دپارتمان خیال های نیمه جان
رفتن به کانال در Telegram
ما به شعر پناه آوردهایم، به کلماتی که گاهی از خودِ ما، ما را بهتر میشناسند. دپارتمان خیالهای نیمهجان، پناهِ کسانیست که در کتابها خانه دارند، و در شعرها نفس میکشند. از اینجا میشنومتون: t.me/HidenChat_Bot?start=113082587
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
446
مشترکین
+224 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
-1930 روز
آرشیو پست ها
بچهها یه خواهش کوچیک داشتم🤍
کسی ازتون تهران هست که بتونه یه سر بره یه کتابفروشی و یه کتاب برام بگیره؟ واقعا خیلی لطف بزرگی در حقم میکنه و ممنونش میشم🌱
t.me/HidenChat_Bot?start=113082587
خرده بر سعدی مگیر ای جان که کاری خرد نیست
سوختن در عشق وانگه ساختن بی روی تو
👤#سعدی
از گل و ماه و پری در چشم من زیباتری
گل ز من دل برد یا مه یا پری نی روی تو
👤 #سعدی 💠 شعر کامل
چون به هر وجهی بخواهد رفت جان از دست ما
خوبتر وجهی بباید جستن اولی روی تو
👤 #سعدی 💠 شعر کامل
بودجهبندی همخوانی “شرق بهشت”
بچهها، اینم بودجهبندی همخوانی شرق بهشت برای ۱۱ روز آینده. سعی کردیم حجم مطالعه هر روز متعادل باشه تا با خیال راحت پیش بریم و فرصت بحث و گفتوگو هم داشته باشیم.
روز ۱: بخش نخست تا ابتدای فصل هفتم — صفحه ۷۳
روز ۲: بخش نخست تا ابتدای فصل یازدهم — صفحه ۱۴۵
روز ۳: بخش دوم تا ابتدای فصل شانزدهم — صفحه ۲۳۲
روز ۴: بخش دوم تا ابتدای فصل بیستم — صفحه ۲۹۸
روز ۵: بخش سوم تا ابتدای فصل بیستوچهارم — صفحه ۳۸۱
روز ۶: بخش سوم تا ابتدای فصل بیستوهشتم — صفحه ۴۶۰
روز ۷: بخش چهارم تا ابتدای فصل سیوچهارم — صفحه ۵۳۶
روز ۸: بخش چهارم تا ابتدای فصل چهلم — صفحه ۶۰۷
روز ۹: بخش چهارم تا ابتدای فصل چهلوهفتم — صفحه ۶۷۵
روز ۱۰: بخش چهارم تا ابتدای فصل پنجاهودوم — صفحه ۷۴۴
روز ۱۱: بخش چهارم، از فصل پنجاهودوم تا پایان کتاب (پایان فصل پنجاهوپنجم).
از امروز شروع میکنیم، امیدوارم کنار هم از این شاهکار جان اشتاینبک حسابی لذت ببریم.
بچهها خیلی ممنون از همراهی و حضورتون🤍
بالاخره کتابهای همخوانی بعدی مشخص شدن، از فردا (امروز) سفرمون رو با شرق بهشت شروع میکنیم و بعد از اون میریم سراغ جنایت و مکافات.
بودجهبندی مطالعه هم تا ساعاتی دیگه داخل گروه قرار میگیره تا همه با هم پیش بریم.
لینک گروه هم فقط تا فردا داخل کانال میمونه که گروه بیدلیل شلوغ نشه. منتظرتونیم🌿📚
فقط لطفا اگه توی همخوانی نیستید، و واقعا میخواید بخونید شرق بهشتو، بیاید
اونجا هم رای بدید، ۲ ساعت مونده!
اونجا جنایت و مکافات یکم جلوتره😅
#معرفی_کتاب
#شرق_بهشت
شرق بهشت | جان اشتاینبک
بعضی کتابها دربارهی یک آدمان، بعضی دربارهی یک خانواده،
ولی بعضی کتابها انگار میخوان دربارهی خودِ انسان حرف بزنن.
شرق بهشت دقیقا از همون کتابهاست.
(همینجا برو رای بده به شرق بهشت)
داستان در درهی حاصلخیز سالیناس در کالیفرنیا میگذره و سرنوشت دو خانواده، ترسکها و همیلتونها، رو در طول چند نسل دنبال میکنه، خانوادههایی که زندگیشون، آگاهانه یا ناآگاهانه، بارها و بارها داستان قدیمی آدم و حوا و هابیل و قابیل رو تکرار میکنه.
در مرکز داستان، نسلهای مختلف خانوادهی ترسک قرار دارن و روابط میان آدمهایی که هرکدوم با انتخابها، خواستهها، حسادتها، عشقها و زخمهای خودشون دستوپنجه نرم میکنن.
اشتاینبک با استفاده از همین داستان آشنا، سراغ یکی از قدیمیترین پرسشهای زندگی میره:
آیا انسان محکومه اشتباهات نسلهای قبل از خودش رو تکرار کنه؟
یا میتونه خودش انتخاب کنه که چه کسی باشه؟
یکی از جذابترین چیزهای شرق بهشت اینه که شخصیتهاش رو نمیشه خیلی راحت در دستهی خوب و بد گذاشت. آدمها پیچیدهان، تغییر میکنن، اشتباه میکنن و گاهی هم خودشون رو پشت تصویری که از خودشون ساختهاند پنهان میکنن.
و شاید مهمترین چیزی که اشتاینبک در این کتاب دنبالش میره، همین انتخاب باشه، اینکه انسان تا چه اندازه میتونه سرنوشت خودش رو بسازه، حتی وقتی گذشته و خانواده و شرایط زندگی مدام روی شونههاش سنگینی میکنن.
