(:
رفتن به کانال در Telegram
جایی برای خود واقعیم. http://t.me/HidenChat_Bot?start=5946906051
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
219
مشترکین
-124 ساعت
-37 روز
-2030 روز
آرشیو پست ها
219
فرصتها رو از دست نمیدی چون تواناییشون رو نداری؛ از دستشون میدی چون قبل از هر قدم، صد بار تهش رو تصور میکنی. مدام از خودت میپرسی: «اگه نشد چی؟ اگه شکست بخورم چی؟ اگه همه ناامید بشن چی؟» و انقدر خودت رو با احتمالات بد مشغول میکنی که اصلاً فرصتی برای دیدن احتمالات خوب باقی نمیمونه.
قبل از اینکه دنیا بهت بگه «نه»، خودت هزار بار به خودت «نه» گفتی. قبل از اینکه کسی قضاوتت کنه، خودت سختترین قاضی خودت شدی. انقدر نگران خراب شدن همهچیز بودی که یادت رفت خیلی از قشنگترین اتفاقهای زندگی، فقط وقتی به وجود میان که جرئت کنی با وجود ترس، یه قدم برداری.
219
و شروع هیفده سالگی... 🤍
سالی که گذشت، حقیقتاً اونقدرا (اصلأ) هم سال آرومی نبود.اتفاقهایی رو دیدم و تجربه کردم که حتی یه درصد هم فکر نمیکردم تو این سن درکشون کنم.
همیشه توی هر سال، هم اتفاقهای خوب هست هم بد. اما وقتی اسم یه سال میاد، اولین حسی که ازش یادت میاد، انگار خلاصهی همون ساله. برای من، امسال شاید اون سالی نبود که همیشه دلم میخواست، ولی قطعاً سالی بود که خیلی چیزا بهم یاد داد.
با این حال، خوشحالم که امسال کنار آدمهایی بودم که واقعاً دوستشون دارم. خوشحالم که چند تا عادت قشنگ وارد زندگیم شد، لحظههایی رو تجربه کردم که دلم میخواد همیشه یادم بمونن، بیشتر از قبل خودم رو شناختم و تصمیمهای بهتری گرفتم.
دیگه دلم نمیخواد برای گذشته «کاش»های زیادی داشته باشم؛ چون هر چیزی، هرچقدر هم سخت، یه تیکه از آدمی که الان هستم رو ساخته.
و حالا، بین همهی آرزوهایی که برای هیفده سالگیم دارم، فقط یه آرزو از همه پررنگتره...
دلم میخواد واقعا حالم خوب باشه.
نه اینکه همهچیز همیشه آسون پیش بره؛ نه. فقط دلم میخواد هر اتفاقی هم که میافته، ته دلم هنوز آرامش باشه، هنوز امید باشه، هنوز خودم رو گم نکنم.
و آرزو میکنم امسال، سهممون از زندگی، همون چیزایی باشه که همیشه حقمون بوده؛ آرامش، آزادی، آدمهای واقعی، خندههای از ته دل و روزهایی که وقتی تموم میشن، دلت بخواد دوباره زندگیشون کنی.
امیدوارم امسال بیشتر زندگی کنم، تا فقط از کنارش رد بشم.
17🎂
219
یلدااا((:
مرسیی واقعاا
منم خیلی خیلی خوشحالم که دارمتت
و خیلی خوشحالم که تونستم همیشه کنارت باشم
و واقعا بهترینیی😭🥹❤️❤️
219
تولد کلییی مبارک بچه🎀✨
خودت میدونی چقدر برام مهمی ولی بازم میگم بهت🥲
تو بچه گوگولی مگولیی خودمیی
برام اون آدمی ای که همیشه به حرفام گوش داد،همیشه ارومم کرد،همیشه هوامو داشت
من بزرگترم با این حال همیشه تو مواظبم بودی و هوامو داشتی
تو برام مثل دفتر خاطراتمی،همه چیز زندگیمو میدونی و از همه چیز خبر داری
خیلیی خوشحالم که دارمت بچه
دوست دارم کنار بزرگ شدنت رسیدن به ارزوهاتو خوب زندگی کردنتم ببینم کوچولو🎀
219
یه جایی از زندگی میفهمی قرار نیست همهی سؤالهات جواب داشته باشن. بعضی مسیرها فقط باید قدم زده بشن، بعضی آدمها فقط باید دیده بشن و بعضی روزها فقط باید بگذرن. از همون روز، زندگی کمتر شبیه مسابقه میشه و بیشتر شبیه سفری که هر از گاهی، بیهیچ دلیلی، دلت میخواد فقط اطرافت رو نگاه کنی.شاید هنر زندگی کردن اینه که قبل از تموم شدنش، متوجه همین لحظههای کوچیک بشی.
219
قبلاً فکر میکردم امید یعنی مطمئن باشم آخر همهچیز درست میشه.
اما الان فهمیدم امید خیلی آرومتر از این حرفاست.
امید برای من، وقت گذروندن با آدمهاییه که کنار خندیدنشون، انگار دنیا یکم قابل تحملتر میشه.
امید، دیدن ذوق یه بچست که هنوز دنیا رو همونطوری میبینه که باید دیده بشه.
امید، آسمونیه که با اینکه هر روز بالای سرم بوده، باز هر بار چند ثانیه نگاهم رو از همهچیز میدزده.
امید، بارونه.همون لحظهای که ناخودآگاه پنجره رو باز میکنم و با دیدنش انگار دلم مطمئنه یه چیزی قراره بهتر بشه.
امید، نوشتنه. اینکه یه گوشه بشینم، کلمهها رو کنار هم بچینم.
امید، موزیکیه که صد بار شنیدمش یا سریالی که عاشقشم.
و شاید عجیبترین شکل امید برام، خیالپردازیه.
همون لحظههایی که ذهنم، بیاجازهی دنیا، آیندهای رو میسازه که هنوز نرسیده.
فکر میکنم امید، یه اتفاق بزرگ نیست.
یه مشت دلیل کوچیکه برای اینکه با وجود همهچیز، هنوز دلم بخواد فردا رو هم ببینم.
