داروسازِ قصه گو✍️💊
رفتن به کانال در Telegram
یادداشت های روزمرهی یک داروسازِ قصهگو که معتقده بعضی دردا، فقط و فقط با "کلمه" درمان میشن. از روپوشِ سفید تا دنیایِ سیاهِ کلمات... 🎭 از آزمایشگاه شیمی تا ادبیات🧪 اینجا هیچی نسخه نمیخواد (: @amirhoseinyami @amirhoseinyamibot
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
289
مشترکین
+224 ساعت
+67 روز
+1730 روز
آرشیو پست ها
تو یه کوپه شش تخته نشستم با یک مادر نسبتا مسن و دو تا پسر دوقلو با موی بلوند که سر و صدا می کنند و پفک می خورن
یک پیرمرد با عینک و بند عینک چرمی که داره با صدای بلند اکسپلور می گرده و یک سرباز نظام وظیفه که مدام استرس داره و پاهاشو تکون میده
هر لحظه منتظرم تیتراژ بره بالا فیلم فرهادی شروع بشه از بس این فضا بوی درام اجتماعی ایرانی میده
#بیزاکودیل
یامی: حامد مگ نمیخوای بخوابی چرا انرژی زا میخوری؟
حامد: میخوام با انرژی بخوابم خب(((:
#بین_مریض
چرا دیگه نمیخندی!؟
شاید پر تکرارترین سوالی که سالهاست باهاش مواجهام.
خندیدن همیشه فراتر از حرکت لبها و صورت و صدای خنده است.
خنده باید از قلب به چشم برسد، خنده باید ریشه بدواند در سلول سلول بدنت.
اما من سالهاست سلولهایم را از دست دادهام.
تنها سلولی که دارم، کالبد خالی امیرحسین است که سلول انفرادی خودم شده است.
حتی نمیدانم چه چیزی را در زندان گرفته...
از من که چیزی نمانده…
خلاصه از یک کالبد خالی نمیشه انتظار خندههای تکاندهنده داشت.
زندگیای که سالهاست تکان خورده، نمیتواند خندهی تکاندهندهای داشته باشه...
#بیزاکودیل
همه خفتند به غير از من و پروانه و شمع
قصه ما دو سه ديوانه دراز است هنوز
#نسخه_تک_قلم
یامک هم اکنون در مشهد رویت شد👀✨
خیلی وقته از یامک محتوا نذاشتم براتون
دلم براش تنگ شده خیلی وقته ندیدمش 🥲❤️
ای که فرسودی به ذلت طاقت و بنیاد
ماخون ما در شیشه کردی فارغ از فریاد ما
قصه تکرار حکم آسیاب است این جهان
می رسد روزی تو را هم نوبت بیداد ما
#نسخه_تک_قلم
