گمگشتهی حیران
رفتن به کانال در Telegram
امریبود: @Nooraa_chat_bot اندکی توصیف زندگانی با چاشنی شعر؛ شاید شرحِ زندگیِ گمگشتهای حیران ..
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
283
مشترکین
-424 ساعت
-87 روز
-7430 روز
آرشیو پست ها
از میان گذشت
چه زود عادتِ خندیدن از میانِ ما گذشت، شبیه عطرِ بارانی که از هوا گذشت.
کنارِ هم، جهان انگار سادهتر نفس میکشید، ولی زمان رسید و از کنارِ ما گذشت.
نه قهرِ آخرین، نه حرفِ تلخِ بیامان؛ فقط سکوت آمد و جایِ صدا گذشت.
هنوز گاهی میانِ ازدحامِ خاطرهها، دلم به اسمِ تو میرسد... و از خودش گذشت.
از میان گذشت بیست و چهار مرداد ماه هزار و چهارصد و پنج
سلام و نور ✨️
زادروزت خجسته 🌱
امیدوارم فصلِ جدید زندگیت پر از حال خوب باشه.
به امید روزای بهتر ..
شک ندارم که پس از مرگ ملائک گویند
از دل مقبره برخیز گه مهمان داریم ما
سراسیمه بپرسیم که ان مهمان کیست؟
و بگویند که مهمان ز خراسان داریم .
ﺑﻪ ﺣﺴﻦ ﮔﺮﻳﻪ ﻛﻨﻢ ﻳﺎ ﺑﻪ ﺣﺴﻴﻦ ﻳﺎ ﺑﻪ رﺿﺎ
ﺑﻪ ﺣﺴﻦ ﮔﺮﻳﻪ ﻛﻨﻤ؛ ﻳﺎ ﺑﻪ ﺷﻬﻴﺪ ﻛﺮﺑﻠﺎ
دﺧﺘﺮ ﺑﺪر الدجی اﻣﺸﺐ ﺳﻪ ﺟﺎ دارد ﻋﺰا
ﮔﺎﻫﻰ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ ﺣﺴﻦ ﮔﺎﻫﻰ ﺣﺴﻴﻦ ﮔﺎﻫﻰ رﺿﺎ
ﮔﺎﻫﻰ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ ﺣﺴﻴﻦ در ﺳﻔﺮ ﻛﺮﺑﺒﻠﺎ
دﻳﺪ ﭼﻮن زﻳﻨﺐ ﻣﺤﺰون ﻛﻪ زﻣﻴﻦ ﻣﻴﻠﺮزد
ﺷﻄ و درﻳﺎ ﺷﺪﻫ؛ ﺧﻮن ﻣﺎء ﻣﻌﻴﻦ ﻣﻴﻠﺮزد
دﻳﺪ زﻳﻨﺐ ﻛﻪ ﺳﻮاری ﺑﻪ ﺣﺮم ﻣﻰ آﻳﺪ
دﻳﺪه اش ﭘﺮ ﻏﻢ و ﺑﺎ ﻗﺎﻣﺖ ﺧﻢ ﻣﻰ آﻳﺪ
ﮔﻔﺘ: زﻳﻨﺐ ﺑﻪ ﻳﻘﻴﻦ اﻳﻦ ﺷﻪ و اﻳﻦ اﻛﺒﺮ اوﺳﺖ
گفت از حالت بگو؟ گفتم:
دلی ویران ؛ غمی پنهان ؛ تنی بی جان ؛
اما امیدوار به ابوفاضل و خدایش .