در کنار مسئلهی خیر و شر، عشق هم جای مهمی در داستان داره، عشقی که میتونه زندگی آدمها رو تغییر بده و نبودنش میتونه عواقبی بسیار سنگین داشته باشه.
عنوان کتاب هم از همین فضای نمادین میاد، “شرق بهشت” اشارهای به سرزمین بیرون از باغ عدن داره، جایی که بعد از سقوط آدم و حوا، انسان وارد دنیایی میشه که در اون باید با انتخابها و پیامدهای خودش زندگی کنه.
اشتاینبک در شرق بهشت فقط داستان یک خانواده رو تعریف نمیکنه،
داره داستان نسلی از آدمها رو تعریف میکنه که هرکدوم باید با این سوال روبهرو بشن که:
آیا ما همون چیزی هستیم که ازمون ساخته شده، یا میتونیم خودمون انتخاب کنیم که چه کسی باشیم؟
کتاب پر از شخصیتهای ماندگار، روابط پیچیده و موقعیتهاییه که مدام آدم رو به فکر کردن دربارهی عشق، خانواده، هویت، گناه، انتخاب و معنای خوب و بد وامیداره.
اگه دنبال رمانی هستین که فقط یک داستان خانوادگی نباشه و در دل روابط و سرنوشت آدمها، دربارهی خودِ انسان حرف بزنه، شرق بهشت یکی از اون کتابهاییه که ارزش خوندن داره.
داستان آدمهایی که در شرق بهشت زندگی میکنن، جایی میان چیزی که ازشون ساخته شده و چیزی که خودشون انتخاب میکنن بشن.
#معرفی_کتاب
#جنایت_و_مکافات
جنایت و مکافات | فئودور داستایفسکی
بعضی کتابها رو که میخونی، فقط یه داستان تموم میشه،
ولی بعضی کتابها تازه بعد از تموم شدن، توی ذهنت شروع میشن.
جنایت و مکافات دقیقا از همون کتابهاست.
این شاهکار داستایفسکی که سال ۱۸۶۶ منتشر شد، داستان راسکولنیکوفه، دانشجوی جوان و فقیری در سنپترزبورگ که کمکم به این باور میرسه که بعضی آدمهای استثنایی میتونن خودشون رو فراتر از قانون و اخلاق معمول بدونن، حتی اگر برای رسیدن به چیزی که به نظرشون بزرگ و ارزشمنده، مرتکب جنایت بشن.
و خب… راسکولنیکوف تصمیم میگیره این نظریه رو امتحان کنه.
اما چیزی که فکر میکنه قراره فقط یک قتل باشه، خیلی زود تبدیل میشه به جنگی تمامعیار با خودش.
اینجاست که داستایفسکی واقعا شاهکار رو خلق میکنه.
مجازات راسکولنیکوف فقط چیزی نیست که قانون براش تعیین میکنه**، مجازات اصلی از درون خودش شروع میشه.** ترس، عذاب وجدان، اضطراب، شک، تب و هذیان و مهمتر از همه، ناتوانی از فرار کردن از چیزی که درون خودش اتفاق افتاده.
در طرف دیگهی داستان، پورفیری پتروویچ، بازپرس پرونده، قرار داره، کسی که بیشتر از اینکه دنبال مدرک بگرده، انگار داره ذهن راسکولنیکوف رو میخونه. رابطهی این دوتا یکی از جذابترین بخشهای کتابه، یه جور بازی روانی عجیب که هرچی جلوتر میره، بیشتر آدم رو درگیر میکنه.
و بعد سونیا وارد زندگی راسکولنیکوف میشه، دختری که خودش رنج زیادی کشیده، اما هنوز چیزی از امید، محبت و ایمان رو در خودش نگه داشته. حضور سونیا کمکم داستان رو از صرفا جنایت و مجازات به سمت مفاهیم عمیقتری مثل رنج، بخشش، ایمان و رستگاری میبره.
چیزی که توی کتاب جذابه اینه که داستایفسکی اصلا نمیخواد فقط بگه قتل بده و قانون مجازاتش میکنه.
سوال خیلی عمیقتره:
اگر آدم بتونه از قانون فرار کنه، میتونه از وجدان خودش هم فرار کنه؟
جنایت و مکافات در ظاهر داستان یک جنایت و عواقبشه، ولی در اصل بیشتر از هرچیزی دربارهی انسان و ذهن آشفتهی انسانه، دربارهی اینکه وقتی آدم شروع میکنه برای کارهای خودش دلیل تراشیدن، تا کجا میتونه پیش بره و در نهایت چقدر میتونه از خودش فرار کنه.
کتاب فضای سنگین، تاریک و خفهکنندهای داره و بعضی جاها واقعا حس میکنی داری وارد ذهن آشفتهی راسکولنیکوف میشی. ولی در دل همین تاریکی، رگههایی از امید و رستگاری هم وجود داره.
اگه دنبال کتابی هستین که صرفا بخونین و تمومش کنین، شاید انتخاب راحتی نباشه،
ولی اگه دنبال کتابی هستین که بعد از بستن آخرین صفحهش هنوز ذهنتون درگیرش باشه، جنایت و مکافات یکی از بهترین انتخابهاست.
این کتاب دربارهی جنایته، اما در نهایت بیشتر از هرچیز دربارهی مکافاتِ درون آدمه.
اعتبار رای گیری ۲۴ ساعته،
گروه همخوانی هم:
https://t.me/+vptOU9CsPf03ZTFk
