fa
Feedback
Οὐρανία

Οὐρανία

رفتن به کانال در Telegram

"𝔸ℝ𝕋 𝕚𝕤 𝕥𝕙𝕖 𝕤𝕦𝕡𝕣𝕖𝕞𝕖 𝕤𝕖𝕟𝕤𝕦𝕒𝕝 𝕡𝕝𝕖𝕒𝕤𝕦𝕣𝕖." 𝔻𝕠𝕟 ℂ𝕠𝕝𝕒𝕔𝕙𝕠 𝔸𝔻𝕄𝕀ℕ: @OURANIA7S

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
212
مشترکین
+124 ساعت
+47 روز
+830 روز
آرشیو پست ها
+3
برای درک عمق عظمت سمفونی هفتم شوستاکوویچ، باید بدانیم که این اثر فراتر از یک قطعه موسیقی، یک «بیانیه‌ی سیاسی-روانی» بود. این سمفونی که در اوج تاریک‌ترین روزهای محاصره لنینگراد ساخته شد، ویژگی‌های ساختاری و احساسی بسیار خاصی دارد که آن را از سایر آثار او متمایز می‌کند. «مرگ و تولد دوباره»؛ این سمفونی معمولاً به عنوان نمادی از مقاومت در برابر نازیسم شناخته می‌شود، اما تحلیل‌های عمیق‌تر نشان می‌دهند که شوستاکوویچ، در حال روایتِ داستانِ خودِ «شهر» و «روح انسان» است. موسیقی به مثابه سلاح: وقتی این سمفونی در رادیو پخش می‌شد، صدای آن در سراسر شهر و حتی در خط مقدم جبهه شنیده می‌شد. این موسیقی برای مردم لنینگراد پیامی بود که: «ما هنوز زنده‌ایم، ما هنوز هستیم.» تضاد میان نظم و آشوب: در بخشی از سمفونی، موسیقی از حالت بسیار منظم و نظامی به حالت آشوبناک تغییر می‌کند که نشان‌دهنده ورود ناگهانی ویرانی به زندگی آرام است. Οὐρανία

دیمیتری شوستاکوویچ در حال اجرای بخشی از سمفونی هفتم خود. " این اثر را به مبارزه ما با فاشیسم، به پیروزی قریب‌الوقوع ما بر دشمن، و به شهر زادگاهم، لنینگراد، تقدیم می‌کنم." دیمیتری دیمیتریویچ شوستاکوویچ

