Sheikh drug
رفتن به کانال در Telegram
برشهایی کوتاه(قول نمیدم) از مطالبی که به اون علاقهمندم من مغزمو اینجا بلاگری میکنم سادهترین مسائل با پیچیدهترین بیان ممکن نمایندگی اسلام آمریکایی برای همیشه در جستوجوی دانش شیخ (صلیالله) ناشناخته: http://t.me/HidenChat_Bot?start=905379092
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
447
مشترکین
+124 ساعت
+117 روز
+2330 روز
آرشیو پست ها
447
ارادت داریم خدمتتون ولی اینکه اسفار نخوندید و اینقد مطمئن حرف میزنید کمی اذیتم میکنه.
447
در کتاب «الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة» (اسفار)، صدرالمتألهین شیرازی در جلد ششم، در ضمن فصلی با عنوان «فصل (۱۵): فی أن الواجب تعالى قدیم بذاته و کل ما سواه فهو حادث بذاته قدیم بغیره» به تفصیل به بحث «قدیم لذاته» و «قدیم لغیره» میپردازد.
در اینجا متن اصلی عربی این فراز مهم را همراه با ترجمه و توضیح مختصر فارسی میآورم:
---
متن عربی از «اسفار» (جلد ۶، فصل ۱۵)
«اعلم أنَّ القِدَمَ بالذاتِ هو الوجودُ الذی لا یکونُ مُستَنِداً إلى غیرِه و لا مُفتَقِراً إلى شیءٍ أصلاً، و هو الواجبُ الوجودِ بذاتِه، جلَّ ذکرُه.
و القِدَمُ بالغیرِ هو الوجودُ الذی یکونُ مُستَنِداً إلى غیرِه و لکنَّ ذلک الغیرَ قدیمٌ بالذات، فیکونُ هذا قدیماً بقِدَمِ غیرِه، و هو الممکنُ الموجودُ بإیجادِ الواجبِ تعالى إیّاه.
فالعالمُ بجمیعِ أجزائِه و أطوارِه حادثٌ بالذات، قدیمٌ بالغیرِ أی بقدمِ البارئِ تعالى، فلا قِدَمَ بالذاتِ إلاّ لله الواحدِ القهّار.»
(اسفار، ج۶، فصل ۱۵، با اندکی تلخیص)
---
ترجمه و توضیح فارسی
صدرالمتألهین در این بخش تصریح میکند:
· قدیم بالذات (قدیم لذاته) :
وجودی است که به هیچ وجه متکی به غیر خود نیست و هیچ نیازی به چیزی خارج از ذاتش ندارد. این همان واجبالوجود بذاته (خداوند) است.
تنها مصداق «قدیم ذاتی» خداست؛ زیرا فقط اوست که وجودش از خودش است و سابقهٔ عدم و نیاز به غیر در او راه ندارد.
· قدیم بالغیر (قدیم لغیره) :
وجودی است که ذاتاً به غیر خود متکی است، اما چون آن غیر (خدا) قدیم بالذات است، این وجود نیز به واسطهٔ قدم آن غیر، اتصاف به قدم پیدا میکند.
این همان ممکنات هستند که خداوند آنها را ایجاد کرده است.
بنابراین، جهان (عالم) با همهٔ اجزایش ذاتاً حادث است (زیرا وجودش را از خود ندارد)، اما به واسطهٔ خدا قدیم است؛ یعنی همواره و از ازل همراه با خدای قدیم بوده است (بر اساس نظریهٔ «حدوث ذاتی» و «قدم زمانی عالم» در عین حدوث آن).
447
دقیقا چون نمیشه گف زمانی نبوده که زمان وجود نداشته باشه و بعد بوجود بیاد میشه قدیم. همون ملائک هم مجرد هستن و مادی نیستن و قدیم هستن. منتها همون قدیم لغیره و لذاته محل تفاوته.
447
ینی چی زمان حادثه؟ ینی زمانی بوده که زمان نبوده؟ طبق تعریف همونهایی که نام بردید زمان قدیمه منتها قدیم لغیره نه لذاته. تنها قدیم خدا نیست. تنها قدیم لذاته خداس. غیر از زمان قدمای دیگه مثل اصل آفرینش، روح یا ملائکه هم داریم.
447
اون جوش بخاطر رژگونه نیس. ینی هس ولی مال اینه که منافذ پوستت هنوز بازه. قبل میکاپ با یه آبرسان کلاژندار اگه زیرسازی کنی جوشم نمیزنی.
447
تو اون چارتا کتابی که خوندید ننوشته بود آفرینش معلول خداست و یه قانون عقلی هست که علت از معلول جدا نمیشه؟
