ㅤ amōrın.
رفتن به کانال در Telegram
ㅤ ㅤ • https://t.me/rdbyehy on tiktok : axorin_
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
424
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
+830 روز
آرشیو پست ها
Repost from N/a
ྀི #Winter ʼ s sprınkle 🍃
於 strawberry shortcake ֪
Repost from ㅤㅤNyctophiliàㅤㅤ
+ مینهو، چاࢪهے دیگهای نداࢪیم. چہ اینجا بمونیم و چہ حࢪکت کنیم، ممکنہ بمیࢪیم. پس بهتࢪه حداقل دنبال همین ࢪیسمون باࢪیک امیدمون بࢪیم.
"حࢪف جونگین حقیقت تلخے بود کہ نمیشد انکاࢪش کࢪد. موندن هم به اندازهے ࢪفتن خطࢪناک بود. "
Repost from ㅤsaudade : پڪ استاتیڪ
🤩این پیام رو فوروارد کنید تا بگم اگر پرترهٔ شما در یک قصر متروکه پیدا میشد، چه چیزی زیر اون نوشته شده بود.
اگر چنل ندارید، آیدیتون رو اینجا ارسال کنید.
جوین باشید. فقط برای چلنج جوین ندید.
Repost from N/a
جونگین کوچولوی شیرینم،
هیونیت خیلی دوست داره.
دلم برات تنگ شده. از آخرین باری که حرف زدیم 3 سال میگذره، تک تک این ثانیه ها مثل عذاب برای من بودن. هر لحظه، هر دقیقه، هر ساعت، فقط یاد تو بودم. فکرت از سرم نرفت که نرفت، ولی خودت رفتی. رفتی و پشت سرت رو هم نگاه نکردی، اینی. ازت عصبانی نیستم، اصلا عصبانی نیستم. میفهمم، شاید کل مدت داشتی تحملم میکردی و راحت شدی. آخرین بار که دیدمت بهم گفتی "فردا توی اون فستیوال میبینمت." ولی خب بهم دروغ گفتی. منتظر موندم. ساعت ها. آخرش هم دلم طاقت نیاورد و اومدم دنبالت. کلید خونه ات رو داشتم، خودت بهم داده بودیش. وقتی در اتاقت رو باز کردم، بدترین صحنه ی کل عمرم جلوی چشمام بود. هنوز هم به وضوح یادمه. بدنت که از طناب بلند آویزون بود. بدنت که بی رنگ شده بود. چشمات که بسته شده بودن. صورتت هنوز با اشک هات خیس بود. روباه کوچولوی من جلوی چشمم بود، اما دیگه زنده نبود. نوک انگشت هات خونی بودن. وقتی کالبد شکافی شدی گفتن که لحظات آخر پشیمون شدی و داشتی تقلا میکردی و اونقدر طناب رو چنگ زدی که انگشت هات خونی شدن. تو هنوز هم عزیزترین دوست منی، حتی با اینکه نتونستم عشقی که بهم داشتی رو قبول کنم. وقتی بهم گفتی که افسردگی حاد داشتی و پنهانش میکردی و قرص میخوردی، وقتی جلوی در خونه اعتراف کردی و من مثل احمق ها همین جمله رو گفتم "تو عزیز ترین دوست من میمونی. تا ابد." همون لحظه که دیدم چجوری جلوی من خرد شدی و گریه کردی باید میدونستم. همش تقصیر منه، روباهکم. همه اش. هیچ وقت خودم رو نمیبخشم. این یه بازی نیست که بتونم از اول شروعش کنم و تصمیمم رو عوض کنم. این زندگی واقعیه. این یه کابوسه که من به موندن توش محکومم. تا وقتی که بمیرم. تا وقتی که بیام پیشت. دلم برات تنگ شده، برای چشم های قشنگت، برای خنده هات، برای عصبی شدنات وقتی سر به سرت میذاشتم. خیلی دوستت دارم، از خودم متنفرم که این رو انکار کردم. -امضا، هوانگ هیونجین، برای تنی بی جان که زمانی عزیز ترینش بود.
Repost from serenıty pack
hanı 🪙 #NessaBarrett ✔️ .
🌟 serenıty 's poıson kıss
Repost from serenıty pack
hanı 🪙 #VilleValo ✔️ .
🌟 serenıty 's black halo