چگونه اجرای سمفونی در لنینگرادِ محاصره‌ شده ممکن شد؟ در دسامبر ۱۹۴۱، دیمیتری شوستاکوویچ کار بر روی سمفونی هفتم خود را به پایان رساند؛ اثری که آخماتووا بعدها آن را «لنینگراد» نامید. فرماندهی جبهه لنینگراد تصمیم گرفت این اثر را در همان شهرِ در محاصره به اجرا درآورد. کنسرت در ۹ اوت ۱۹۴۲ برگزار شد. شوستاکوویچ درباره ساخت این سمفونی گفته بود: «هرگز در زندگی‌ام به این سرعت آهنگسازی نکرده بودم.» اجرای این قطعه در شهر محاصره‌ شده بر عهده ارکستر رادیو لنینگراد به رهبری «کارل الیاسبرگ» بود. این ارکستر از همان نخستین روزهای محاصره کنسرت‌های خود را متوقف نکرد، اما از اواسط دسامبر، اجرای آن‌ها به ناچار متوقف شد؛ چرا که تنها حدود ۱۵ نفر از اعضای ارکستر زنده مانده بودند. الیاسبرگ که خود به دلیل سوءتغذیه شدید در بیمارستان بستری بود، مأموریتی دولتی دریافت کرد تا ارکستر را دوباره تشکیل دهد و سمفونی هفتم شوستاکوویچ را اجرا کند. نت‌های سمفونی در بهار ۱۹۴۲ با هواپیمای نظامی به لنینگراد رسید؛ چهار دفترچه نت و نامه‌ای از شوستاکوویچ به دست رهبر ارکستر رسید. الیاسبرگ باید حداقل ۸۰ نوازنده گرد هم می‌آورد، اما بسیاری از آن‌ها در جبهه‌های جنگ بودند و فراخواندن آن‌ها از خط مقدم برای نواختن سمفونی، غیرممکن به نظر می‌رسید. در این هنگام، «لئونید گووروف»، مجوز مربوطه را صادر کرد. بر اساس این سند، الیاسبرگ اکنون حق داشت هر نوازنده‌ای را از جبهه فرابخواند. هر سرباز یا ملوانِ ناوگان بالتیک، بدون درنگ از خط مقدم برای همکاری با او اعزام می‌شد. با این دستور، اولین تمرین ارکستر رادیو لنینگراد پس از وقفه‌ی زمستانی، در ۳۰ مارس برگزار شد. جست‌وجو برای یافتن نوازندگان تا لحظه آخر ادامه داشت. نام نوازنده کلارینت، «ویکتور کوزلوف» که در حقیقت در آن کنسرتِ تاریخی نواخت، در هیچ لیست رسمی دیده نمی‌شود؛ چرا که نوازنده‌ی اصلیِ لیست، تنها چند ساعت پیش از کنسرت درگذشت و در آخرین لحظات، کوزلوف جایگزین او شد. لئونید گووروف نه تنها در بازگرداندن نوازندگان از جبهه و تأمین جیره‌های غذایی اضافی به الیاسبرگ کمک کرد، بلکه یک عملیات نظامی طراحی کرد تا اطمینان حاصل شود که هیچ گلوله دشمنی در حین کنسرت در نزدیکی تالار فیلارمونیک منفجر نشود. آماده‌سازی برای عملیات «شکوال» (طوفان) آغاز شد. این عملیات به گونه‌ای طراحی شده بود که واحدهای توپخانه با شناسایی اهداف دشمن و خروج از شهر، آتش سنگینی را بر روی مواضع دشمن بگشایند و توجه آن‌ها را کاملاً به خود جلب کنند. علاوه بر ۸۰ دقیقه زمان اجرای سمفونی، زمان رفت و آمد مردم به تالار نیز در نظر گرفته شد؛ بنابراین توپخانه‌های شوروی باید حدود دو ساعت و نیم حواس دشمن را پرت نگه می‌داشتند. مارشال گووروف محاسبه کرد که برای این کار باید معادل سهمیه مهمات یک ماه مصرف شود. در روز اجرای کنسرت، او شخصاً همراه با تماشاگران در سالن حضور داشت که این خود تضمینی برای امنیت تک‌تک حاضران در تالار بزرگ فیلارمونیک بود. الیاسبرگ، نوازندگان ارکستر و تماشاگران از این عملیات بی‌خبر بودند. در طول اجرا حتی یک گلوله نیز کنسرت را مختل نکرد. تالار مملو از جمعیت بود. با وجود تابستان، هوا در سالنی که در طول زمستانِ محاصره گرم نشده بود، سرد بود. وضعیت ظاهری بسیاری از افراد، حتی نوازندگان، چندان مرتب و آراسته نبود؛ با این حال، فضا سرشار از وقار و شکوه بود. به لطف عملیات «شکوال»، دستور لغو خاموشی صادر شده بود و چلچراغ‌های عظیم و باشکوه تالار فیلارمونیک درخشش خود را بازیافته بودند. سمفونی هفتم شوستاکوویچ به صدای میلیون‌ها انسان تبدیل شد. سربازان آلمانی نیز این کنسرت را از رادیو شنیدند و دچار شوک شدند، زیرا تصور می‌کردند شهر نابود شده است. یکی از آن‌ها بعدها گفت: «این یک شوک عمیق بود، زمانی که متوجه شدم که ما هرگز لنینگراد را فتح نخواهیم کرد.» https://t.me/Ourania7

photo content

𝐃𝐦𝐢𝐭𝐫𝐢 𝐒𝐡𝐨𝐬𝐭𝐚𝐤𝐨𝐯𝐢𝐜𝐡, 𝟏𝟗𝟓𝟕. 𝐏𝐡𝐨𝐭𝐨𝐠𝐫𝐚𝐩𝐡𝐞𝐫 | 𝐍𝐢𝐤𝐨𝐥𝐚𝐢 𝐓𝐢𝐤𝐡𝐨𝐦𝐢𝐫𝐨𝐯.
+2
𝐃𝐦𝐢𝐭𝐫𝐢 𝐒𝐡𝐨𝐬𝐭𝐚𝐤𝐨𝐯𝐢𝐜𝐡, 𝟏𝟗𝟓𝟕. 𝐏𝐡𝐨𝐭𝐨𝐠𝐫𝐚𝐩𝐡𝐞𝐫 | 𝐍𝐢𝐤𝐨𝐥𝐚𝐢 𝐓𝐢𝐤𝐡𝐨𝐦𝐢𝐫𝐨𝐯.

