من ِ روزمره
رفتن به کانال در Telegram
نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
25
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-1867 روز
-17930 روز
آرشیو پست ها
توی دلم دارن با پودر ماشین لباسشویی
پرسیل، با تکههای صابون و قدرت لکهبری بالا، رخت میشورن.
این کانسپت دالیبازی با نینیها زیادی بامزه نیست؟ یعنی چی که فقط کافیه یهو بیای جلوی چشمش و بگی «دالی!» تا از ته دل بخنده ذوق کنه و از خنده ضعف بره.
دنیا این اواخر واقعاً عجیب شده. دیگه انگار قابلشناختن نیست. همهچیز تغییر کرده. خیلی عجیبه. انگار حالوهوای دنیا به هم ریخته…
دروغ نمیگم… واقعاً دیگه با کسی حرف نمیزنم. پیام نمیدم، زنگ نمیزنم، جایی هم نمیرم. مدتهاست کسی رو ندیدم، حتی یادم نمیاد آخرین بار کی بوده. یه جایی تو این مسیر، از همه چیز و همه فاصله گرفتم و تو دنیای خودم خیلی راحت شدم. دعوا یا مشکلی هم با کسی ندارم. فقط خیلی چیزا و آدما برام عوض شدن و ازشون عبور کردم. این مدت بیشتر با خودم بودم. و راستش… تو دور موندن از همه چیز یه جور آرامش پیدا کردم…
این کانسپت دالیبازی با نینیها زیادی بامزه نیست؟ یعنی چی که فقط کافیه یهو بیای جلوی چشمش و بگی «دالی!» تا از ته دل بخنده ذوق کنه و از خنده ضعف بره.
من مشکلی با زنگ زدن آدما و تلفنی حرف زدن ندارم، من با اون تپش قلبی که صدای زنگ گوشی بهم میده مشکل دارم، اینطوری ام که دیگه صدای طرفو نمیشنوم و تمرکزم از بین میره..
