشی. فردا صبحش اما تویی و بدنی که نمیدونه با این حجم غذای مضر باید چیکار کنه. فرداش تویی و دستشویی و زمانی که نمی‌گذره.

نقاشی با نقطه. الهام از نحوه ی نگاه فروشنده ی فرش.
+1
نقاشی با نقطه. الهام از نحوه ی نگاه فروشنده ی فرش.

کادر دفتر دبیرستان🚮 معاون🚮🚮🚮🚮