𝐃𝐦𝐢𝐭𝐫𝐢 𝐒𝐡𝐨𝐬𝐭𝐚𝐤𝐨𝐯𝐢𝐜𝐡 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐩𝐢𝐠𝐬. 𝐃𝐮𝐫𝐢𝐧𝐠 𝐚 𝐰𝐚𝐥𝐤 𝐰𝐢𝐭𝐡 𝐡𝐢𝐬 𝐝𝐚𝐮𝐠𝐡𝐭𝐞𝐫 𝐆𝐚�
+1
𝐃𝐦𝐢𝐭𝐫𝐢 𝐒𝐡𝐨𝐬𝐭𝐚𝐤𝐨𝐯𝐢𝐜𝐡 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐩𝐢𝐠𝐬. 𝐃𝐮𝐫𝐢𝐧𝐠 𝐚 𝐰𝐚𝐥𝐤 𝐰𝐢𝐭𝐡 𝐡𝐢𝐬 𝐝𝐚𝐮𝐠𝐡𝐭𝐞𝐫 𝐆𝐚𝐥𝐲𝐚 𝐭𝐡𝐫𝐨𝐮𝐠𝐡 𝐚 𝐬𝐭𝐚𝐭𝐞 𝐟𝐚𝐫𝐦 𝐢𝐧 𝐈𝐯𝐚𝐧𝐨𝐯𝐨, 𝟏𝟗𝟒𝟑 دمیتری شوستاکوویچ و خوک‌ها. هنگام قدم زدن با دخترش گالیا در یک مزرعه دولتی در ایوانوو، سال ۱۹۴۳

𝟏. 𝐃𝐦𝐢𝐭𝐫𝐢 𝐒𝐡𝐨𝐬𝐭𝐚𝐤𝐨𝐯𝐢𝐜𝐡, 𝟏𝟗𝟑𝟎. 𝟐. 𝐃𝐦𝐢𝐭𝐫𝐲 𝐃𝐦𝐢𝐭𝐫𝐢𝐲𝐞𝐯𝐢𝐜𝐡 𝐒𝐡𝐨𝐬𝐭𝐚𝐤𝐨𝐯𝐢𝐜𝐡 𝐢𝐧
+1
𝟏. 𝐃𝐦𝐢𝐭𝐫𝐢 𝐒𝐡𝐨𝐬𝐭𝐚𝐤𝐨𝐯𝐢𝐜𝐡, 𝟏𝟗𝟑𝟎. 𝟐. 𝐃𝐦𝐢𝐭𝐫𝐲 𝐃𝐦𝐢𝐭𝐫𝐢𝐲𝐞𝐯𝐢𝐜𝐡 𝐒𝐡𝐨𝐬𝐭𝐚𝐤𝐨𝐯𝐢𝐜𝐡 𝐢𝐧 𝐡𝐢𝐬 𝐚𝐩𝐚𝐫𝐭𝐦𝐞𝐧𝐭 𝐚𝐭 𝐌𝐨𝐳𝐡𝐚𝐲𝐬𝐤𝐨𝐲𝐞 𝐇𝐢𝐠𝐡𝐰𝐚𝐲, 𝟑𝟕/𝟒𝟓 (𝐜𝐮𝐫𝐫𝐞𝐧𝐭𝐥𝐲 𝐊𝐮𝐭𝐮𝐳𝐨𝐯𝐬𝐤𝐲 𝐏𝐫𝐨𝐬𝐩𝐞𝐤𝐭), 𝟏𝟗𝟓𝟕. 𝐎𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐰𝐚𝐥𝐥 𝐢𝐬 𝐏𝐲𝐨𝐭𝐫 𝐕𝐥𝐚𝐝𝐢𝐦𝐢𝐫𝐨𝐯𝐢𝐜𝐡 𝐖𝐢𝐥𝐥𝐢𝐚𝐦𝐬 𝐩𝐚𝐢𝐧𝐭𝐢𝐧𝐠 "𝐁𝐚𝐭𝐡𝐞𝐫𝐬". «دیمیتری دیمیتریویچ شوستاکوویچ در آپارتمانش واقع در بزرگراه موژایسکویه، پلاک ۳۷/۴۵ ( که امروزه کوتوزوفسکی پروسپکت نامیده می‌شود) سال ۱۹۵۷. بر روی دیوار، تابلوی نقاشی «حمام کنندگان» (یا شناگران) اثر پیتر ویلیامز دیده می‌شود.»

«دمیتری شوستاکوویچ و ولادیمیر مایاکوفسکی، شاعر و درام نویس فوتوریست انقلابیِ روسی، که تئاتر وی به تئاتر انقلاب شهرت داشت، همر
«دمیتری شوستاکوویچ و ولادیمیر مایاکوفسکی، شاعر و درام نویس فوتوریست انقلابیِ روسی، که تئاتر وی به تئاتر انقلاب شهرت داشت، همراه وسولد امیلویچ مایرهولد از کارگردانان بزرگ تئاتر، بازیگر و تهیه‌کننده تئاتر روس و اتحاد جماهیر شوروی و الکساندر رودچنکو هنرمند پیشرو، تندیس گر، نقاش، عکاس و طراح گرافیک اهل روسیه در حال تمرین نمایش موزیکال (Klop) بر اساس نمایشنامه مایاکوفسکی، سال ۱۹۲۹» نمایشنامه‌ای طنزآمیز اثر ولادیمیر مایاکوفسکی که در پاییز سال ۱۹۲۸ به نگارش درآمد.

𝐃𝐦𝐢𝐭𝐫𝐢 𝐃𝐦𝐢𝐭𝐫𝐢𝐲𝐞𝐯𝐢𝐜𝐡 𝐒𝐡𝐨𝐬𝐭𝐚𝐤𝐨𝐯𝐢𝐜𝐡 (𝟐𝟓 𝐒𝐞𝐩𝐭𝐞𝐦𝐛𝐞𝐫 [ 𝟏𝟐 𝐒𝐞𝐩𝐭𝐞𝐦𝐛𝐞𝐫] 𝟏𝟗𝟎𝟔 –
𝐃𝐦𝐢𝐭𝐫𝐢 𝐃𝐦𝐢𝐭𝐫𝐢𝐲𝐞𝐯𝐢𝐜𝐡 𝐒𝐡𝐨𝐬𝐭𝐚𝐤𝐨𝐯𝐢𝐜𝐡 (𝟐𝟓 𝐒𝐞𝐩𝐭𝐞𝐦𝐛𝐞𝐫 [ 𝟏𝟐 𝐒𝐞𝐩𝐭𝐞𝐦𝐛𝐞𝐫] 𝟏𝟗𝟎𝟔 – 𝟗 𝐀𝐮𝐠𝐮𝐬𝐭 𝟏𝟗𝟕𝟓) 𝐰𝐚𝐬 𝐚 𝐒𝐨𝐯𝐢𝐞𝐭-𝐞𝐫𝐚 𝐑𝐮𝐬𝐬𝐢𝐚𝐧 𝐜𝐨𝐦𝐩𝐨𝐬𝐞𝐫 𝐚𝐧𝐝 𝐩𝐢𝐚𝐧𝐢𝐬𝐭 𝐰𝐡𝐨 𝐛𝐞𝐜𝐚𝐦𝐞 𝐢𝐧𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐭𝐢𝐨𝐧𝐚𝐥𝐥𝐲 𝐤𝐧𝐨𝐰𝐧 𝐚𝐟𝐭𝐞𝐫 𝐭𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐞𝐦𝐢𝐞𝐫𝐞 𝐨𝐟 𝐡𝐢𝐬 𝐅𝐢𝐫𝐬𝐭 𝐒𝐲𝐦𝐩𝐡𝐨𝐧𝐲 𝐢𝐧 𝟏𝟗𝟐𝟔 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞𝐫𝐞𝐚𝐟𝐭𝐞𝐫 𝐰𝐚𝐬 𝐫𝐞𝐠𝐚𝐫𝐝𝐞𝐝 𝐚𝐬 𝐚 𝐦𝐚𝐣𝐨𝐫 𝐜𝐨𝐦𝐩𝐨𝐬𝐞𝐫. دمیتری دمیتری‌یویچ شوستاکوویچ (زادهٔ ۲۵ سپتامبر ۱۹۰۶ – درگذشتهٔ ۹ اوت ۱۹۷۵) آهنگساز روس دورهٔ شوروی بود. او، چه در زمان حیات خود و چه بعد از آن، به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین آهنگسازان سده بیستم شناخته می‌شد. شوستاکُویچ در بیشتر طول زندگی خود رابطهٔ پرفراز و نشیبی با حزب کمونیست اتحاد شوروی و دستگاه‌های دولتی شوروی داشت. او از معدود هنرمندان شوروی است که شخص استالین بر آثارش نقد نوشت. موسیقی او به‌طور رسمی دو بار در سال ۱۹۳۶ و ۱۹۴۸ و به‌صورت دوره‌ای ممنوع اعلام شد. از وی به‌عنوان یکی از نوابغ هنر شوروی یاد می‌شود.

sticker.webp0.24 KB

📖 رمان، روایتی تأمل‌برانگیز از زندگی دیمیتری شوستاکوویچ، آهنگساز برجسته روس، در سایه حکومت استالینی است؛ جولیان بارنز با زبا
+1
📖 رمان، روایتی تأمل‌برانگیز از زندگی دیمیتری شوستاکوویچ، آهنگساز برجسته روس، در سایه حکومت استالینی است؛ جولیان بارنز با زبانی شاعرانه و روان، زندگی هنرمندی را به تصویر می‌کشد که میان وفاداری به هنر و اجبار به اطاعت از قدرت سیاسی گرفتار شده است. شوستاکوویچ در هر لحظه بیم آن دارد که به جرم استقلال فکری یا سوءبرداشت از آثارش، به زندان یا مرگ محکوم شود. او بارها ناچار می‌شود میان سکوت، سازش و حفظ وجدان هنری خود یکی را برگزیند. بارنز بیش از آنکه به شرح رویدادهای تاریخی بپردازد، به آشفتگی‌های درونی یک هنرمند می‌پردازد؛ انسانی که می‌کوشد در میانه هیاهوی تبلیغات، تهدید و استبداد، صدای راستین موسیقی را زنده نگه دارد. هیاهوی زمان تنها زندگی‌نامه‌ای داستانی نیست، بلکه تأملی عمیق درباره نسبت هنر و قدرت، ترس و شجاعت، و بهایی است که هنرمند برای حفظ کرامت و خلاقیت خود می‌پردازد. این رمان از برجسته‌ترین آثار ادبی معاصر درباره موسیقی کلاسیک و سرنوشت هنرمند در نظام‌های توتالیتر به شمار می‌آید. 📖 هیاهوی زمان ✍🏾 جولین بارنز 🔁 پیمان خاکسار

𝐉𝐮𝐥𝐢𝐚𝐧 𝐏𝐚𝐭𝐫𝐢𝐜𝐤 𝐁𝐚𝐫𝐧𝐞𝐬 (𝐛𝐨𝐫𝐧 𝟏𝟗 𝐉𝐚𝐧𝐮𝐚𝐫𝐲 𝟏𝟗𝟒𝟔) 𝐢𝐬 𝐚𝐧 𝐄𝐧𝐠𝐥𝐢𝐬𝐡 𝐞𝐬𝐬𝐚𝐲𝐢𝐬𝐭, �
𝐉𝐮𝐥𝐢𝐚𝐧 𝐏𝐚𝐭𝐫𝐢𝐜𝐤 𝐁𝐚𝐫𝐧𝐞𝐬 (𝐛𝐨𝐫𝐧 𝟏𝟗 𝐉𝐚𝐧𝐮𝐚𝐫𝐲 𝟏𝟗𝟒𝟔) 𝐢𝐬 𝐚𝐧 𝐄𝐧𝐠𝐥𝐢𝐬𝐡 𝐞𝐬𝐬𝐚𝐲𝐢𝐬𝐭, 𝐧𝐨𝐯𝐞𝐥𝐢𝐬𝐭 𝐚𝐧𝐝 𝐬𝐡𝐨𝐫𝐭 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫. 🗯 هنر، خار چشم سیاست بوده و هست و خواهد بود؛ در قسمتی از «هیاهوی زمان» به نقل از شوستاکوویچ گفته ام که «موسیقی، جایی درون قلبم محصور مانده است، امید که با مرگ من، این پرنده کوچک پر باز کرده تمام آسمان را درنوردد.» کدام سیاستمدار قادر است پرنده ای که رد قلب شکسپیر، داستایوفسکی یا شوستاکوویچ است را در طول تاریخ خاموش کند؟ پس بالاخره کدام تنهاتر بودند؟ شوستاکوویچ یا استالین؟ هنرمند ممکن است از لحاظ فیزیکی در طول زندگی خود فقر و نداری و ترس و تبعید و شکنجه و مرگ و تنهایی را تجربه کند، با این حال در تاریخ تنها نیست؛ استالین در آن روزگاران، دورش شلوغ بود ولی امروزه تنهاست. مانند بسیاری از آنان که امروزه نیز هنر اصیل را نمی شناسند و محکوم به فنا هستند. استالین در تاریخ تنهاست مانند تمام کمونیست ها، در هیاهوی زمان شوستاکوویچ ها به جای استالین ها باقی می مانند. 📰 بخشی از گفتگوی مجله پاریس ریویو با جولین بارنز درباره رمان «هیاهوی زمان»

Andrew_Parrott_Vivaldi_Chamber_Concert9.53 MB

The_Chandos_Baroque_Players_Vivaldi_Concerto_for_Recorder,_Ob.mp38.47 MB